چالش سوسیالیسم نسل زد

گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-نیلوفر ادیب‌نیا: در سال‌های اخیر، جریان نوینی از سوسیالیسم در میان رای‌دهندگان جوان در کشورهای غربی اقبال فراوانی یافته است. این رویکرد که اغلب از آن با نام «سوسیالیسم نسل زد» یاد می‌شود، واکنشی است به دغدغه‌های فزاینده‌ای نظیر گرانی معیشت، بحران مسکن، نابرابری‌های اقتصادی و پیامدهای احتمالی توسعه هوش مصنوعی بر بازار کار. اگرچه بخش عمده‌ای از حامیان این جنبش را جوانان تشکیل می‌دهند، اما ماهیت آن صرفا به سن‌وسال محدود نمی‌شود؛ بلکه بر پایه‌ی مجموعه‌ای از ایده‌های سیاسی و اقتصادی استوار است که به‌تدریج جایگاه و نفوذ بیشتری در جامعه پیدا می‌کنند.

براساس سرمقاله این هفته نشریه اکونومیست، برخلاف آرمان‌های سنتی سوسیالیسم که بر مالکیت اشتراکی و پیکار طبقاتی پای می‌فشردند، این نسخه جدید تمرکز خود را بر دغدغه‌های ملموس و روزمره‌ اقتصادی معطوف کرده است. حامیان این جریان بر این باورند که با وجود ثروت کلان در جوامع امروزی، بخش بزرگی از مردم همچنان با دشواری‌های جدی معیشتی دست‌به‌گریبانند و دولت‌ها باید نقشی پویاتر در مهار این چالش‌ها ایفا کنند.

از این رو، آن‌ها از سیاست‌هایی چون مهار قیمت‌ها، وضع مالیات بر ثروت، افزایش هزینه‌های عمومی و مداخله‌ مستقیم دولت در حوزه‌های حیاتی مانند مسکن، غذا و خدمات رفاهی حمایت می‌کنند. علاوه بر این، موج خشم ناشی از جنگ غزه نیز محرک مهمی در همراهی و بسیج بسیاری از فعالان و رای‌دهندگان جوان بوده است.

ریشه‌های این جنبش در نارضایتی‌های واقعی و ملموسی نهفته است؛ تورم، توان خرید جامعه را فرسوده کرده، اجاره‌بهای مسکن در کلان‌شهرها به سطحی طاقت‌فرسا رسیده و جهش شتابان هوش مصنوعی سایه‌ای از ابهام بر آینده‌ شغلی نسل جدید افکنده است. این تنگناها سبب شده است بسیاری از جوانان احساس کنند ساختار اقتصادی کنونی، دیگر قادر به تامین امنیت مالی و بسترسازی برای فرصت‌های برابر نیست.

در پی این ناامیدی، گرایش آن‌ها به سمت سیاستمدارانی افزایش یافته است که نوید مداخله‌ گسترده‌تر دولت و بازتوزیع ثروت را می‌دهند. با این حال، منتقدان بر این باورند که نسخه‌های پیشنهادی سوسیالیست‌های نسل زد نه‌تنها ناکارآمد، بلکه آسیب‌زا است.

به پندار آنان، این جنبش با نگریستن به اقتصاد از دریچه «بازی با حاصل‌جمع صفر»، چنین می‌انگارد که رفاه یک گروه لزوما در گرو تضعیف گروهی دیگر است؛ از این رو، به جای تمرکز بر پویایی تولید و خلق ثروت، تمام همت خود را مصروف تقسیم مجدد دارایی‌ها می‌کند. منتقدان همچنین استدلال می‌کنند که تکیه بر مالیات‌ستانی از میلیاردرها برای تامین مخارج کلان دولت، فرضیه‌ای خوش‌بینانه است که پیامدهای منفی اقتصادی چنین سیاست‌هایی را ناچیز پنداشته و درآمدهای حاصل از آن را بیش از حد واقعی برآورد می‌کند

براساس این گزارش، یکی دیگر از انتقادهای اساسی به این جریان، نگرش بدبینانه‌ آن به بخش خصوصی است. مخالفان بر این باورند که در طول تاریخ معاصر، بازار آزاد، رقابت و کارآفرینی، عوامل اصلی بهبود معیشت و ارتقای کیفیت زندگی انسان‌ها بوده‌اند.

از دیدگاه آنان، اتخاذ سیاست‌هایی چون مهار دستوری اجاره‌بها، وضع مالیات‌های سنگین بر ثروت و اعمال مقررات بازدارنده، نه‌تنها انگیزه‌ سرمایه‌گذاری را فرومی‌کاهد و شعله‌ نوآوری را خاموش می‌کند، بلکه می‌تواند به تعمیق همان بحران‌هایی بینجامد که قرار بود برطرف شوند.

در همین راستا، تجارب تاریخی در بخش‌هایی از اروپا و آمریکای لاتین غالبا به عنوان گواهی بر پیامدهای ناگوار مداخله‌ بی‌رویه دولت در اقتصاد مطرح می‌شوند. در همین حال، منتقدان می‌پذیرند که دفاع صرف از نظام سرمایه‌داری چاره‌ساز نیست و دولت‌ها باید برای کاستن از جذابیت رویکردهای رادیکال، به ریشه‌های این نارضایتی‌های عمومی بپردازند. این اقدام مستلزم گام‌های عملی نظیر توسعه‌ ساخت مسکن، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، عادلانه‌سازی نظام مالیاتی و تضمین بهره‌مندی همگانی از دستاوردهای فناوری است. به‌ویژه رویارویی با چالش‌های هوش مصنوعی، نیازمند اتخاذ سیاست‌های مبتکرانه‌ای است که ضمن حمایت از نیروی کار، پویایی نوآوری را نیز حفظ کند.

در نهایت، مجادلات پیرامون «سوسیالیسم نسل زد» نشان از تقابلی ریشه‌دارتر درباره‌ی چگونگی مواجهه‌ جوامع مدرن با ناامنی اقتصادی و دگرگونی‌های شتابان فناوری دارد. در شرایطی که حامیان این جنبش، مداخله‌ همه‌جانبه‌ دولت را پیش‌شرط تحقق عدالت اجتماعی می‌دانند، منتقدان بر این باورند که صیانت از پویاییِ اقتصاد بازار، ضامن اصلی بقای رفاه و پیشرفت است. برآیند این مناقشه بی‌تردید نقشی تعیین‌کننده در ترسیم مسیر سیاسی و اقتصادی بسیاری از کشورها در سال‌های آتی خواهد داشت./