تابآوری بدون داده، فقط یک توهم مدیریتی است
یکی از سوءبرداشتهای رایج این است که حجم بالای جلسات، تماسها و پیگیریهای روزانه نشانه کنترل بیشتر است. درحالیکه گاهی این نشانه نبود شفافیت ساختاری است. هرچه داده ضعیفتر باشد، سازمان ناچار است با انرژی انسانی بیشتر، خلأ اطلاعاتی خود را جبران کند. این وضعیت ممکن است در کوتاهمدت کار را پیش ببرد، اما تابآوری نمیسازد.
تابآوری واقعی زمانی شکل میگیرد که سازمان بداند کدام اقلام، تامینکنندگان، گلوگاهها و انحرافها واقعا بحرانیاند؛ بتواند ریسک را زود ببیند؛ و قبل از آنکه مساله به بحران تبدیل شود، اقدام هماهنگ انجام دهد. این قابلیت، نه صرفا با خرید نرمافزار و تولید گزارش، بلکه با تبدیل داده به زیرساخت تصمیم به دست میآید.
ضعف دادهای فقط یک مشکل فنی نیست؛ بازتابی از ضعف در طراحی فرایند، ناهماهنگی بینوظیفهای و نبود زبان مشترک مدیریتی است. سازمانی که هنوز با گزارشهای متناقض، ثبتهای ناپایدار و تصمیمهای فردمحور اداره میشود، حتی اگر از برخی بحرانها عبور کند، نباید آن را تابآور دانست. چنین سازمانی فقط در حال تحمل هزینههای آشفتگی است.
در محیط پرنوسان امروز، مزیت رقابتی فقط در منابع بیشتر نیست؛ در توانایی تبدیل داده به تشخیص، تشخیص به تصمیم و تصمیم به اقدام بهموقع است. تابآوری واقعی از جایی آغاز میشود که تصمیمگیری از حدس فاصله میگیرد.
* فعال در حوزه برنامهریزی زنجیره تامین