سهم منابع تجدیدپذیر در تولید جهانی برق افزایش یافته است
عبور انرژی خورشیدی از مرز تاریخی
با این حال، دادههای جدید نشان میدهد سهم سوختهای فسیلی در سال ۲۰۲۵ به ۵۴.۷ درصد کاهش یافته است. در این میان، زغالسنگ با ۳۳ درصد همچنان بزرگترین منبع تولید برق باقی مانده، اما برای نخستینبار سهم آن به کمتر از یکسوم کل تولید جهانی نزدیک شده است. گاز طبیعی نیز با سهم ۲۱.۸ درصدی جایگاه دوم را حفظ کرده، درحالیکه سایر سوختهای فسیلی سهمی محدود معادل ۲.۶ درصد داشتهاند.
عبور انرژیهای تجدیدپذیر از مرز یکسوم تولید برق جهانی را میتوان یک نقطه عطف ساختاری تلقی کرد. این اتفاق صرفا یک نوسان کوتاهمدت نیست، بلکه نشانهای از تغییر مسیر سرمایهگذاریها، سیاستگذاریها و فناوریها در سطح جهانی است. طی سالهای اخیر، کاهش هزینه تولید برق از منابع خورشیدی و بادی، همراه با فشارهای سیاستی برای کاهش انتشار کربن، موجب شده این منابع از حاشیه به متن بازار انرژی منتقل شوند. در واقع، اگر تا یک دهه پیش انرژیهای تجدیدپذیر عمدتا بهعنوان گزینهای مکمل در نظر گرفته میشدند، اکنون در بسیاری از کشورها به یکی از ارکان اصلی امنیت انرژی تبدیل شدهاند.
این تغییر جایگاه، پیامدهای مهمی برای بازارهای جهانی انرژی، تجارت سوختهای فسیلی و حتی ژئوپلیتیک انرژی به همراه دارد. در میان منابع تجدیدپذیر، انرژی خورشیدی نقش پیشران این تحول را ایفا کرده است. تولید برق خورشیدی در سال ۲۰۲۵ با افزایشی بیسابقه معادل ۶۳۶ تراواتساعت، به ۲ هزار و ۷۷۸ تراواتساعت رسید که رشدی ۳۰ درصدی نسبت به سال قبل را نشان میدهد. این نرخ رشد، انرژی خورشیدی را به سریعترین منبع در حال توسعه در میان تمامی گزینههای تولید برق تبدیل کرده است. نکته قابلتوجه آن است که رشد انرژی خورشیدی در این سال ۱۸ برابر سریعتر از گاز طبیعی بوده؛ تنها سوخت فسیلی که همچنان رشد مصرف در بخش برق را تجربه کرده است. این شکاف فزاینده، نشاندهنده تغییر ترجیحات سرمایهگذاران و سیاستگذاران به سمت منابع کمکربن است.
تغییر الگو در اقتصادهای نوظهور
یکی از مهمترین تحولات سال ۲۰۲۵، تغییر رفتار اقتصادهای نوظهور بهویژه چین و هند بوده است. این دو کشور که در دو دهه گذشته موتور اصلی رشد مصرف زغالسنگ و سایر سوختهای فسیلی محسوب میشدند، اکنون نشانههایی از تغییر مسیر را بروز دادهاند. در هر دو کشور، افزایش ظرفیت تولید انرژیهای پاک از رشد تقاضای برق پیشی گرفته است؛ به این معنا که بخشی از نیاز جدید به برق، مستقیما از طریق منابع تجدیدپذیر تامین میشود. این تحول، اگر تداوم یابد، میتواند نقطه عطفی در کاهش رشد تقاضای جهانی برای سوختهای فسیلی باشد.
چین بهعنوان بزرگترین بازار انرژی جهان، همچنان پیشتاز توسعه انرژی خورشیدی باقی مانده و بیش از نیمی از افزایش ظرفیت جهانی این بخش را در سال ۲۰۲۵ به خود اختصاص داده است. سهم انرژیهای بادی و خورشیدی در سبد انرژی این کشور به ۲۲ درصد رسیده که از میانگین کشورهای عضو OECD نیز فراتر رفته است. در همین حال، هند نیز با سرعتی قابلتوجه در حال توسعه زیرساختهای انرژی پاک است و برای نخستینبار ظرفیت نصبشده جدید انرژی خورشیدی آن از آمریکا پیشی گرفته است. این روند نشان میدهد که گذار انرژی دیگر محدود به اقتصادهای توسعهیافته نیست و بهتدریج به یک روند جهانی تبدیل شده است.
تقاضای برق و محدودیتهای ساختاری
با وجود این تحولات، رشد تقاضای جهانی برق همچنان یکی از متغیرهای کلیدی در تعیین مسیر آینده انرژی است. در سال ۲۰۲۵، تقاضای برق رشدی ۲.۸درصدی را تجربه کرد که تقریبا مطابق با میانگین دهه گذشته است. در چنین شرایطی، سرعت توسعه انرژیهای تجدیدپذیر باید نهتنها پاسخگوی جایگزینی سوختهای فسیلی باشد، بلکه رشد تقاضا را نیز پوشش دهد. این چالش بهویژه در کشورهای در حال توسعه که با رشد سریع مصرف انرژی مواجه هستند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در اتحادیه اروپا، گذار انرژی وارد مرحلهای پیشرفتهتر شده است. در سال ۲۰۲۵، برای نخستینبار تولید برق از منابع بادی و خورشیدی از سوختهای فسیلی پیشی گرفتهاست. این دو منبع در مجموع ۳۰ درصد از برق اتحادیه اروپا را تامین کردند، درحالیکه سهم سوختهای فسیلی به ۲۹درصد کاهش یافتهاست. این تحول را میتوان نتیجه ترکیبی از سیاستهای اقلیمی سختگیرانه، سرمایهگذاری گسترده در زیرساختهای انرژی پاک و همچنین افزایش هزینههای سوختهای فسیلی در سالهای اخیر دانست. سهم ۱۳درصدی انرژی خورشیدی بهتنهایی نیز نشان میدهد که این منبع بهسرعت در حال تبدیل شدن به یکی از ارکان اصلی تولید برق در اروپا است. افزایش سهم انرژیهای تجدیدپذیر، تنها یک تحول فنی یا زیستمحیطی نیست، بلکه پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیک گستردهای دارد. کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی میتواند توازن قدرت در بازارهای انرژی را تغییر دهد و نقش کشورهایی را که به صادرات نفت و گاز متکی هستند، تحت تاثیر قرار دهد. از سوی دیگر، توسعه فناوریهای مرتبط با انرژیهای پاک (از تولید پنلهای خورشیدی تا ذخیرهسازی انرژی) به رقابت صنعتی جدید میان کشورها تبدیل شده است. در این میان، کشورهایی که زودتر در این حوزه سرمایهگذاری کردهاند، از مزیت رقابتی قابلتوجهی برخوردار خواهند شد.
چالشهای پیشرو
با وجود روند مثبت، گذار به انرژیهای تجدیدپذیر با چالشهایی نیز همراه است. نوسانپذیری تولید برق از منابعی مانند خورشید و باد، نیاز به توسعه سیستمهای ذخیرهسازی و ارتقای شبکههای برق را افزایش داده است. همچنین، تامین مواد اولیه موردنیاز برای فناوریهای انرژی پاک مانند فلزات کمیاب خود به یک چالش جدید در زنجیره تامین جهانی تبدیل شده است. در مجموع، دادههای سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که گذار به انرژیهای پاک از مرحله اولیه عبور کرده و وارد یک فاز ساختاری شده است. اگرچه سوختهای فسیلی همچنان سهم غالب را در تولید برق جهان دارند، اما روندهای جاری بهویژه رشد شتابان انرژی خورشیدی حاکی از آن است که این برتری در بلندمدت با چالشهای جدی مواجه خواهد شد.
ادامه این مسیر، بیش از هر چیز به تداوم سرمایهگذاری، ثبات سیاستگذاری و توانایی کشورها در مدیریت چالشهای فنی و اقتصادی بستگی دارد؛ عواملی که تعیین خواهند کرد آیا این گذار بهصورت پایدار و متوازن ادامه خواهد یافت یا با موانع جدید مواجه خواهد شد.