از بازار سرمایه ایران تا بازار سرمایه توسعهیافته
بازار سرمایه ایران نیز طی سالهای گذشته از نظر تعداد شرکتها، ارزش معاملات، توسعه ابزارهای مالی و گسترش حضور سرمایهگذاران حقیقی و حقوقی رشد قابلتوجهی داشته است. با این حال، فاصله میان ساختار و کارکرد بازار سهام ایران با بازارهای سرمایه توسعهیافته همچنان قابلتوجه است؛ فاصلهای که صرفا با افزایش تعداد شرکتهای بورسی یا رشد مقطعی شاخصها برطرف نخواهد شد. مساله اصلی امروز بازار سرمایه ایران، بیش از آنکه کمبود نقدینگی باشد، کمبود اعتماد، عمق، ثبات و پیشبینیپذیری است. بنابراین اگر هدف، حرکت به سمت استانداردهای بازارهای توسعهیافته است، باید نگاه به بورس از یک بازار معاملاتی کوتاهمدت به یک نهاد راهبردی برای توسعه اقتصادی تغییر کند.
نخستین ضرورت؛ بازگرداندن اعتماد
هیچ بازار سرمایهای بدون اعتماد پایدار نمیتواند عمیق و کارآمد شود. سرمایهگذار زمانی منابع خود را برای دورههای میانمدت و بلندمدت وارد بازار میکند که بتواند نسبت به قواعد بازی، سیاستهای اقتصادی و حقوق مالکانه خود اطمینان نسبی داشته باشد. در اقتصادهای توسعهیافته، تغییرات مقرراتی معمولا با سازوکارهای مشخص، اطلاعرسانی قبلی و ارزیابی آثار تصمیمات همراه است. در مقابل، تغییرات ناگهانی در مقررات، قیمتگذاریهای دستوری، تصمیمات متعدد و بعضا متناقض و ابهام در سیاستهای اقتصادی میتواند افق سرمایهگذاری را کوتاه کند. از این رو، یکی از مهمترین اصلاحات مورد نیاز، ایجاد ثبات در قواعد بازار است. سیاستگذار باید بپذیرد که سرمایهگذار بیش از آنکه از یک تصمیم مشخص نگران باشد، از غیرقابل پیشبینی بودن تصمیم بعدی هراس دارد. ایجاد تقویم مشخص برای مقررات، اعلام عمومی تغییرات با فاصله زمانی مناسب و انجام ارزیابی اثرات تصمیمات مهم بر بازار سرمایه میتواند گام مهمی در این مسیر باشد.
بازار سهام، قربانی سیاستهای اقتصادی نباشد
بازار سرمایه را نمیتوان جدا از محیط اقتصاد کلان توسعه داد. نرخ بهره، نرخ ارز، تورم، سیاستهای مالی و بودجهای، سیاست تجاری و نحوه قیمتگذاری انرژی و محصولات، همگی بر ارزشگذاری شرکتهای بورسی اثر میگذارند. از همین رو، توسعه بازار سرمایه نیازمند هماهنگی میان سیاستهای پولی، مالی و اقتصادی است. نمیتوان از یکسو شرکتها را به حضور در بورس و تامین مالی از بازار سرمایه تشویق کرد و از سوی دیگر با سیاستهایی که سودآوری و امکان برنامهریزی بلندمدت آنها را محدود میکند، جذابیت این بازار را کاهش داد. بورس زمانی میتواند نقش واقعی خود را ایفا کند که بنگاه اقتصادی بتواند با اتکا به بازار سرمایه برای چند سال آینده برنامهریزی کند. این امر مستلزم کاهش عدمقطعیت و حرکت به سمت سیاستگذاری اقتصادی منسجم و قابل پیشبینی است.
شفافیت؛ ستون اصلی بازارهای پیشرفته
یکی از تفاوتهای اساسی بازارهای توسعهیافته با بازارهای کمعمق، کیفیت و سرعت دسترسی به اطلاعات است. سرمایهگذار باید بتواند بر اساس اطلاعات دقیق، قابل اتکا و قابل مقایسه تصمیمگیری کند. در این زمینه، ارتقای استانداردهای گزارشگری مالی، تقویت حسابرسی مستقل، افزایش کیفیت افشای اطلاعات و برخورد موثر با اطلاعات نهانی اهمیت ویژهای دارد. همچنین باید از ظرفیت فناوری برای انتشار سریعتر و استانداردتر اطلاعات استفاده کرد. در یک بازار مدرن، شفافیت نباید صرفا به انتشار صورتهای مالی محدود شود، بلکه ساختار مالکیت، معاملات اشخاص وابسته، سیاست تقسیم سود، ریسکهای عمده، قراردادهای مهم و تصمیمات اثرگذار بر آینده شرکت نیز باید برای سرمایهگذار قابل ارزیابی باشد.
سهامدار؛ مالک شرکت، نه صرفا معاملهگر
یکی از الزامات توسعه بازار سرمایه، تقویت حقوق سهامداران است. سهامدار خرد زمانی در بازار باقی میماند که احساس کند حقوق مالکانه او در ساختار شرکت به رسمیت شناخته میشود. تقویت حاکمیت شرکتی، افزایش استقلال هیاتمدیره، شفافیت روابط اشخاص وابسته و ایجاد سازوکارهای موثر برای حمایت از حقوق سهامداران اقلیت، از جمله اقداماتی است که میتواند کیفیت بازار را ارتقا دهد. در کنار این موارد، فرهنگ سهامداری نیز باید تغییر کند. بازار توسعهیافته بازاری نیست که همه سرمایهگذاران آن صرفا به دنبال نوسانگیری روزانه باشند. توسعه صندوقهای سرمایهگذاری، مشاوره حرفهای و آموزش مالی میتواند بخشی از سرمایهگذاران را از تصمیمات هیجانی و کوتاهمدت به سمت سرمایهگذاری حرفهای و بلندمدت هدایت کند.
توسعه ابزارها؛ عبور از بورس تکمحصولی
بازار سرمایه پیشرفته فقط بازار سهام نیست. وجود ابزارهای متنوع برای تامین مالی و مدیریت ریسک، یکی از نشانههای بلوغ بازار است. ایران طی سالهای گذشته گامهایی در توسعه صندوقها، اوراق بدهی و ابزارهای مشتقه برداشته است؛ اما هنوز ظرفیت قابلتوجهی برای توسعه این بخش وجود دارد. گسترش صندوقهای تخصصی، ابزارهای پوشش ریسک، قراردادهای مشتقه، ابزارهای تامین مالی پروژهها و محصولات متناسب با نیاز صنایع مختلف میتواند عمق بازار را افزایش دهد. از سوی دیگر، بازار بدهی باید در کنار بازار سهام توسعه یابد. شرکتها نباید برای تامین مالی صرفا میان دریافت تسهیلات بانکی و عرضه سهام یکی را انتخاب کنند. یک بازار سرمایه بالغ باید مجموعهای از گزینههای تامین مالی را در اختیار بنگاه قرار دهد تا هر شرکت متناسب با ساختار سرمایه و پروژههای خود، ابزار مناسب را انتخاب کند.
سرمایهگذار خارجی؛ هدفی فراتر از ورود پول
یکی از ویژگیهای بازارهای سرمایه بینالمللی، حضور سرمایهگذاران خارجی است. برای ایران نیز جذب سرمایه خارجی میتواند علاوه بر تامین منابع، به انتقال دانش مالی، استانداردهای مدیریتی و ارتباط با شبکههای بینالمللی سرمایه کمک کند. اما سرمایه خارجی صرفا با ارائه مشوقهای مالی وارد بازار نمیشود. سرمایهگذار خارجی پیش از هر چیز به ثبات حقوقی، امکان خروج سرمایه، شفافیت مقررات، قابلیت تبدیل ارز و دسترسی به اطلاعات قابل اتکا توجه میکند. بنابراین، فراهم کردن زیرساخت حقوقی و عملیاتی برای حضور سرمایهگذاران بینالمللی باید همزمان با اصلاحات داخلی دنبال شود. بازار سرمایهای که برای سرمایهگذار داخلی شفاف و قابل پیشبینی نباشد، برای سرمایهگذار خارجی نیز جذابیت پایدار نخواهد داشت.
فناوری؛ فرصتی بزرگ پیش روی بازار سرمایه
تحول دیجیتال میتواند یکی از موتورهای اصلی توسعه بازار سرمایه ایران باشد. هوش مصنوعی، تحلیل دادههای بزرگ، سامانههای نظارتی هوشمند و ابزارهای دیجیتال میتوانند سرعت، دقت و شفافیت بازار را افزایش دهند. البته استفاده از فناوری نباید صرفا به معنای راهاندازی سامانههای جدید باشد. هدف اصلی باید ایجاد بازاری باشد که اطلاعات در آن سریعتر پردازش شود، ریسکها زودتر شناسایی شوند و سرمایهگذار بتواند با هزینه کمتر به دادههای معتبر دسترسی پیدا کند. در چنین شرایطی، نهاد ناظر نیز میتواند از فناوری برای کشف الگوهای غیرعادی معاملات، شناسایی رفتارهای مشکوک و ارتقای نظارت بر بازار استفاده کند.
اصلاح رابطه دولت و بازار سرمایه
شاید یکی از مهمترین موضوعات در مسیر توسعه بازار سرمایه، تعریف دقیقتر رابطه دولت با بورس باشد. دولت باید نقش سیاستگذار و ناظر را ایفا کند، نه اینکه به بازیگر غالب بازار تبدیل شود. بازار سرمایه زمانی میتواند کارکرد اقتصادی خود را بهدرستی انجام دهد که قیمتها عمدتا از تعامل عرضه و تقاضا شکل بگیرند و مداخلات مستقیم به حداقل برسد. حمایت از بازار به معنای جلوگیری از هرگونه افت قیمت نیست؛ بلکه به معنای ایجاد سازوکاری است که در آن قواعد بازی شفاف، حقوق سرمایهگذاران محفوظ و رقابت منصفانه برقرار باشد.
سخن پایانی
حرکت به سمت بازار سرمایه توسعهیافته، پروژهای یکساله یا حتی چندساله نیست؛ بلکه فرآیندی تدریجی است. میتوان این مسیر را در سه مرحله دنبال کرد. در مرحله نخست باید بر بازسازی اعتماد، ثبات مقررات، افزایش شفافیت و کاهش مداخلات غیرضروری تمرکز کرد. در مرحله دوم توسعه ابزارهای مالی، تقویت صندوقهای سرمایهگذاری، گسترش بازار بدهی، ارتقای حاکمیت شرکتی و توسعه زیرساختهای فناوری باید در اولویت قرار گیرد. در مرحله سوم میتوان به سمت افزایش تعاملات بینالمللی، جذب سرمایهگذاران خارجی، استانداردسازی بیشتر گزارشگری و اتصال تدریجی بازار سرمایه ایران به شبکه مالی جهانی حرکت کرد.
در نهایت، رسیدن بازار سرمایه ایران به سطح بازارهای توسعهیافته، با یک تصمیم یا یک بخشنامه امکانپذیر نیست. توسعه بازار سرمایه نتیجه مجموعهای از اصلاحات هماهنگ در اقتصاد، مقررات، حاکمیت شرکتی، فناوری و فرهنگ سرمایهگذاری است. بازار سرمایه قدرتمند، محصول اقتصاد باثبات و سیاستگذاری قابل پیشبینی است؛ نه جایگزین آن. اگر قرار است بازار سرمایه ایران به نهادی برای تامین مالی بلندمدت تولید، افزایش بهرهوری و جذب سرمایه تبدیل شود، باید به جای تمرکز صرف بر شاخصها و ارزش معاملات، بر کیفیت بازار، اعتماد سرمایهگذاران و کارآمدی سازوکارهای آن تمرکز کرد. مسیر توسعه بازار سرمایه از جایی آغاز میشود که سرمایهگذار اطمینان داشته باشد قواعد بازی روشن است، اطلاعات قابل اتکاست، حقوق مالکیت محترم شمرده میشود و افق تصمیمگیری اقتصادی، کوتاهتر از افق سرمایهگذاری او نیست. این همان نقطهای است که بازار سرمایه ایران میتواند از یک بازار صرفا معاملاتی، به یکی از پیشرانهای اصلی توسعه اقتصادی کشور تبدیل شود.
* کارشناس بازار سرمایه