متغیرهای بنیادین زیرمجموعه صنعت بزرگ محصولات شیمیایی ارزیابی شد
متانول زیر فشار قطعی گاز
تولید در تنگنای خوراک
تولید صنعت متانول در چهار ماه نخست ۱۴۰۵ نسبت به مدت مشابه سال قبل نزدیک به ۶۰ درصد کاهش یافت، افتی بهمراتب شدیدتر از روند نزولی سالهای اخیر این صنعت. محرک اصلی این افت را باید در آسیبدیدگی واحدهای یوتیلیتی مبین و فجر جستوجو کرد که در جریان جنگ ۴۰روزه ایران با رژیم صهیونیستی و آمریکا دچار اختلال شدند. این دو واحد که برق و بخار مورد نیاز مجتمعهای متانولساز منطقه را تامین میکنند، با از کار افتادن یا کاهش ظرفیت خود، عملا زنجیره تولید این صنعت را با محدودیت جدی روبهرو کردند و بسیاری از واحدها را ناگزیر از توقف یا کاهش شدید نرخ بهرهبرداری کردند. در کنار این عامل اصلی، محدودیت همیشگی تخصیص گاز خوراک در فصل سرد سال و اولویت تامین گاز مصرف خانگی نیز همچنان بر روند تولید این صنعت سایه انداخته است. در میان شرکتهای این گروه، زاگرس بهعنوان بزرگترین تولیدکننده صنعت، بیشترین سهم را در افت مطلق تولید داشت و کاهش تولید این شرکت در چهار ماه نخست امسال نزدیک به میانگین صنعت بود. شفن اما وضعیت دشوارتری را پشت سر گذاشت و نرخ کاهش تولید آن به نسبت ظرفیتش، بهمراتب شدیدتر از میانگین صنعت و از هر دو شرکت دیگر بود. شخارک نیز کاهش تولید محسوسی را در فروردینماه ثبت کرد، اگرچه دادههای ماههای بعدی این شرکت هنوز بهطور کامل منتشر نشده است.

همگامی کاهش تناژ فروش با تولید
مقدار فروش صنعت متانول در چهار ماه نخست ۱۴۰۵ نسبت به سال قبل بیش از ۶۰ درصد کاهش یافت، افتی همراستا و حتی کمی شدیدتر از کاهش تولید. این هماهنگی نشان میدهد شرکتهای این صنعت برخلاف برخی گروههای دیگر پتروشیمی، عملا موجودی انبار قابلتوجهی برای جبران کاهش تولید نداشتهاند و فروش آنها مستقیما تابع نرخ تولید حرکت کرده است. این ویژگی ناشی از ماهیت متانول بهعنوان یک محصول پایه صادراتی است که معمولا بلافاصله پس از تولید و بدون انباشت طولانیمدت به بازار عرضه میشود.
زاگرس در این میان بیشترین افت فروش را در میان سه شرکت بزرگ صنعت ثبت کرد و کاهش فروش آن در چهار ماه نخست امسال از میانگین صنعت نیز فراتر رفت. شفن نیز با کاهشی شدیدتر از میانگین صنعت، عملکرد ضعیفی در فروش داشت و افت فروش این شرکت در برخی ماهها به بیش از ۹۰ درصد نسبت به سال قبل رسید. در نقطه مقابل، شخارک با یک جهش غیرمنتظره در فروش فروردینماه، که احتمالا ناشی از فروش محصول انباشته از پایان سال گذشته بوده، تنها استثنای این روند نزولی در میان سه شرکت گروه به شمار میرود و رشد فروش آن در این ماه بهطور چشمگیری از میانگین صنعت فاصله گرفت.

درآمد با وجود افت حجم، ثابت ماند
برخلاف تصویر نزولی تولید و فروش، درآمد فروش صنعت متانول در چهار ماه نخست ۱۴۰۵ تقریبا در سطح سال قبل باقی ماند و افت آن بهمراتب کمتر از افت شدید حجم فروش بود. این شکاف بزرگ میان کاهش حجم و ثبات درآمد را باید در جهش نرخ ارز نیمایی و صادراتی و همچنین رشد قیمت جهانی متانول جستوجو کرد، عواملی که درآمد ریالی هر تن فروشرفته را بهشدت افزایش دادهاند. متانول بهعنوان یک کالای صادراتی که نرخ آن عمدتا بر مبنای بازارهای جهانی و ارز نیمایی یا صادراتی تعیین میشود، در برابر افت تولید داخلی از سپر قیمتی نسبتا قویتری نسبت به محصولات مصرف داخلی برخوردار است.
در میان شرکتها، شخارک بیشترین رشد درآمد را به ثبت رساند و در تکماهه فروردین با جهشی چند برابری نسبت به سال قبل همراه شد، رشدی که ترکیبی از افزایش نرخ فروش و فروش موجودی انباشته بوده است. زاگرس نیز با وجود افت شدید حجم تولید و فروش، توانست کاهش درآمد خود را در محدودهای بهمراتب ملایمتر از افت حجمی نگه دارد، بهطوریکه در برخی ماهها حتی با وجود کاهش تولید، درآمد این شرکت نسبت به سال قبل رشد مثبت نشان داد. شفن در مقابل، تنها شرکتی بود که همسو با کاهش تولید و فروش، افت محسوس درآمد را نیز تجربه کرد، هرچند شدت این افت باز هم کمتر از افت حجم فروش آن بود و نشان میدهد حتی ضعیفترین عملکرد این گروه نیز از رشد قیمتی بیبهره نمانده است.

بهار پرسود متانولیها
حاشیه سود صنعت متانول در سالهای اخیر روندی کاملا نزولی داشته و از سطوح بالای اوایل دهه نود به میانگین بهمراتب پایینتری در سالهای اخیر رسیده است. دادههای فصلی نشان میدهد فشار بر سودآوری در پاییز و زمستان ۱۴۰۴ به اوج خود رسید، دورهای که همزمان با کاهش شدید نرخ بهرهبرداری واحدها بهدلیل قطعی گاز بوده و حاشیه سود عملیاتی برخی شرکتها را به نزدیکی صفر یا حتی منفی رساند، وضعیتی که نشان میدهد در دورههای کمتولیدی، هزینههای ثابت واحدهای پتروشیمی فشار سنگینی بر سودآوری وارد میکند.
از بهار ۱۴۰۵ اما مسیر بهطور محسوسی معکوس شد و حاشیه سود ناخالص، عملیاتی و خالص صنعت همگی جهشی قابلتوجه را تجربه کردند و به بالاترین سطح چند فصل اخیر رسیدند. این بازگشت سودآوری را باید نتیجه مستقیم رشد نرخ فروش در کنار احیای نسبی نرخ بهرهبرداری در واحدهایی دانست که توانستند بخشی از تولید ازدسترفته زمستان را جبران کنند. در میان شرکتها، زاگرس بیشترین بهبود حاشیه سود ناخالص را در بهار ۱۴۰۵ ثبت کرد و پس از یک دوره طولانی کاهش سود که در برخی فصول اخیر حتی به حاشیه تکرقمی رسیده بود، خارج شد. شفن نیز با رشد محسوس حاشیه سود عملیاتی و خالص در همین فصل، عملکرد بهمراتب بهتری نسبت به فصول پیش از خود نشان داد و از منطقه حاشیه منفی چند فصل اخیر خارج شد. شخارک در طول این دوره همچنان بالاترین و پایدارترین حاشیه سود را در میان سه شرکت صنعت حفظ کرده، جایگاهی که ناشی از ساختار هزینهای متفاوت و مقیاس کوچکتر تولید این شرکت نسبت به دو رقیب بزرگتر است.