سیاهیهای صنعت شوینده
دنیایاقتصاد - عباس بیات : تولید موادشوینده در ایران به دهه ۱۳۳۰ برمیگردد. در حدود سالهای ۱۳۳۲ تا ۱۳۳۴ با ورود پودرهای شوینده به شهرهای بزرگ، کاربرد این مواد به شکل امروزی متداول شد. در حال حاضر ۲۲۰واحد تولیدی در زمینه مواد شوینده در کشور فعال هستند و حدود ۷۰ تا ۸۵درصد تولید داخلی این صنعت در اختیار ۱۵واحد صنعتی بزرگ است. ظرفیت تولید داخلی این ۲۲۰شرکت برابر ۴میلیون تن است؛ ولی تنها ۵/ ۱میلیون تن تولید میشود که این میزان تولید نهتنها بیش از دوبرابر مصرف موردنیاز کشور است، بلکه بخشی از محصولات موجود در بازار داخل کاملا وارداتی هستند. بهطور متوسط صادرات سالانه ایران در مواد شوینده و صنایع وابسته حدود ۱۸۰ تا ۲۲۰میلیون دلار است. یکی از معضلات جدی صنعت شوینده، نرخگذاری دستوری است که موجب شده است تولیدکنندگان نتوانند نرخ محصولات خود را همگام با رشد هزینهها افزایش دهند. دومین معضل این صنعت، مواداولیه وارداتی است که بیش از ۳۰درصد مواد اولیه را شامل میشود و موجب شده است با تلاطم بازار ارز، هزینه تحمیلی به شرکتهای صنعت محصولات پاککننده بیش از پیش افزایش یابد.

۹ شرکت شوینده با ارزش ۵۵ هزار میلیاردی در بازار سرمایه
در بازار سرمایه ۹شرکت صنعت محصولات پاککننده فعال هستند که زیرمجموعه صنعت شیمیایی محسوب میشوند. ارزش بازار این صنعت در حدود ۵۵هزار میلیارد تومان است که بیشترین میزان مربوط به گروه صنعتی پاکشو با ارزش بازار ۳۳هزار میلیارد تومان و کمترین میزان مربوط به شرکت تولیپرس با ارزشی بالغ بر ۵۳۰میلیارد تومان است.
در این بین از آنجا که صنعت محصولات پاککننده با قیمتگذاری دستوری درگیر است، بنابراین نسبت قیمت به سود این شرکتها عمدتا بسیار بالا یا به دلیل زیانده بودن منفی است. اگر بخواهیم نسبت مذکور را معیار قرار دهیم، نماد «قرن» با نسبت قیمت به سود ۴/ ۹واحد در مقایسه با همگروهیهای خود جای بیشتری برای رشد دارد. بیشترین زیان این صنعت توسط شرکت «شتولی» ایجاد شده که این موضوع موجب ثبت نسبت قیمت به زیان منفی ۶/ ۳۰واحد شده است. صنعت پاککننده در ماه اردیبهشت بهطور میانگین ۶درصد بازدهی را نصیب سهامداران خود کرده که بیشترین بازدهی مربوط به شرکت «شپاکسا» با بیش از ۲۱درصد بازدهی و کمترین میزان بازدهی نیز مربوط به شرکت «ساینا» با ثبت بازدهی منفی ۴درصد بوده است. علت عمده بازدهی خوب شرکت پاکسان در اردیبهشتماه، تغییر مدیرعامل این شرکت بوده که سهامداران نسبت به این تغییر و تحول خوشبین هستند.
معضل تولید صنعت محصولات پاککننده
بررسی روند تولیدات صنعت محصولات پاککننده از سال ۱۳۹۱ نشان میدهد که معضل اصلی در این صنعت بحث تولید است. بهطور میانگین در ۱۱سال اخیر این صنعت با افت یکدرصدی تولید مواجه بوده که بیشترین میزان افت مربوط به سال ۱۳۹۸ است که ۴۲درصد مجموع تولیدات صنعت افت پیدا کرده و بیشترین میزان رشد مربوط به سال ۱۳۹۷ با افزایش ۴۲درصدی تولید بوده است.
در میان شرکتهای شوینده، بیشترین میزان تولید در سال ۱۴۰۱ مربوط به شرکت «پاکشو» بوده که حدود ۴۳درصد از تولید کل صنعت شوینده را تامین کرده است. عمده دلیل این وضعیت وخیم در این صنعت در ابتدا قیمتگذاری دستوری است که کمر تولیدکنندگان را شکسته است. قیمتگذاری دستوری موجب شده است تا هزینههای تحمیلی این شرکتها نسبت به درآمد آنها فزونی یابد و در نتیجه با ورشکستگی یا از کار افتادن خطوط تولید خود مواجه شوند. عمده خطوط تولید شرکتهای شوینده غیرفعال شده است که تمامی این موارد به قیمتگذاری دستوری برمیگردد. دومین علتی که میتوان آن را مانع رشد تولید شرکتهای صنعت شوینده دانست، عدمتامین مواداولیه است. بهطور تاریخی از ابتدا بخشی از مواداولیه این صنعت از کشورهای خارجی وارد میشد و در سالهای اخیر با توجه به تشدید تحریمها، تامین این مواد با چالش مواجه شده است. رشد نرخ ارز نیز موجب گرانشدن هزینه تهیه مواداولیه وارداتی میشود که با توجه به اینکه شرکتهای این صنعت نمیتوانند محصولات خود را با نرخ آزاد به فروش برسانند، عمدتا نقدینگی لازم برای جبران هزینه تحمیلی ارز به مواداولیه را ندارند.

حال خوب شرکتهای صادراتمحور در صنعت شوینده
بررسی روند ۱۱ساله درآمد فروش صنعت محصولات پاککننده نشان میدهد که بهطور میانگین هر سال ۵۶درصد درآمد فروش شرکتهای این صنعت با رشد مواجه بوده است. در این بین کمترین میزان مربوط به سال ۱۳۹۴ است که درآمد صنعت تنها ۴درصد افزایش داشته و بیشترین میزان رشد برای سال ۱۳۹۱ بوده که افزایش خیرهکننده ۱۵۲درصدی در درآمد این صنعت رقم خورده است.
همانطور که در بخش تولید اشاره شد، شرکتهای صنعت شوینده با معضل نرخ دستوری دستوپنجه نرم میکنند که این معضل آنها را وادار کرده است میزان صادرات خود را افزایش دهند. از آنجا که این شرکتها در صادرات درگیر قیمتگذاری دستوری نیستند، در نتیجه میتوان گفت هر شرکتی که بتواند تعامل بهتری با کشورهای همسایه برقرار سازد و محصولات خود را صادر کند، از فروش بیشتر و سودآوری بهتر و همینطور میزان نقدینگی بالاتری برخوردار است. بیشترین میزان صادرات این صنعت مربوط به شرکت «شپاکسا» است که حدود ۲۳درصد درآمد آن از بخش صادرات تامین میشود. دو شرکت «شکف» و «شتولی» تنها شرکتهایی هستند که درآمدی از محل صادرات کسب نمیکنند و کمترین میزان صادرات را در میان شرکتهای این صنعت دارا هستند.
ریسک حاشیه سود با نرخگذاری دستوری
ریسک عمدهای که شرکتهای صنعت شوینده با آن مواجه هستند، حاشیه سود است. از آنجا که این شرکتها باید محصولات خود را به قیمت مصوب به فروش برسانند، همواره در معرض کاهش حاشیه سود هستند. در این بین، میانگین حاشیه سود ناخالص، عملیاتی و خالص محصولات پاککننده در ۱۱سال اخیر بهترتیب ۳۰، ۲۳ و ۱۸درصد بوده است. بیشترین میزان سودآوری مربوط به سال ۱۳۹۸ است که حاشیه سود خالص ۲۸درصدی به ثبت رسیده و کمترین میزان نیز مربوط به سال ۱۴۰۱ با ثبت حاشیه سود خالص ۱۰درصدی در این صنعت بوده است. بیشترین میزان حاشیه سود ناخالص در شرکتهای این صنعت مربوط به «کیمیاتک» با ثبت عدد ۴۴درصد است که البته این شرکت علاوه بر محصولات پاککننده، محصولات دارویی و آرایشی نیز تولید و صادر میکند که چندمحصولی بودن موجب کاهش ریسک حاشیه سود آن شده است.
فزونی هزینه بر درآمد شرکتهای شوینده
مشکل عمده صنعت شوینده، همانطور که اشاره شد، فزونی هزینه بر درآمد با توجه به عدمافزایش نرخ فروش محصولاتشان است. با این حال برخی شرکتهای این صنعت تعامل خوبی با خریداران خود برقرار کرده و با توجه به قدمت و اعتماد مشتریان به محصولاتشان، توانستهاند میانگین رشد نرخ فروش خود را افزایش دهند. بهمنظور بررسی نرخ فروش، رشد نرخ فروردینماه مهمترین محصول شرکتهای تولیدی نسبت به میانگین کل سال ۱۴۰۱ در نظر گرفته شده است. بر این اساس شرکت «شپاکسا» با توجه به قدمت بیش از ۶۰ساله خود و جلب اعتماد عام مردم، توانسته است در فروردینماه مهمترین محصول خود را که صابون است ۲۷درصد بیشتر از میانگین کل سال ۱۴۰۱ بهفروش برساند و بیشترین رشد نرخ فروش را از آن خود کند. کمترین میزان افزایش نیز مربوط به شرکت «شپارس» بوده که محصول اصلی خود یعنی پودر و مایعات البسه را در اولین ماه سال ۱۴۰۲، ۷درصد بیشتر از میانگین به فروش رسانده است.
وصول مطالبات ۷۸ روزه در «ساینا»
نقدینگی یکی از مهمترین عوامل رونق در هر شرکت تولیدی است؛ بهخصوص در صنعت محصولات پاککننده که اسیر قیمتگذاری دستوری هستند. شرکتها در مواقع بحران ارزی که از یک طرف با کمبود مواداولیه مواجه میشوند و از طرف دیگر تا گرفتن مجوز افزایش نرخ هزینههای آنها سر به فلک میکشد، میتوانند از نقدینگی موجود استفاده و آهنگ تولید خود را حفظ کنند. جریان نقد و گردش آن را میتوان از نسبت جریان نقد به فروش و دوره وصول مطالبات متوجه شد. میانگین نسبت جریان نقد به فروش کل صنعت در دوره ۹ماهه ۱۴۰۱، ۱۳درصد است که بیشترین میزان مربوط به شرکت «شپاکسا» با ثبت عدد ۲۰درصد و کمترین میزان مربوط به «پاکشو»بوده که منفی ۵درصد را بهثبت رسانده است. دوره وصول مطالبات نشاندهنده متوسط زمانی است که طول میکشد تا وجه حاصل از فروش کالا بهطور نسیه دریافت شود. برای دوره وصول میانگین این نسبت در ۱۰فصل اخیر محاسبه شده که بر این اساس کمترین میزان مربوط به شرکت «ساینا» است که توانسته است ۷۸روزه مطالبات خود را وصول کند. بیشترین تاخیر در وصول مطالبات هم مربوط به شرکت «پاکشو» بوده که وصول مطالبات ۱۷۹روزه را به ثبت رسانده است.