باقدمت؛ اما جامانده
دنیایاقتصاد - عباس بیات : صنعت لوازمخانگی با آغاز سال ۱۴۰۱، در ایران ۸۵ساله شد. اما با وجود قدمت زیاد این صنعت، پیشرفت نهچندان مطلوبی در این سالها تجربه کرده است. قدمت این صنعت به سال ۱۳۱۶ برمیگردد که کارخانه ارج توسط خلیل ارجمند بنا نهاده شد. در ابتدا این کارخانه یک کارگاه کوچک بود؛ اما ۳۴سال بعد کارخانه ارج به اولین کارخانه تولید لوازمخانگی در ایران تبدیل شد که به کمک ۲هزار و ۳۰۰نفر پرسنل خود اقدام به تولید یخچال، بخاری، ماشین لباسشویی و کولر کرد. بهجرات میتوان گفت که پس از نفت، صنعت لوازمخانگی میتواند به بزرگترین صنعت سودآور کشور تبدیل شود؛ چنانکه طبق آمار و ارقام موجود، این صنعت در جایگاه سوم بعد از صنعت خودرو قرار دارد. از جمله مشکلاتی که شرکتهای فعال این صنعت با آن دستوپنجه نرم میکنند، میتوان به نوسانات ارزی، ارائه تسهیلات با نرخ سود بالا، نوسان قیمت مواداولیه و ورود کالای قاچاق به کشور اشاره کرد. با این تفاسیر در سال ۱۴۰۱ صنعت لوازمخانگی با توجه به عدمورود کالاهای کرهای، توانست رکورد رشد درآمد خیرهکننده ۲۵۰درصدی را بهثبت برساند. همچنین این صنعت بهلحاظ سودآوری نیز توانست حاشیه سود ناخالص و خالص ۱۸درصدی و ۶درصدی را تجربه کند. بررسیها نشان میدهد که کیفیت محصولات تولید داخل بهشدت بالا رفته و از این رو تمایل افراد به خرید کالای ایرانی افزایش یافته است.

«انتخاب»؛ سهم نفیس صنعت لوازمخانگی
صنعت لوازمخانگی با ارزشی بالغ بر ۴۹هزار میلیارد تومان حدود یکدرصد از ارزش کل بازار سرمایه را تشکیل میدهد. تعداد شرکتهای صنعت لوازمخانگی در بازار سهام شامل ۶شرکت است که مهمترین آنها به لحاظ ارزش بازار سهام، «انتخاب» با ارزشی بالغ بر ۳۲هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان است. بازدهی سالانه صنعت در سال ۱۴۰۱، بهمیزان ۹۱درصد بوده که در مقایسه با بازدهی ۵۰درصدی کلیت بازار عملکرد خوبی محسوب میشود.
در این میان بیشترین بازدهی برای شرکت «لخانه» است که توانسته است در سال ۱۴۰۱ بهطور تعدیلی ۱۱۷درصد بازدهی کسب کند. «لازما» نیز در سال ۱۴۰۱ با بازدهی ۲۴درصدی کمترین میزان بازدهی را در میان شرکتهای لوازمخانگی نصیب سهامداران خود کرده است.
نسبت قیمت به سود هر سهم کل صنعت لوازمخانگی، در حال حاضر حدود ۱۶واحد است که این نسبت در مقایسه با کلیت بازار سرمایه ۵۵درصد رشد بیشتر رشد را تجربه کرده است.
در میان شرکتهای فعال، شرکت «انتخاب» با ۳/ ۹واحد کمترین نسبت قیمت به سود را داشته و «لخانه» تنها سهم لوازمخانگی است که زیان را تجربه کرده است.
موانع تولیدی
اولین چالشی که میتوان در صنعت لوازمخانگی عنوان کرد، اثر سوء قیمتگذاری دستوری است. نبود چارچوب و روال مشخص در این مساله و پررنگ بودن نقش افراد در آن موجب آسیب دیدن تولیدکنندگان لوازمخانگی شده است. البته در ظاهر چارچوب و دستورالعمل وجود دارد؛ اما در عمل نظر فرد مسوول در دستگاه دولتی عامل کلیدی و تاثیرگذار است.
دومین مساله این صنعت را میتوان بخشنامههای متعدد و متناقض آن دانست. این تصمیمات و قوانین کاملا وابسته به رئیس آن سازمان است که به محض آنکه رئیس سازمان عوض میشود، بخشنامهها و دستورات سازمان نیز تغییر میکند.
سومین چالش جدی این صنعت در خصوص مشکلات گمرکی آن است. در سهسال اخیر با تشدید مشکلات ارزی کشور، سختگیری و مشکلات گمرکی افزایش یافته است. بهعنوان نمونه در موردی که وزن محموله حتی ۲تا ۳درصد کمتر از وزن ثبت شده باشد، گمرک سختگیری میکند.
چهارمین مسالهای که صنعت لوازمخانگی با آن مواجه است، محترم نبودن حقوق مالکیت و قراردادهاست. برای مثال یک شرکت لوازمخانگی از بانکی ارز را به قیمت ۸هزار و ۵۰۰تومان گرفته و قطعات موردنیاز خود را وارد کرده است.
سال بعد قیمت ارز ۵۰درصد جهش را تجربه میکند و در عین حال بانک ادعا میکند که شرکت باید بازپرداخت را به دلار انجام دهد، در حالی که قرارداد به ریال بوده است.
آخرین مساله صنعت لوازمخانگی را میتوان فضای رانتی و رابطهای تولید عنوان کرد. با وجود شرایط سخت تولید، رقابت بین شرکتهای لوازمخانگی داخلی یکسان نیست. شرکتهایی وجود دارند که با توجه به ارتباطات خود خیلی سریعتر از سایرین میتوانند مجوز افزایش قیمت را دریافت و فیلترها و ممیزیها را رد کنند.
همچنین آنها به وامهایی که وزارت صمت با نرخ بهره پایین، به تولید اختصاص میدهد، زودتر از همه دسترسی دارند. اما اکثر شرکتها در پیچوخم بخشنامهها و فرآیندهای دولتی هستند و چنین شرایطی برای آنها فراهم نیست.
افت و خیز حاشیه سود صنعت
اولین معیار ارزیابی شرکتهای تولیدی که میتوان گفت جزو مهمترین موارد برای هر شرکت است، حاشیه سود آنهاست.
حاشیه سود ناخالص صنعت لوازمخانگی در دهه ۹۰، بهطور میانگین ۱۹درصد بوده که در سال ۱۴۰۰ به کمترین میزان خود در دهه اخیر یعنی ۱۵درصد رسیده؛ اما در ۹ماهه ۱۴۰۱ با افزایش به ۱۸درصد توانسته است خود را به میانگین نزدیک سازد. در این بین میانگین حاشیه سود خالص صنعت در مدت مذکور ۷/ ۴درصد بوده که در سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶ بیشترین افت را تجربه کرده و به یکدرصد رسیده؛ اما از سال ۱۳۹۷ شیب صعودی ملایمی به خود گرفته و در ۹ماهه ۱۴۰۱ توانسته است به ۶درصد افزایش یابد. بررسی سودآوری شرکتهای فعال لوازمخانگی نشان میدهد که بیشترین میزان حاشیه سود ناخالص برای شرکت «گلدیرا» با حاشیه سود ۳۲درصدی است. اما در خصوص حاشیه سود خالص شرکت «انتخاب» با ثبت عدد ۲۷درصد بیشترین سود خالص را در میان همگروهیهای خود تجربه کرده است.
«لخزر»؛ سردمدار تولید لوازمخانگی
بررسی روند تولیدات صنعت لوازمخانگی نشان میدهد که در دهه اخیر این شاخص عمدتا با کاهش همراه بوده است.
بیشترین افزایش میزان تولید در ۱۰سال اخیر مربوط به سال ۱۴۰۰ بوده که صنعت با رشد ۴۶درصدی همراه بوده است.
کمترین میزان نیز برای سال ۱۳۹۲ بوده که کاهش ۱۶درصدی تولیدات لوازمخانگی رقم خورده است.
در سال ۱۴۰۱ باتوجه به تشدید دوباره تحریمها و در نتیجه عدمتامین بهموقع مواداولیه موردنیاز تولیدکنندگان لوازمخانگی، تولیدات صنعت با ۱۰درصد افت مواجه بوده است. در میان شرکتهای تولیدکننده «لخزر» با تولید یکمیلیون و ۳۳۹هزار و ۴۷۸دستگاه توانسته است ۴۶درصد کل تولید ۱۴۰۱ صنعت را از آن خود کند. کمترین میزان تولید نیز برای شرکت «لخانه» است که حدود ۳درصد کل تولید صنعت را تشکیل میدهد.
رکوردشکنی درآمد صنعت لوازمخانگی در سال ۱۴۰۱
درخصوص درآمد صنعت لوازمخانگی میتوان گفت بررسی رشد سالانه این صنعت نشان میدهد روند باثباتی در افزایش آن دیده نمیشود، بهطوری که طی دهه اخیر، این صنعت در سال ۱۳۹۴ رشد صفر درآمد را تجربه کرده اما دوباره توانسته است به رونق نسبی خود بازگردد و افزایش درآمدی به همراه داشته باشد. بهطور میانگین در دهه اخیر افزایش ۶۱درصدی درآمد صنعت رخ داده که نکته قابلتوجه این است که در سال ۱۴۰۱ درآمد کلی صنعت افزایش شارپی داشته و توانسته است نسبت به سال ۱۴۰۰ رشد ۲۵۳درصدی را به ثبت برساند.
عمده دلیل این افزایش درآمد را میتوان ممنوع شدن ورود لوازمخانگی محبوب کرهای و افزایش نرخ فروش محصولات این صنعت دانست.
بررسی شرکتهای فعال لوازمخانگی نشان میدهد که در حدود نیمی از درآمد کل صنعت مربوط به شرکت «انتخاب» و کمترین نیز مربوط به «لازما» است.
سایه نرخگذاری دستوری
نرخ فروش محصولات صنعت لوازمخانگی توسط انجمن صنفی تولیدکنندگان لوازمخانگی تعیین میشود که با افزایش قیمت مواداولیه پس از تایید در آن انجمن، به سازمان حمایت ارسال و نهایتا با موافقت سازمان حمایت، از طریق سامانه ۱۲۴، درخواست افزایش قیمت ثبت و اجرایی میشود.
در این بین با توجه به تنوع بالای محصولات لوازمخانگی برخی شرکتها با نفوذی که دارند میتوانند مجوز افزایش نرخ خود را زودتر دریافت کنند که این موجب ناعدالتی در سودآوری تولیدکنندگان این صنعت شده است.
مقایسه نرخ فروش مهمترین محصول هر شرکت لوازمخانگی که بیشترین درآمد را برای آن به همراه داشته، نسبت به میانگین کل سال ۱۴۰۱، نشان میدهد که شرکت «لبوتان» توانسته شوفاژ را که مهمترین محصول آن است ۲۳درصد بیش از میانگین به فروش برساند.
شرکت «انتخاب» نیز محصولات برودتی خود را ۴درصد بیشتر از میانگین فروخته که کمترین میزان افزایش را در بین همگروهیهای خود داشته است.
وصول ۵۲ روزه مطالبات در «لخزر»
جریان نقد از موارد بااهمیت هر شرکت تولیدی است؛ چرا که این میزان گردش نقدینگی هر شرکت است که تعیین میکند آینده آن به چه صورت خواهد بود.
نقدینگی میتواند تولید شرکت را به حداکثر ظرفیت برساند و همینطور به شرکتها در مواقع بحرانی در تامین مواداولیه یاری رساند. برای ارزیابی میزان گردش نقدینگی دو نسبت جریان نقد عملیات به فروش و دوره وصول مطالبات را میتوان درنظر گرفت.
درخصوص کلیت صنعت نسبت نقدینگی به فروش ۱۰درصد است که در این بین بیشترین میزان برای شرکت «لخزر» بوده که توانسته است ۱۷درصد فروش خود را تحت عنوان نقدینگی ذخیره سازد. همینطور کمترین میزان برای «لازما» است که نتوانسته است نقدینگیای از محل فروش خود ذخیره کند.
در این بین میانگین دوره وصول مطالبات ۱۰فصل اخیر شرکتهای فعال صنعت لوازمخانگی نشان میدهد که «لخزر» با ثبت دوره وصول ۵۲روزه کمترین میزان و شرکت «لازما» با ثبت عدد ۷۳۰روز بیشترین میزان دوره وصول مطالبات را داشته است.
