صنعت زیر بار خاموشی
امروز با این واقعیت مواجه هستیم که اعلام میشود امکان تامین کامل نیازها وجود ندارد. در چنین شرایطی، واحدهای صنعتی نیز خود برای کمک به حل مساله وارد میدان شدهاند و تلاش کردهاند بخشی از نیاز خود را از طریق انرژیهای تجدیدپذیر، از جمله انرژی خورشیدی، تامین کنند. واحدهای صنعتی برای نیل به این هدف اقدامات مختلفی انجام دادهاند، اما هر یک از این اقدامات با موانع و مشکلاتی مانند مسائل مربوط به مجوزها و پروانهها یا کمبود زیرساختهای لازم مواجه شده است.
امروز اگر یک واحد تولیدی بخواهد به سمت احداث نیروگاه یا استفاده از پنلهای خورشیدی حرکت کند، ابتدا به زیرساختهای متعددی نیاز دارد. این پرسش مطرح است که آیا امکان انتقال برق تولید شده به شبکه وجود دارد؟ آیا زیرساختهای لازم برای این کار فراهم شده است؟ آیا شبکه و امکانات مورد نیاز در دسترس است؟ این موارد پرسشهایی است که هنوز پاسخ روشنی برای آنها وجود ندارد و همین ابهام، خود مانعی بر سر راه سرمایهگذاری واحدهای صنعتی در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر شده است.
از سوی دیگر، اینکه سیاستگذار مدام کارخانهها و واحدهای تولیدی را درگیر اموری کند که اساسا در حوزه وظایف و تخصص آنها نیست، رویکرد درستی نیست. آنها در حال حاضر نیز در بخش معدن با مشکل گاز مواجهاند و اگر قرار باشد چنین رویکردهایی ادامه یابد، ممکن است در برهه کمبود گاز نیز وزارت نفت اعلام کند که واحدهای معدنی و صنعتی خود، گاز موردنیازشان را تولید کنند، چاه حفر کنند یا پالایشگاه احداث کنند. روشن است که چنین رویکردی راهگشا نخواهد بود و تنها بار مسوولیتی را که باید بر عهده نهادهای حاکمیتی باشد، به دوش بخش خصوصی میاندازد. این اقدامات، به تعبیر عامیانه، مشکلی را حل نمیکند و تنها بر گرفتاریهای کنونی میافزاید.
البته صنعتگران و معدنکاران میدانند وزیر وزارت صنعت، معدن و تجارت در حال فعالیت و پیگیری امور است. همچنین میدانند که دولت نیز همواره در تلاش است تا مسائل مختلف را پیگیری کند، اما واقعیت این است که تاکنون اتفاق ملموسی برای جامعه صنعتی و معدنی کشور در این زمینه رخ نداده و نتیجهای که فعالان اقتصادی بتوانند آن را در عمل مشاهده کنند، حاصل نشده است. این فاصله میان وعده و عمل، خود به یکی از عوامل بیاعتمادی روزافزون جامعه صنعتی نسبت به سیاستگذاریهای اقتصادی بدل شده است.
بهخصوص که بسیاری از واحدهای صنعتی در زمان جنگ آسیب دیدهاند و تاکنون اقدام موثری برای رفع مشکل آنها انجام نشده است. سیاستگذاران مدام تاکید زیادی بر حمایت و پشتیبانی از صنایع دارند، اما صرف بیان این موضوع، مشکلی را حل نمیکند. بستههای حمایتی اعلامشده نتوانستهاند کارساز باشند و تسهیلاتی که وعده داده شده است نیز تاثیر محسوسی نداشتهاند؛ گویی میان سطح شعار و سطح اجرا، فاصلهای عمیق و پرنشدنی وجود دارد. در نتیجه، این واحدها همچنان با مشکلات متعدد دستوپنجه نرم میکنند.
از سوی دیگر، بسیاری از این واحدها از نظر روحی و روانی نیز تحت فشار قرار گرفتهاند. مدیران و صاحبان واحدهای تولیدی تلاش کردهاند نیروهای کار خود را حفظ کنند، از تعدیل نیروی انسانی خودداری کنند و فعالیتهای تولیدی را ادامه دهند؛ تلاشی که در شرایط کنونی، بیشتر به تحمل شباهت دارد تا به بازسازی واقعی. آنها سعی کردهاند دوباره به مسیر کار و تولید بازگردند و چرخه فعالیت خود را حفظ کنند، اما دشواریهای موجود همچنان پابرجاست. در استانهای مختلف نیز استانداران، مدیران استانی و رؤسای سازمانهای وزارت صنعت، معدن و تجارت به طور مستمر جلسات متعددی برگزار میکنند؛ تقریبا هر روز نشستها و جلسات گوناگونی تشکیل میشود و موضوعات مختلفی مورد بحث قرار میگیرد، اما در عمل مسالهای حل نشده و بسیاری از این نشستها، به تکرار همان مباحث گذشته محدود ماندهاند بیآنکه راهکاری عملیاتی از دل آنها بیرون آید.
* رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت ایران