گردشگری خط مقدم جبهه جنگ است
مژگان ایزدی: اگر تحریم نبودیم، سهم ایران از زیان روزانه ۶۰۰ میلیون دلاری گردشگری منطقه چه بود؟
همزمان با افتتاح خانه تشکلهای اتاق بازرگانی اصفهان، با مژگان ایزدی، رئیس کمیسیون گردشگری، فرش و صنایع دستی، درباره چالشهای نفسگیر این صنعت در دو جنگ اخیر و چشمانداز همافزایی تشکلها به گفتوگو نشستیم. او با لحنی صریح از خسارتهایی میگوید که کمتر شنیده شده و از فرصتهایی که در دل بحران متولد شدهاند.
شرایط صنعت گردشگری را در دو جنگ اخیر چگونه ارزیابی میکنید؟
صنعت گردشگری خط مقدم جبهه جنگ است. از جنگ ۱۲ روزه نخست، گردشگری در رکود خاصی فرو رفت و با شروع جنگ رمضان هم عملاً نتوانست فعالیتی انجام دهد. گردشگر داخلی و خارجی احساس امنیت نمیکردند برای مسافرت بروند. در نتیجه، دوستان ما در آژانسها مجبور به تعدیل نیرو شدند و بعضاً آژانسها را بستند. مشکل بعدی، بلیتهایی بود که فروخته بودند و هتلهایی که در خارج از ایران رزرو کرده بودند. پول مسافران نزد آژانس نمانده و به حساب شرکتهای هواپیمایی رفته بود. در جنگ ۱۲ روزه دستور آمد که پول مسافران برگردانده شود، اما واقعیت این است که آژانس این پول را ندارد که برگرداند. ما با استاندار محترم آقای جمالینژاد صحبت کردیم و گفتیم که مردم باید بدانند این پول در حساب آژانس نیست. شرکتهای هواپیمایی داخلی مثل ماهان هنوز خسارت آژانسها را ندادهاند که آنها بتوانند خسارت مشتریانشان را بدهند. ترکیش ایرلاین، امارات و قطری هم باید این پولها را به آژانس استرداد کنند. حتی پول هتلهای خارجی بعضاً سوخت میشود و برنمیگردد، اما مسافران مطالبهشان را از آژانسها دارند. این یک مشکل جدی است.
اشارهای هم به زیان اقتصاد منطقه از این جنگ داشتید.
بله، کمیسیون گردشگری تحقیقی انجام داده است. آمار و اطلاعات رسانههای خارجی نشان میداد که کشورهای حاشیه خلیج فارس روزی ۶۰۰ میلیون دلار از این جنگ متضرر میشدند. سوالی که برای من پیش آمد این بود که اگر ما تحریم نبودیم، اگر جنگ نبود، اگر خطوط هواییمان فعال بود، چه سهمی از این روزی ۶۰۰ میلیون دلار به ایران تعلق میگرفت؟ این سوال بسیار مهمی است. قبل از انقلاب که کسی به امارات یا ترکیه سفر نمیکرد، همه به کشورهای اروپایی میرفتند. حالا با تورم و گران شدن هزینه سفر، تعداد مسافران ترکیه و امارات افزایش پیدا کرده بود که آن هم از یکی دو سال پیش به دلیل افزایش قیمتها کم شده است. اگر ایران مقصد گردشگری بود، ما میتوانستیم گردشگر خارجی جذب کنیم. میراث فرهنگی، تاریخ و تمدن ما اصلاً قابل مقایسه با دوستان حاشیه خلیج فارس نیست. آنها از تحریم ما بهرهوری میکنند. اما حلقه مفقوده گردشگری ایران پیش از این دو جنگ، تبلیغات بینالمللی بود.
اگر بخواهیم یک نکته مثبت از این جنگ بگوییم، این بود که حالا دیگر در سراسر دنیا، شهرهای کوچک و بزرگ ایران را شناختهاند. الان همه میدانند تنگه هرمز کجاست، میدان نقش جهان کجاست. و خیلی تمایل دارند بعد از برقراری صلح و آرامش نسبی، بیایند و ایران را ببینند. من این نوید را میتوانم بدهم که بعد از پایان جنگ، چه با مذاکره چه با صلح، تعداد زیادی گردشگر از اروپا، آمریکا و کشورهای آمریکای جنوبی به ایران خواهد آمد. امیدوارم متولیان صنعت گردشگریمان بتوانند تا آن وقت تاب بیاورند. زیرساختهای ما کامل است، هتلهای بسیار خوبی در اصفهان داریم و میراث فرهنگیمان هم انشاءالله تا آن وقت مرمت شده باشد. واقعاً جا دارد از آقای دکتر جمالینژاد تقدیر و تشکر کنم که شبانهروزی تلاش میکنند.
حالا برسیم به افتتاح خانه تشکلها! گردشگری و صنایع دستی در این مجموعه چه نقشی میتوانند ایفا کنند و چه مزایایی برایشان متصور است؟
گردشگری و صنایع دستی به هیچ عنوان از هم جدا نیستند، بلکه لازم و ملزوم هم هستند. همانطور که با ورود گردشگر، صنایع دستی رونق میگیرد، صنایع دستی ثبتجهانیشده هم جذب گردشگر میکند. ما در اتاق بازرگانی ۴ رشته را ثبت جهانی کردیم که نشانه جغرافیایی پیدا کردند و قرار است ۷ رشته دیگر را هم ثبت کنیم.
حضور انجمن صنعت گردشگری و انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان صنایع دستی در خانه تشکلها باعث قرابت بیشتر میشود. صنایع ما بیشتر با نحوه تولید صنایع دستی آشنا میشوند. ما اصفهانیها گاهی قدر داشتههایمان را نمیدانیم. در ویترینها صنایع دستی میبینیم اما دنبال تزیینات خارجی هستیم. وقتی از ایران مهاجرت میکنیم، قدر سفره قلمکار و ظرف قلمزنی را میدانیم. اما نحوه تولیدش را نمیدانیم. ما در اتاق بازرگانی تلاش کردیم چندین بار کارگاه تولید صنایع دستی بگذاریم تا اعضای تشکلها با نحوه ساخت آشنا شوند. حتی متولیان گردشگری هم نیاز دارند بیشتر با صنایع دستی آشنا شوند. مثلاً در ایام نوروز که شرکتها هدایای تبلیغاتی میدهند، میتوانیم آنها را به خرید صنایع دستی ترغیب کنیم.
این همافزایی چه تأثیری بر اقتصاد استان دارد؟
گردشگری و صنایع دستی هم اشتغالزایی میکنند، هم کارآفرینی دارند و هم با ورود گردشگر، واردات مستقیم ارز داریم؛ بدون دخالت هیچ واسطه یا صرافی. ما الان بیش از ۵ هزار نفر آژانسدار مستقیم یا کارمند آژانس داریم و بیش از ۱۰ تا ۱۵ هزار نفر تولیدکننده صنایع دستی و کارگاههای فرش. با رونق گرفتن اینها، کارآفرینی و اشتغالزایی اتفاق میافتد و همه اینها موجبات رونق اقتصادی استان را فراهم میکند. زیرساخت آماده است، هتلهای ما آماده پذیرایی هستند. مسئله امروز جذب گردشگر است. حضور تشکلها در یک ساختمان در کنار هم و نظاممند شدنشان بسیار حائز اهمیت است. شبکهسازی اتفاق میافتد و این بزرگترین رویدادی است که در این دوره اتاق بازرگانی برای تشکلها افتاده. تشکلها هیچوقت پدری نداشتند که آنها را زیر یک سقف بیاورد. حالا همه اینها کنار هم جمع میشوند و ارتباطات بیشتری میگیرند.
سالن جلسات هست و هر کدام میتوانند ذینفع دیگری باشند، زنجیره تأمین هم باشند و ارتباطات قویتری برقرار شود. این هزینه نبوده، سرمایهگذاری بوده. پارلمان تشکلها آنجا مستقر میشوند و ساختمان در اختیارشان قرار میگیرد برای جلسات، اطلاعرسانیها و نامهنگاریهایشان. این کار باعث رشد تشکلها میشود و در میانمدت و بلندمدت منافع سرشاری برای بخش خصوصی اصفهان خواهد داشت. همه تشکلها عضو اتاق نیستند، اما این اعتمادسازی باعث میشود آنها هم بیایند و عضو شوند. تشکلها مشکلات اقتصادی را منتقل میکنند و وقتی این همافزایی شکل بگیرد و به میز خدمت مالیاتی یا گمرکی بروند، گرهگشایی در کارشان ایجاد میشود. مثلاً مشکل صادرات مهرههای شطرنج را داشتیم. آنقدر گفته شد تا روی میز خدمات گمرک رفت. یا در صادرات نقره متوجه شدیم که یک کارشناس نقره در گمرک اصفهان نداشتیم. دوستانی که میخواستند نقره صادر کنند باید به تهران میرفتند. فقط یک نماینده بانک مرکزی داشتیم و کارشناس برای قیمتگذاری ارز صادراتی کم بود. خیلی از این مشکلات الان با جلساتی که گذاشته شد و اطلاعرسانیهایی که انجام گرفت، حل شده است. این خانه جدید میتواند بسیاری از این گرهها را سریعتر باز کند.