تحلیل زنجیره فولاد در شرایط بحران

تفاوت بحران فعلی با بحران‌های قبلی

صافی در پاسخ به این پرسش که آسیب به زنجیره فولاد اصفهان چه فرقی با بحران‌های قبلی دارد گفت:

در بحران‌های قبلی که در سنوات گذشته صنعت فولاد را متاثر نمود از جمله قیمت گذاری دستوری، افزایش ناگهانی و پیش بینی نشده در بهای حامل‌های انرژی، تعرفه‌های غیر کارشناسی و محدودیت‌های صادرات و ... ، صنایع فولاد کشور علیرغم مواجهه با مشکلات جدی، زیر ظرفیت‌های تولید مستقیماً هدف قرار نگرفتند؛ اما این بار دو مورد از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان فولاد خام کشور – فولاد مبارکه و فولاد خوزستان – دچار تخریب زیرساخت شده‌اند و ظرفیت تولید فولاد خام آن‌ها حداقل برای یک بازه میان‌مدت از چرخه خارج‌شده است. تفاوت بنیادین اینجاست که بحران‌های قبلی عمدتاً در سطح تأمین مواد اولیه، مشکلات تولید و فروش یا نوسانات ارزی بود، اما اکنون با حذف فیزیکی بخشی از خود زنجیره مواجهیم. در این جا، آنچه این بحران را متفاوت می‌کند، از دست رفتن ارزش‌افزوده و اشتغال ملی است، نه صرفاً کمبود یک محصول میانی مثل ورق.

پرسش دیگر به تقسیم زنجیره به سه بخش: بسیار آسیب‌دیده، آسیب‌دیده و در حاشیه اشاره داشت که صافی با اشاره به ساختار سه لایه زنجیره توضیح داد:

می‌توانیم زنجیره فولاد را به سه بخش تقسیم ‌کنیم:

بخش اول: ابتدای زنجیره تا فولاد خام که متاسفانه این بخش با آسیب جدی مواجه شده است. سرمایه‌گذاری عظیمی که در فولاد مبارکه و فولاد خوزستان برای تولید فولاد خام صورت گرفته، اکنون نه‌تنها از چرخه تولید و سودآوری خارج شده و با وجود ادامه بخش قابل توجهی از هزینه‌های ثابت، بازدهی ندارند و از این باب چرخه نقدینگی این واحدها را محدود کرده اند، بلکه هزینه‌های جدی بازسازی را به این دو مجموعه تحمیل می‌کند و در نهایت از دو بخش عدم‌النفع ناشی از توقف تولید و هزینه بازسازی محدویت نقدینگی ایجاد نموده اند.

بخش دوم: فولاد خام تا محصولات میانی (عمدتا ورق‌های فولادی) که ظرفیت تولید این بخش عمدتا از ناحیه تامین مواد اولیه دچار چالش شده است اما با احتمال بالایی، آسیب این بخش از طریق واردات مواد اولیه یا محصولات، در میان‌مدت قابل جبران است. قطعا مشکل اصلی این نیست که ورق وجود ندارد یا حتی تولید داخل آن با محدودیت مواجه می‌شود،  چرا که این چالش مشروط به رفع موانع کنونی و محدودیت‌های ارزی، با سازوکارهایی همچون انعطاف پذیر کردن نظام تعرفه‌ای، عوارض و تسهیل فرآیندهای ارزی و گمرکی قابل مدیریت است.

بخش سوم: پس از محصولات میانی تا محصولات نهایی (زنجیره صنایع پایین‌دستی) است. این بخش در ظاهر در حاشیه قرار دارد اما درواقع در صورت عدم مدیریت چالش‌های اشاره شده در قبل، می‌تواند آسیب‌پذیرترین بخش حلقه باشد. اگر محصولات موردنیاز این بخش، از طریق واردات تأمین شود، می‌تواند به فعالیت خود با شرایط خاص ادامه دهد؛ اما مساله اینجاست که ارزش‌افزوده‌ای که در داخل تولید می‌شد و اشتغالی که ایجاد کرده بود، هرگز با واردات ورق باز نمی‌گردد.

به گفته صافی چالش اصلی کشور در حوزه صنعت فولاد و زنجیره ارزش آن، کمبود فیزیکی ورق نیست؛ بلکه از دست رفتن اشتغال، ارزش‌افزوده و سایر منافع مستقیم و غیر مستقیمی است که این صنعت در کشور ایجاد می‌کرد. کشور می‌تواند ورق وارد کنید، اما آن کارگری که بیکار شده، شغلش در کوتاه مدت بازنمی‌گردد، اثرات درآمدی، خلق ثروت و ارزش افزوده و ارزآوری از دست رفته و تبعات مستقیم و غیر مستقیم در ابعاد اقتصادی و اجتماعی، قسمت پررنگ ماجراست!

در بخش سوم این پرسش مطرح شد که راهکارهای فوری و غیر بوروکراتیک برای جلوگیری از فروپاشی صنایع پایین‌دستی کدام اند.

صافی در پاسخ به این پرسش پیشنهادهای مشخصی ارائه کرد:

اولین وفوری‌ترین راهکار، تدبیری است برای خاتمه دادن به فضای "نه جنگ و نه صلح" موجود و پایان به فضای عدم قطعیتی که کشور را فرا گرفته. تا زمانی که تکلیف این وضعیت را روشن نکنیم که آیا در شرایط فورس ماژور هستیم یا خیر، هیچ برنامه‌ریزی بلندمدتی ممکن نیست. دوم، تسهیل فرآیندها، نه لزوماً تسهیلات مالی! بلکه بوروکراسی فعلی برای ورود تجارت خارجی، از تأمین ارز تا ترخیص و استاندارد، آن‌قدر سنگین است که حتی اگر محصولات مورد نیاز با قیمت ۲۰ درصد ارزان‌تر هم پیدا شود، از گلوگاه‌های اداری عبور نمی‌کند؛ و سوم، شفافیت اجباری در فرآیندها و پاک سازی نظام اجرای قوانین و دستورالعمل‌ها از دست اندازی مجریان است. او در برابر این پرسش که مدل «واردات ورق درازای صادرات محصولات پایین‌دستی»؛ قابل‌اجرا هست یا نه گفت: مدل "واردات ورق فولادی درازای صادرات محصولات پایین‌دستی" ازنظر تئوری کاملاً قابل‌اجراست، در کنار آن تولیدات محصولات بالادستی که در حاضر ظرفیت تولید محصولات میانی آن‌ها در میان مدت از دست رفته است نیز مانند سنگ آهن تا گندله، می‌تواند به کمک آن بیاید اما در عمل با چند مانع جدی روبه‌روست. اول: شرایط عدم قطعیت و تهدیدات نظامی و محدودیت‌های لجستیک موجود و سپس نظام تعرفه‌ای، عوارض صادراتی و نوسانات مستمر در قوانین و دستورالعمل‌ها و دیوان سالاری حاکم بر تجارت خارجی کشور. 

صافی در پایان با اشاره به مسئله بازسازی هوشمندانه گفت: «نکته مهم دیگر این است که ما الزامی نداریم آنچه آسیب‌دیده را عیناً بازآفرینی کنیم. حتما با برنامه ریزی‌های انجام شده در صنعت فولاد کشور و بر پایه دانش فنی موجود و ظرفیت شرکت‌های دانش بنیان در کنار بهره گیری از داشن روز دنیا، می‌توانیم در شاخص‌های مهمی در ظرفیت سازی مجدد و فرآیند بازسازی را به ویژه در بخش بهره‌وری انرژی و ارتقاء فناوری بهبود ببخشیم و حتی از این بحران به‌عنوان فرصتی برای به روز رسانی ساختار زنجیره استفاده کنیم؛ اما پیش‌نیاز آن، خاتمه دادن به فضای "نه جنگ و نه صلح" و ایجاد یک عزم ملی برای بازسازی همراه با تفویض اختیار و چابکسازی فرآیندها.