بازیگر میانه
ایران در هوش مصنوعی چه جایگاهی در جهان دارد؟
فراتر از فناوری
امروزه هوش مصنوعی، رشته دانشگاهی یا ابزار کمکی برای صنایع خاص نیست. این فناوری اکنون در قلب رقابت اقتصادی، ژئوپلیتیک و امنیتی کشورهاست. از تصمیمسازیهای کلان دولتها تا زنجیرههای تولید صنعتی، از خدمات مالی تا سلامت و آموزش، هوش مصنوعی بهسرعت در حال بازتعریف قواعد بازی است. به همین دلیل نقش کشورها در این عرصه فقط رتبه فناورانه نیست، بلکه شاخصی از آینده اقتصادی و قدرت رقابتی آن محسوب میشود.
بازیگران اصلی
بر اساس گزارش پویایی جهانی هوش مصنوعی (Global AI Vibrancy Tool) در سال ۲۰۲۵ که هرسال از سوی موسسه هوش مصنوعی انسانمحور دانشگاه استنفورد منتشر میشود، ایالاتمتحده آمریکا همچنان بیرقیبترین بازیگر عرصه هوش مصنوعی در جهان است. این گزارش که ترکیبی از شاخصهایی همانند حجم سرمایهگذاری، تعداد شرکتهای فعال، تولید علم، ثبت پتنت، زیرساخت محاسباتی و جذب استعداد را میسنجد، نشان میدهد آمریکا در اغلب این مولفهها فاصله معناداری با سایر کشورها دارد.
بر اساس این گزارش، چین در رتبه دوم جای دارد. دومین قدرت اقتصادی جهان با اتکا به بازار داخلی بزرگ، سرمایهگذاری دولتی گسترده و سیاست صنعتی هدفمند، به مهمترین رقیب آمریکا در هوش مصنوعی تبدیل شده و دوشادوش ایالاتمتحده در این عرصه قدم برمیدارد. پس از ایالاتمتحده و چین، کشورهایی همانند هند، بریتانیا، آلمان و کانادا در ردههای بعدی رقابت جهانی هوش مصنوعی قرار دارند. کشورهایی که اگرچه از نظر مقیاس سرمایهگذاری و قدرت شرکتهای فناوری با دو بازیگر اصلی فاصله دارند، اما هر یک با الگوی متفاوتی از توسعه اکوسیستم هوش مصنوعی توانستهاند جایگاه معناداری در این عرصه به دست آورند.
هند، نمونهای شاخص از توسعه مبتنی بر سرمایه انسانی و بازار خدمات است. بر اساس گزارش دانشگاه استنفورد، این کشور در سالهای گذشته با اتکا به جمعیت بزرگ نیروی کار متخصص، هزینه پایین خدمات فناورانه و رشد سریع استارتآپها، به یکی از قطبهای نوظهور هوش مصنوعی تبدیل شده است. بخش قابلتوجهی از فعالیتهای هوش مصنوعی در هند، معطوف به خدمات نرمافزاری، برونسپاری پروژههای یادگیری ماشین و توسعه کاربردهای مقیاسپذیر برای بازارهای داخلی و بینالمللی است. دولت هند با راهاندازی برنامههایی همانند «IndiaAI Mission» تلاش کرده است نقش تسهیلگر را ایفا کند و زیرساخت داده و آموزش مهارتهای دیجیتال را گسترش دهد؛ الگویی که بیش از آنکه بر مالکیت فناوریهای مرزی تکیه داشته باشد، بر انباشت ظرفیت اجرایی و تجاریسازی سریع متمرکز است.
در مقابل، بریتانیا الگویی مبتنی بر دانش پیشرفته و سیاستگذاری هوشمند را دنبال میکند. به گزارش «Oxford Insights» بریتانیا یکی از نخستین کشورهایی بوده که چهارچوبهای اخلاقی و تنظیمگری هوش مصنوعی را بهطور جدی وارد دستور کار سیاست عمومی کرده است. این کشور با بهرهگیری از دانشگاههای طراز اول، مراکز تحقیقاتی و ارتباط نزدیک میان دولت، دانشگاه و بخش خصوصی، توانسته در حوزههایی همانند هوش مصنوعی قابلاعتماد، فینتک و سلامت دیجیتال نقشی اثرگذار ایفا کند. تمرکز بریتانیا کمتر بر تولید انبوه پلتفرمهای مصرفی و بیشتر بر خلق ارزش افزوده از دانش تخصصی و کاربردهای پیشرفته است.
از سوی دیگر، آلمان بهعنوان موتور صنعتی اروپا، مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. طبق گزارشهای اتحادیه اروپا و نهادهای پژوهشی مرتبط با هوش مصنوعی این اتحادیه، رویکرد آلمان بر ادغام هوش مصنوعی در زنجیرههای ارزش صنعتی، تولید پیشرفته و صنعت متمرکز است. برخلاف آمریکا که شرکتهای فناوری دیجیتال محور اصلی هستند، در آلمان شرکتهای صنعتی بزرگ، خودروسازان و بنگاههای تولیدی نقش محوری در توسعه کاربردهای هوش مصنوعی دارند. این کشور با سرمایهگذاری در پژوهشهای کاربردی و همکاری نزدیک میان موسسههای تحقیقاتی و صنعت، تلاش کرده هوش مصنوعی را به ابزار افزایش بهرهوری و رقابتپذیری صنعتی تبدیل کند.
کانادا نیز یکی از نمونههای موفق توسعه مبتنی بر علم مرجع و جذب استعداد جهانی محسوب میشود. به گزارش هوش مصنوعی دانشگاه استنفورد، کانادا با داشتن برخی از برجستهترین پژوهشگران جهان در حوزه یادگیری عمیق و ایجاد خوشههای تحقیقاتی در شهرهایی مانند تورنتو و مونترال، نقش مهمی در پیشرفت نظری هوش مصنوعی ایفا کرده است. سیاستهای مهاجرتی هدفمند، حمایت دولتی از پژوهشهای بنیادی و پیوند میان دانشگاه و استارتآپها، به کانادا کمک کرده است جایگاه فراتری از اندازه اقتصاد در نقشه جهانی هوش مصنوعی داشته باشد. در این الگو، دانش پیشرفته و سرمایه انسانی، مهمترین دارایی محسوب میشود.
مقایسه این کشورها نشان میدهد موفقیت در هوش مصنوعی الزاماً به مسیر واحد نیست. برخی کشورها بر بازار و خدمات، عدهای بر سیاستگذاری و تنظیمگری، برخی هم بر صنعت و برخی دیگر بر علم و استعداد تمرکز کردهاند. نقطه مشترک همه الگوها، وجود راهبرد مشخص، سرمایهگذاری پایدار، سیاستگذاری هماهنگ و پیوند واقعی میان علم، دولت و بازار است. مولفههایی که نبود یا ضعف هر یک از آنها میتواند اکوسیستم هوش مصنوعی را مختل کند.
جایگاه ایران
یکی از معتبرترین شاخصهای ارزیابی جایگاه کشورها در زمینه هوش مصنوعی «Government AI Readiness Index» است که دانشگاه آکسفورد منتشر میکند. این شاخص میزان آمادگی دولتها برای بهرهگیری از هوش مصنوعی در حکمرانی، خدمات عمومی و سیاستگذاری را میسنجد. بر اساس گزارش این موسسه (۲۰۲۵)، ایران در میان ۱۹۰ کشور جهان، در رتبه ۹۰ قرار گرفته است. جایگاهی که نشاندهنده قرار گرفتن ایران در نیمه میانی جدول جهانی است؛ نه در جمع کشورهای پیشرو و نه در زمره کشورهای کاملاً عقبمانده. تحلیل این شاخص نشان میدهد ایران در مولفههایی همانند «دسترسی به داده» و «زیرساختهای پایه دیجیتال» وضع نسبتاً بهتری دارد، اما در حوزههایی همانند «حکمرانی داده»، «چارچوبهای حقوقی»، «استراتژی ملی هوش مصنوعی» و «ظرفیت اجرایی دولت» با ضعفهای ساختاری مواجه است. شکاف اصلی ایران نه در دانش فنی، بلکه در سازوکار تبدیل این دانش به ابزار حکمرانی و خدمات عمومی هوشمند است.
نقطه قوت
یکی از حوزههایی که ایران در آن همواره عملکرد قابلقبولی داشته، تولید علم است. بر اساس دادههای منتشرشده در گزارشهای علمی بینالمللی و همچنین شاخص هوش مصنوعی ایران، کشورمان از نظر تعداد مقالات علمی مرتبط با هوش مصنوعی، در میان کشورهای منطقه جایگاه بالایی دارد. به گزارش مراکز استنادی و پایگاههای علمی، ایران در دهه گذشته همواره در میان تولیدکنندگان اصلی مقالات مربوط به هوش مصنوعی در خاورمیانه بوده و در برخی سالها حتی رتبه نخست منطقه را به خودش اختصاص داده است. این وضع نشاندهنده ظرفیت بالای دانشگاهها و پژوهشگران ایرانی در حوزههای نظری و الگوریتمی هوش مصنوعی است. بااینحال، همانطور که در گزارشهای رسمی نیز تاکید شده، سهم ایران از مقالات «با استناد بالا» و همچنین روند رشد این مقالات، در سالهای گذشته کاهش یافته است. به بیان دیگر، اگرچه کمیت تولید علم همچنان بالاست، اما کیفیت و اثرگذاری جهانی آن با چالش مواجه است.
حلقه مفقوده
مسئله اصلی در ارزیابی جایگاه ایران در هوش مصنوعی، شکاف میان تولید دانش و خلق ارزش اقتصادی است. بر اساس گزارش سازمان جهانی مالکیت فکری (WIPO) در سال ۲۰۲۵ ایران در شاخص ثبت پتنتهای (حق اختراع) مرتبط با هوش مصنوعی، فاصله قابلتوجهی با کشورهای پیشرو دارد. بر اساس گزارش «WIPO» کشورهایی مانند آمریکا، چین، ژاپن و کره جنوبی نهتنها در تولید علم، بلکه در ثبت اختراع، تجاریسازی و توسعه محصولات مبتنی بر هوش مصنوعی نیز پیشتازند. در مقابل، ایران با وجود تولید علمی قابلقبول، سهم اندکی از بازار جهانی محصولات و خدمات هوش مصنوعی دارد. این شکاف را میتوان ناشی از عواملی نظیر ضعف اکوسیستم سرمایهگذاری خطرپذیر، نبود پیوند موثر میان دانشگاه و صنعت، محدودیتهای بازار و نبود سیاست صنعتی مشخص در حوزه هوش مصنوعی قلمداد کرد.
سبک غرب آسیا
نگاهی به تحولات منطقهای نشان میدهد رقابت در حوزه هوش مصنوعی در غرب آسیا نیز تشدید شده است. کشورهایی همانند امارات متحده عربی و عربستان سعودی در سالهای گذشته سرمایهگذاریهای سنگینی در توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی انجام دادهاند.
عربستان با راهاندازی نهادهای تخصصی، جذب شرکتهای بزرگ فناوری و تدوین استراتژی ملی هوش مصنوعی، تلاش کرده خودش را به هاب منطقهای هوش مصنوعی تبدیل کند. امارات نیز با تمرکز بر کاربردهای حکمرانی هوشمند، خدمات عمومی و شهرهای هوشمند، جایگاه قابلتوجهی در شاخصهای آمادگی هوش مصنوعی بهدست آورده است.
در ایران «سازمان ملی هوش مصنوعی» با هدف یکپارچهسازی سیاستگذاری و حکمرانی هوش مصنوعی پایهگذاری شد. نهادی که قرار بود نقش نهاد محوری در هماهنگی میان دولت، دانشگاه و صنعت را ایفا کند، اما سازمان بهدلیل ابهام در جایگاه حقوقی، تداخل وظایف با سایر نهادها و تغییر رویکرد دولت، عملاً از دستور کار خارج و فعالیت مستقل آن متوقف شد. برچیده شدن این سازمان بار دیگر مسئله نبود سیاست پایدار و بلندمدت برای راهبری هوش مصنوعی در سطح ملی را پررنگ کرده است.
چالشهای ساختاری
بررسیها نشان میدهد، چالشهای ایران در هوش مصنوعی بیش از آنکه فنی باشد، ساختاری است. نبود استراتژی ملی شفاف و اجرایی در این حوزه یکی از چالشهای بنیادین است. اگرچه اسناد و برنامههایی در سالهای گذشته مطرح شده، اما به گفته کارشناسان، این برنامهها اغلب از مرحله اجرا فراتر نرفتهاند. سرمایهگذاری، مهمترین چالش است. حجم سرمایهگذاری در استارتآپها و شرکتهای هوش مصنوعی در ایران، قابلمقایسه با کشورهای متوسط منطقه نیست. در اقتصاد هوش مصنوعی، مقیاس سرمایهگذاری نقش تعیینکنندهای دارد. مهاجرت نیروی انسانی متخصص، موضوع دیگری است که توسعه هوش مصنوعی در ایران را با محدودیت مواجه کرده است. فارغالتحصیلان و پژوهشگران حوزه هوش مصنوعی، بهدلیل محدودیت فرصتهای شغلی و تحقیقاتی، جذب بازارهای خارجی میشوند. پدیدهای که به تضعیف مزیت علمی داخلی منجر میشود.
فرصتهای بالقوه
با وجود همه چالشها، گزارشهای تحلیلی تاکید میکنند ایران هنوز فرصت دارد جایگاهش را در هوش مصنوعی تثبیت کند. تمرکز بر حوزههایی همانند پردازش زبان فارسی، انرژی، سلامت و خدمات عمومی میتواند مزیتهای نسبی ایجاد کند. همچنین تقویت همکاریهای بینالمللی علمی، اصلاح سیاستهای حمایتی و توسعه بازار داخلی برای محصولات هوش مصنوعی، از جمله اقداماتی است که میتواند مسیر ایران را از «تولید علم صرف» به «خلق ارزش اقتصادی» تغییر دهد.
نمای کلی جایگاه ایران در هوش مصنوعی، دووجهی است: توان علمی قابلتوجه همسو با ضعف نهادی و اقتصادی. ایران نه در حاشیه مطلق این رقابت قرار دارد و نه در جمع پیشروان آن. آینده این جایگاه، بیش از هر چیز به تصمیمهای سیاستی امروز بستگی دارد. اگر هوش مصنوعی همچنان در سطح شعار و تولید مقاله باقی بماند، شکاف ایران با اقتصادهای پیشرو تشدید میشود. اما اگر این فناوری بهعنوان اولویت واقعی توسعه اقتصادی دیده شود، هنوز امکان بازتعریف جایگاه ایران در نقشه جهانی هوش مصنوعی وجود دارد؛ هرچند این مسیر، تصمیمهای دشوار و اصلاحات ساختاری را میطلبد.