ناتزازیِ ما و هارمونیِ گمشده

برای آدمی در حالت عمومی آن خنده‌آور است، حالا این دیدگاه آقای قمشه‌ای است، شما را نمی‌دانم اما من گاهی فکر می‌کنم هارمونی‌ای که این استاد زبردست و شیرین‌سخن، مدام  یادش را می‌کند مدت‌هاست از دست ما رفته، مثلا همین چند روز پیش یکی از دوستانمان بنا بود چند عکس از محل کارش بفرستد، یک کارگاه صنعتی که تصاویرش برای گزارشی خاص استفاده شود، ناغافلانه برق رفت، برق ما نه، آن کارگاه صنعتی باده‌ها کارگر که چرخ‌های تولید را می‌چرخاند، خُب یک‌بار، دو بار، یک روز، یک ماه، همین‌طور قطع برق ادامه دارد، این‌که جای خوبش هست و  هنوز تابستان نشده، اسمش هم هست ناترازی!

حالا این ناترازی چیست؟ یک برداشتاش همان هست که استاد الهی قمشه‌ای( بازهم می‌گویم عمرش دراز باد) وقتی هارمونی نباشد، برق می‌رود، گاز قطع می‌شود، باطریِ دکلِ تقویت‌کننده امواج خالی می‌شود، ماشین‌آلات کارخانه‌ها می‌خوابند و تولید کم می‌شود، حالا این وسط برقِ سازنده قطعات توربین‌های گازی قطع می‌شود! نمی‌خواهم از این ناله‌های فضای مجازی سر بدهم کشوری که روی نفت و گاز خوابیده چرا باید این وضعش باشد یا این‌یکی: سرانه مصرف انرژی ایرانیان چند برابر چینی‌ها، اهالی اقیانوسیه و مردمان بلاد گرینلند است، شخصی هم توئیت بزند که ناترازی حاصل تفکر مدیران غرب‌زده و دانشگاه رفته است و این دست ناله‌های بی‌سرانجام!

من شخصا فکر می‌کنم واژه ظاهرا بی‌خطر، خنثی و شیربرنجِ ناترازی، حاصل بر هم خوردن هارمونی هست به قول استاد بزرگوار، حالا نمی‌گویم چون هارمونی برهم‌خورده، ما ملت بنشینیم، قاه‌قاه بخندیم انگار اجرای وطنیِ خسیسِ مولیر را می‌بینیم( این روزها ما بیشتر با استندآپ کمدی‌ها می‌خندیم) می‌گویم نگاهی به درون خویشتن داشته باشیم بد نیست.

همین من و شما امروز به مددِ هوشمند گوشی‌های جداناشدنی‌مان، در حال اسکرول کردن‌های بی‌پایانی هستیم برای ریختن پول و اطلاعات در کام سیری ناپذیرِ برخی صاحبان منحصربه‌فرد ثروت و قدرت، درحالی‌که زمان برای آموختن، به‌روز شدن و بالا رفتن از نردبان ترقی را از دست می‌دهیم، استدعا دارم من را متهم به ستیزه با فناوری نکنید، از سر سانتیمانتالیسمِ خود همه‌چیز پندار نمی‌گویم، بلکه صحبت از عدد، رقم و مطالعات جامعه‌شناختی هست، همان اعداد و ارقامی که می‌گوید مثلا به‌طور متوسط چقدر وقتمان را در پلتفرم‌ها می‌گذرانیم تا الگوریتم‌های ناشناخته حتی به صدای محیط پیرامون ما واکنش نشان بدهند و اگر گفتیم پولکی، فیلم کارگاهِ پولکی سازی مش اسمال پشتِ بازارچه حج آقا شجاع را نشانمان بدهد!

صحبت از تغییر الگوهای رفتاری میان مدیران میانی، کارمندان و تکنیسین‌هاست که مدام با غصه خوردن برای نداشته ها، هوس مهاجرت به سرشان می‌زند و تصمیم‌سازانی که خسته از تصمیم‌گیری‌های کم‌حاصلشان، از اقتصاد، به دالِ دستور رسیده‌اند و میم محوریِ کلامشان ممنوعیت شده( واردات ممنوع، صادرات فلان یک‌دفعه ممنوع ، گزاره ارزِ تک‌نرخی ممنوع) است.

گفت‌وگوی مهم اینجاست، وقتی من و شما گویا مبتلابه نفرین سیزیف شده‌ایم و مدام اسکرول می‌کنیم،دیگران در حال ساختن کریدورهای ارتباطی و تجاری هستند، بر سر تعرفه‌ها می‌جنگند و برای یک سنت یا یوان، کاهش هزینه تولید، به فکر  بالا بردن بهره‌وری و بهبود شرایط کار برای سرمایه‌های انسانی هستند،  همان زمان که من و شما با طلای آب‌شده و دلار به امید شارلاتان‌های نوسان گیر، درگیر قمار بر سر آینده خودمان و فرزندانمان هستیم، کسانی به فکر ساختن زندگی بهتر،سالم‌تر و محیط زیستی پاک‌تر هستند.

این‌ها را نگفتم که فاز خود تخریبیِ عالِم پندار بردارم، نمی‌خواهم لشکر اسکرول کنندگان را آن‌قدر شماتت کنم تا گوشی بر زمین بکوبند و بشوند هیپیِ قرن بیست‌ویک، می‌خواهم بگویم اگر به‌روز شدن برای هَپی اِندینگ  یا همان بهروزی و نیک‌روزی ماست، برای ساختن هارمونی هست، همان هارمونی که استاد قمشه‌ای( عمرش دراز باد) مدام باملاحت و ذکاوت از آن سخن می‌راند، سخنی که اینجا بر صفحات کاغذی و مجازی راندم، نه به معنای نفی الگوریتم‌ها، پلتفرم( همان سکوهای مجازی خودمان) یا اسمارت فون است و نه ردِ مسوولیت تصمیم‌ساز و تصمیم گیر از برای ناترازی ها، بَل هشداری و زنهاری برای خودم و شمایان دوست‌داشتنی است که هارمونی را دریابیم، اگر اسکرول می‌کنیم مواظب باشیم خودمان سوژه اسکرول نشویم.

* روزنامه‌نگار