«تلفات» گلوگاه توسعه صنعت برق
ميثم نظرى حقيقى / مدير امور مجامع و شركتهاى شركت سرمايهگذارى صنايع برق و آب صبا (سهامى عام)
در میانه چالشهای اساسی موجود در صنعت برق کشور از جمله مشکلات مربوط به حکمرانی و مداخله بیش از حد دولت در سطوح مختلف صنعت، ناترازی تولید و مصرف برق کشور، اقتصاد نامتوازن صنعت و بر هم خوردن توازن مالی بنگاهها ناشی از قیمتگذاری دستوری، عدم پرداخت کامل مابهالتفاوت قیمت تکلیفی و بهای تمام شده برق و درنتیجه انباشت بدهی وزارت نیرو به سازندگان تجهیزات و پیمانکاران، غیررقابتی بودن بازار، عمر بالای نیروگاهها و بهرهوری پایین، هزینه بالای تولید، انحصار، نبود ثبات در مقررات صادرات و واردات و ... که این روزها دغدغه همه فعالان این حوزه به شمار میرود، مبحث تلفات شبکه برق موضوع مهم و قابل توجهی است که چشمپوشی از آن به دلیل شرایط حاکم بر اقتصاد کشور خاصه صنعت برق به هیچ عنوان جایز نیست. تلفات یکی از مهمترین موضوعات مطرح در صنعت برق کشور است که همواره در بین تصمیمات سیاستگذاران قرار دارد و البته رویکرد رایج در مواجهه با آن در اغلب موارد فنی است. تلفات صنعت برق با دو دیدگاه فنی و غیرفنی قابل بررسی است.

با نگاه فنی، از آنجایی که بیشترین اتلاف انرژی در صنعت برق در بخش انتقال و توزیع است مهمترین عوامل اتلاف برق را میتوان طولانی بودن خطوط انتقال که علاوه بر افت فشار موجب افزایش انشعابات غیرمجاز میشود، بالا بودن ارتفاع خطوط انتقال و پستهای فشار قوی که منجر به افت سطح ولتاژ و افزایش سطح جریان برق میشود، فرسودگی تجهیزات خطوط و پستهای شبکه و عدم اصلاح آن متناسب با تغییر الگوی مصرف، تعداد زیاد مدارها و ترانسفورماتورها نسبت به شبکه انتقال، تفاوت سطح ولتاژ شبکه و ... برشمرد. از منظر غیرفنی اما عمده چالشهای موجود در صنعت برق، از وجود نگرش خدماتی به جای نگرش کالایی شکل میگیرد. به همین دلیل بیشتر تحلیلگران ایرادات وارد بر نظام قیمتگذاری را معلول همین دیدگاه میدانند و معتقدند مادامی که صنعت برق به سمت واقعی شدن قیمتها و حذف تکلیف و دستور در حوزه قیمتگذاری پیش نرود، عملاً دسترسی به اهدافی مانند افزایش بهرهوری میسر نخواهد بود، چرا که شکاف قیمتی بین قیمت تمام شده برق و قیمت فروش آن انگیزه اقتصادی لازم را برای اجرای هرگونه طرح و برنامهای از جمله کاهش تلفات از بین میبرد.
همانگونه که اشاره شد تلفات بخش توزیع نیروی برق درصد بالایی از تلفات کل شبکه را به خود اختصاص میدهد. سیاستگذار با علم به این موضوع سرمایهگذاری در کاهش تلفات بخش توزیع نیروی برق را اولویت اصلی خود قرار داده و اجرای طرحهای متعدد کاهش تلفات از جمله اصلاح و بهینهسازی شبکههای فرسوده، استفاده از کابلهای خود نگهدار، رفع نقاط با اتصال ضعیف در شبکه، استفاده از مولدهای تولید پراکنده و تأمین بار در محل مصرف، رفع انشعابات غیرمجاز و نصب کنتورهای هوشمند در سالهای اخیر گواه این موضوع است. بر این اساس به نظر میرسد مجموعه اقدامات و برنامههای اجرا شده در زمینه کاهش تلفات در ریل صحیحی قرار دارد و توفیقات خوبی نیز در این رابطه حاصل شده به نحوی که طبق آمار موجود میزان تلفات بخش توزیع از بالای ۱۵ درصد در ابتدای دهه ۹۰، در حال حاضر به زیر ۱۰ درصد رسیده است. با این همه هرچند کاهش این میزان تلفات در بخش توزیع قابل توجه و تقدیر بوده و صرفهجویی فراوانی را در بهرهوری انرژی به ارمغان آورده، اما با در نظر داشتن تلفات بخش انتقال و فوق توزیع در مییابیم که این نسبت همچنان با استانداردها و میانگین جهانی فاصله دارد.
نکتهای که در این میان میبایست با دقت بدان توجه کرد آن است که کاهش تلفات، منجر به ارتقای توان تولید میشود. به این معنی که با انجام سرمایهگذاری به مراتب کمتر به منظور اجرای طرحهای کاهش تلفات میتوان در مدت کوتاهتری در مقایسه با ساخت نیروگاه توان تولید برق را افزایش داد. انجام یک محاسبه عددی ساده کمک شایانی به درک بهتر این موضوع میکند. مطابق آخرین آمارهای رسمی در حال حاضر ظرفیت منصوبه نیروگاهی کشور بیش از ۹۰ هزار مگاوات است. اگر متوسط تولید برق کشور در سالهای اخیر را بین ۴۵ تا ۵۰ هزار مگاوات در نظر بگیریم با فرض حجم تلفات ۱۰ درصدی موجود در بخش انتقال و توزیع شبکه برق، حداقل معادل ۴.۵۰۰ مگاوات هدررفت انرژی در سال خواهیم داشت که برابر با ۹ نیروگاه ۵۰۰ مگاواتی است. از سویی دیگر اگر بهطور استاندارد هزینه احداث یک نیروگاه ۵۰۰ مگاواتی سیکل ترکیبی کلاس E را ۲۵۰ میلیون یورو در نظر بگیریم به عدد قابل ملاحظه ۲.۲۵۰ میلیون یورو خواهیم رسید که با فرض یورو ۴۰ هزار تومانی معادل ۹۰ هزار میلیارد تومان خواهد بود. هرچند حذف کامل تلفات از شبکه برق تقریباً غیرممکن است اما با اندکی تأمل در محاسبات فوق درمییابیم که با ارقامی به مراتب کمتر از احداث یک نیروگاه ۵۰۰ مگاواتی (معادل ده هزار میلیارد تومان) در مدت زمان بسیار کمتری میتوان طرحهای کاهش تلفات از جمله جمع آوری شبکه فرسوده، هوشمندسازی شبکهها و خانههای مسکونی، کنترل دائم ولتاژ تحویلی از فوق توزیع و تصحیح ولتاژ و ... را اجرا کرد و در نهایت میزان تلفات شبکه را به میزان قابل توجهی کاهش داد. البته بدیهی است موضوع کاهش تلفات به تنهایی قادر به جبران کمبود ظرفیت تولید برق کشور نخواهد بود و بحثهای مرتبط با سرمایهگذاری و ارتقای ظرفیت تولید برق متناسب با رشد مصرف میبایست با جدیت دنبال شود کما اینکه مطابق شواهد موجود در دولت سیزدهم اقدامات خوبی در این حوزه صورت پذیرفته است. اما آنچه مسلم است موضوع افزایش ظرفیت و توان تولید برق و کاهش تلفات مانند دو لبه قیچی هستند که در کنار هم اثرگذاری به مراتب بهتری در تأمین برق پایدار همه مشترکان ایفا خواهند کرد.
صنعت برق به واسطه نقش تعیین کنندهای که در جریان زندگی همه افراد جامعه و همچنین جایگاه استراتژیک و حساسی که در توسعه فعالیتهای زیرساختی کشور بر عهده دارد همواره باید به عنوان صنعت مادر در کانون توجه سیاستگذاران قرار گیرد. در شرایط فعلی کشور از مهمترین الزامات حکمرانی مطلوب در این صنعت در درجه اول شناخت درست و به موقع نواقص و چالشها و پس از آن ارائه راهکار مناسب با در نظر داشتن محدودیتهای موجود است. با توجه به اینکه در حال حاضر لایحه بودجه ۱۴۰۲ کشور در مجلس در دست بررسی بوده و همزمان برنامه هفتم نیز در مراحل نهایی تدوین قرار دارد، امید آن میرود که متولیان امر با نگاهی جامع و دقیق به مباحث اساسی صنعت برق از جمله تلفات، بخشی از معضلات موجود در این صنعت را مرتفع سازند.
مشاهده اخبار بیشتر در ویژه نامه سراسری صنعت برق