بازنگری ماموریت قدیمی
محمد حیدری مدیرعامل بیمه کارآفرین
برندسازی روی ایجاد و افزایش سطح آگاهی برند متمرکز است و بواسطه برنامههای ترویجی و تبلیغاتی به ثمر مینشیند و کاربسیار سختی است. اینکه جامعه یک برند را به آنچه هدف شرکت است، بشناسند، تحقق بسیاری از اهداف شرکت است. بیمه کارافرین نیز از سال ۸۲ که فعالیت خود را آغاز کرد برروی توسعه بیمههای عمر تمرکزکرد. نمایندههای تخصصی فروش بیمههای عمر تربیت کرد، طرحهای جدیدی به بازار عرضه کرد و حتی دپارتمان عمر را از غیرعمر جدا کرد. تقریبا ایرانیها بیمه کارآفرین را با بیمههای عمر میشناختند. اما چند سالی است که رشد بیمههای زندگی کارآفرین سیر صعودی ندارد. درحالی که معتقدم بیمهکارآفرین که یکی از برندهای مطرح در بیمههای عمربود باید به مسیر قبلی خود بازگردد و حول همین محور حرکت کند.
بر پایه چنین مبنایی بازنگری در جامعه هدف و شبکه فروش بیمهکارآفرین که در گذشته به صورت خاص تعریف شده بود در اولویت برنامههای جدید قرار میگیرد. امروز بایدبه دلیل باورپذیری به عنوان یک اصل بازاریابی معتقد بود و این پرسش را مطرح کرد که مشتریان به چه دلیل باید ما را انتخاب کنند؟ در شرایطی که شرکتهای بزرگی مانند آسیا و البرز رقبای سرسختی در بخش خصوصیاند، بیمهکارآفرین در تقسیمبندی بازارهای هدف باید در اقیانوس آبی خود و حول محور بیمههای عمر حرکت کند و از رقابت در اقیانوس قرمز بپرهیزد.
هرچند که شرکتهای کوچک توانایی پذیرش ریسکهای بزرگ در حیطه دریایی و انرژی را با توزیع ریسک در بازارهای اتکایی دارند، اما معتقدم شرکتها در پوشش ریسکها باید به ابعاد سازمانی خود اشراف داشته باشند و از حرکت در چنین فضاهایی اجتناب کنند. مسلما پوشش این ریسکها برای شرکتهای کوچکتر نیزمقدور است اما در صورت بروز خسارت، پرداخت آن و بازیافتش از بیمهگران اتکایی شرایط را دشوار خواهد کرد. بنابراین علاوه بر تجزیه و تحلیل ریسک لازم است به مولفههای اقتصادی دریافت و پرداخت نیز توجه کرد.
بنابراین بیمهکارآفرین ماموریت قدیمی را بازنگری خواهد کرد. بازار ظرفیت و کششپذیری بیمههای عمر را همچنان دارد. از سوی دیگر شرایط امروز بازاربیمههای عمر در کشور به دلیل آنکه در نرخ و شرایط این رشته اصول حرفهای رعایت میشود و دارای قیمت تمام شده و هزینههای مشخص است، از شفافیت بیشتری برخوردار است و از سوی دیگر اکچوئرهای حرفهای در بیمهمرکزی نیز آن را رصد میکنند و رقابت غیر حرفهای در بازار بیمههای عمر حداقلی است و اساسا رقابت در بیمههای زندگی در ارائه و افشاء اطلاعات برای مشتریان (فروش صادقانه ) و ایجاد دسترسی اینترنتی برای مشاهده پرداختها و تعهدات شرکت بیمه و ایجاد بستر ارتباطی الکترونیکی برای اعلام خواستهها و دریافت پاسخ، روشهای سرمایهگذاری و کنترل هزینههای اداری و بیمه گری است.
برپایه چنین استدلالی معتقدم بیمهکارآفرین باید در این فضا حرکت کند، اما قطعا باید محصولات این شرکت متناسب با نیازهای بروزرسانی و کانالهای عرضه و فروش را نیز بازنگری کرد. مسلما ارتقا مطلوبیت بیمههای عمر برای سه ضلع این مثلث یعنی مشتری، نماینده و شرکت از دستاوردهای این بازنگری خواهدبود. سایر پوششهای بیمهای نیز در مسیر محور اصلی فعالیت قرار میگیرند. بهعبارت دیگر اولویت فعالیت در سایر رشتهها با مشتریان بیمههای عمر است. چنین ساختاری جامعه آماری متناسبی را در اختیار قرار خواهد داد که میتوان با نیازسنجیهای دقیق برای آنها حرکتهای اثربخشی را شاهد باشیم. با چنین روشی دستیابی به رشدی پایدار و معقول دور از انتظار نیست و این خواسته شرکت از اجرای برنامههای جدید است.