ماه مه ، ماه سرنوشتساز برجام
سعیده سادات فهری
توافق هستهای ایران و گروه ۱+۵ موسوم به برجام بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا همواره در «شک و ابهام» حفظ یا خروج واشنگتن از این توافق بوده است. ترامپ در دوران مبارزات انتخاباتی، برجام را بدترین توافق تاریخ توصیف و پس از آن هر ۱۲۰ روز که باید پایبندی ایران به تعهداتش را تایید و تعلیق تحریمها را نیز تمدید کند به نوعی مساله و مشکل ایجاد کرده است. البته با وجودی که ترامپ بارها گفته بود که این توافق را لغو میکند؛ اما تا به امروز آن را تمدید کرده است. ترامپ نوبت قبل که پایبندی ایران به برجام را تایید کرد خطاب به کشورهای اروپایی و با ذکر شروطی گفت که دیگر آن را تایید نخواهد کرد و این آخرین بار است. از جمله شروط ترامپ، اجازه بازرسیهای نظامی در همه سایتهای ایرانی مورد درخواست بازرسان بینالمللی، ضمانت این مساله که ایران هرگز حتی به تملک سلاح هستهای نزدیک هم نمیشود، نداشتن تاریخ انقضای مفاد توافق و ارتباط دادن موشکهای دوربرد و برنامههای تسلیحات اتمی ایران بود و بر این اساس ترامپ خواستار آن شد که ساخت و آزمایش موشک توسط ایران مشمول تحریمهای شدید شود.
پس از این شروط ترامپ، شاهد تحرکاتی از سوی کشورهای اروپایی بهویژه در مورد بندی که خودشان را نیز نگران کرده یعنی مسائل موشکی بوده و هستیم که در این رابطه فرانسه پرچمدار کشورهای اروپایی شده و بارها بحث لزوم مذاکرات موشکی با ایران را مطرح کرده است؛ مسالهای که با واکنش شدید مقامات جمهوری اسلامی مبنی بر غیرقابل مذاکره بودن قدرت دفاعی کشور مواجه شده است.
با وجود شروط برجامی ترامپ و تهدیداتی صورت گرفته، به نظر نمیرسد که شاهد تحول خاصی در رابطه با این توافق یا حتی مسائل موشکی باشیم و در ماه مه در محتملترین سناریو به عقیده اغلب کارشناسان رئیسجمهور آمریکا بار دیگر تعلیق تحریمها را تمدید و از برجام خارج نمیشود. البته به این صورت که احتمالا اروپا فشارهایش بر تهران برای مذاکرات موشکی را افزایش دهد و به این ترتیب مواضع ترامپ نیز تعدیل خواهد شد. یعنی صرف پذیرش اروپا برای اعمال فشار بر ایران شاید برای ترامپ بهعنوان یک دستاورد قلمداد شود و او بتواند از آن بهعنوان یک موفقیت یاد کند. در این صورت ترامپ در دور بعدی فشارش را روی چین و مسکو متمرکز خواهد کرد.
از دیگر سو باید توجه داشت که تا به امروز با وجود گذشت بیش از یک سال از یکدست شدن حاکمیت در آمریکا و داشتن اکثریت کنگره، جمهوریخواهان نتوانستند قانونی در نابودی برجام به تصویب برسانند و همچنان این توافق به حیات خود ادامه میدهد. درواقع ترامپ به هر تلاشی برای نابودی برجام دست زد؛ از جمله اینکه سرنوشت اعمال مجدد تحریمها را به کنگره محول کرد که با بیعملی این نهاد قانونگذاری مواجه شد یا اینکه اکنون اروپا را تهدید به خروج از برجام کرده است. به نظر میرسد ترامپ با تهدیدهایی که هر بار بر سر خروج یا عدم خروج از برجام میکند به دنبال آن است که دیگر کشورها را در نوعی سردرگمی برای ارتباط با ایران نگه دارد.
به بیان دیگر میخواهد با ایجاد این فضا هر ۱۲۰ روز یک بار دیگر کشورها را در بیم و نگرانی آن قرار دهد که اگر وارد مراودات اقتصادی با ایران شوند و برجام لغو و تحریمها بازگردد چه اتفاقی خواهد افتاد. در چنین شرایطی بسیاری از شرکتها و بانکهای بزرگ از نزدیک شدن به ایران هراسناک میشوند و ترجیحشان این است که در یک فضای آرام به تبادلات اقتصادی بپردازند. از دیگر سو اگر امروز شاهد هستیم که ترامپ از آن شعارهای اولیه مبنی بر خروج از برجام تاحدودی فاصله گرفته به این دلیل است که در مرحله اجرای تصمیمات بزرگ با واکنش کهنهکاران سیاست و یا ساختارهای موثر سیاست خارجی مثل شورای امنیت ملی آمریکا، پنتاگون، وزارت خارجه، دستگاه بوروکراسی و بدنه دولت مواجه خواهد شد. یعنی این سازمانها و نهادها مانع میشوند و اجازه نمیدهند تمام خواستها و تمایلات وی تحقق پیدا کند.
سناریوی دوم نیز این است که ترامپ از برجام خارج شود؛ اما اعلام کند منوط به اجرای برخی خواستهها مجددا به این توافق بازخواهد گشت. این سناریو که نامحتملتر است احتمالا با واکنش کشورهای اروپایی مواجه خواهد شد؛ زیرا کشورهایی چون فرانسه، آلمان و انگلیس بهرغم آنکه با برنامه موشکی ایران مخالف هستند، اما خواهان آن هستند که به هر شکلی برجام حفظ شود. این در حالی است که در صورت خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریمهای یکجانبه این کشور، منافع حاصل از این توافق برای ایران کمتر از گذشته خواهد شد که این اصلا مطلوب جمهوری اسلامی نیست و ممکن است با واکنش تهران مواجه شود. همچنان که اخیرا عباس عراقچی، معاون سیاسی وزیر امور خارجه ایران در اندیشکده «چتمهاوس» به این موضوع اشاره داشت که اگر برجام مطلوبیتی برای پایان دادن به تحریمها برای ایران نداشته باشد، در آن شرایط ایران در سیاست خود نسبت به برجام تجدیدنظر خواهد کرد. بیان چنین رویکردی نشانههایی از ناامیدی و ابهام نسبت به سیاست عمومی آمریکا و اروپا در ارتباط با ایران خواهد بود.
