یادداشت سوم

برف روی شانه‌ها

شماره روزنامه: ۳۱۲۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۲۷۹۵۴۶ ویژه-نامه

امید نجوان با احتساب ده روز آینده و پیشِ رو بیش از بیست سال است که به‌عنوان روزنامه‌نگار در متن و حاشیه جشنواره فیلم فجر حضور دارم. دو دهه سرشار از خاطرات ریز و درشت و خرد و کلان که یادآوری و مکتوب کردن‌شان قابلیت آن را دارد تا تبدیل به کتاب خاطرات شود؛ کتاب قطوری شاید با میلیون‌ها سطر یادآوریِ گذشته! کتابی سرشار از رنج و سرمستی و وابستگی و. . . عشقی بی‌حد و مرز که شاید گاهی با خودآزاری و رنج و دشواری‌ و. . . تحمل مصائب نیز پیوند داشته باشد. مصائبی نظیر فیلم دیدن‌های طولانی‌مدت، تحمل فرسایش جسم و البته گاهی هم عرق‌ریزیِ روح که به‌صورت طبیعی، کارِ پیدا کردنِ اثری قابل اعتنا از میان یک دو جین نوارهای متحرک و بی‌روح و «بی‌سینما» را بسیار دشوار می‌کند، اما آنچه باعث می‌شود چنین مصیبت شیرینی را به جان بخرم و به سنت سال‌های اخیر، در قول دادن به خود، عهدشکنی پیشه کنم جوانه زدن سبزه عشق در میانه- ظاهرا- سردترین ماه سال است.

امید نجوان با احتساب ده روز آینده و پیشِ رو بیش از بیست سال است که به‌عنوان روزنامه‌نگار در متن و حاشیه جشنواره فیلم فجر حضور دارم.

دو دهه سرشار از خاطرات ریز و درشت و خرد و کلان که یادآوری و مکتوب کردن‌شان قابلیت آن را دارد تا تبدیل به کتاب خاطرات شود؛ کتاب قطوری شاید با میلیون‌ها سطر یادآوریِ گذشته! کتابی سرشار از رنج و سرمستی و وابستگی و... عشقی بی‌حد و مرز که شاید گاهی با خودآزاری و رنج و دشواری‌ و... تحمل مصائب نیز پیوند داشته باشد. مصائبی نظیر فیلم دیدن‌های طولانی‌مدت، تحمل فرسایش جسم و البته گاهی هم عرق‌ریزیِ روح که به‌صورت طبیعی، کارِ پیدا کردنِ اثری قابل اعتنا از میان یک دو جین نوارهای متحرک و بی‌روح و «بی‌سینما» را بسیار دشوار می‌کند، اما آنچه باعث می‌شود چنین مصیبت شیرینی را به جان بخرم و به سنت سال‌های اخیر، در قول دادن به خود، عهدشکنی پیشه کنم جوانه زدن سبزه عشق در میانه- ظاهرا- سردترین ماه سال است. ماهی در میانه زمستان که آن سال‌ها (سال‌های آغاز راه جشنواره) همیشه مترادف با بلورهای برف بود و متاسفانه در سال‌های اخیر، نام دیگر خشکسالی‌ست!
هر سال این موقع سال که می‌شود چتر خود را امتحان و آماده می‌کنم تا اگر بلورهای برف روی شانه شهر نشست شاید یکی از اولین کسانی باشم که ایمان خود به رحمت خدا را به نمایش می‌گذارد. گاهی آسمان- حتما به حکمتی پنهان- ناامیدم کرده و گاهی دیگر، اشک‌های محو و بلورینی شده، از پیِ بغضی خوددار و طولانی و این حکایتِ یک معاشقه تکراری از یک روزنامه‌نگار- اینک- در محدوده میانسالی است که هر سال در میانه بهمن به شوق تماشای آن سبزه تازه جوانه زده، راهی تالارهای نور و بلور می‌شود و منتظر می‌ماند تا برف برای سپید کردن سیاهی چتر،
آغوش بگشاید.

مشاهده اخبار بیشتر در آخر هفته

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن