عبدالمجید مجیدی نژاد
جمله «مجلس در راس امور است» را قطعاً دفعات متوالی شنیده‌ایم، چه آنجا که برخی از جریانات سیاسی برای تایید جایگاه مجلس به این سخن امام استناد می‌کنند، چه آنجا که برخی دیگر از جریانات سیاسی، موسم انتخابات و برای رد صلاحیت‌ها این جمله را به صورت اعتراض، مبداء مستندات خود قرار می‌دهند.قصه پارلمان در ایران فراز و نشیب زیادی به خود دیده تا اینکه این نهاد دموکراتیک توانسته قوامی به خود ببیند. البته موسم انتخابات مجلس نزدیک است و جریانات متعدد سیاسی، هریک به دنبال افزایش سهم خود از کرسی‌های پارلمان هستند. بازی انتخابات مجلس در کشورمان اگرچه در مواقعی با نشیب روبه‌رو بوده اما بی‌تردید نقشی پررنگ در جهت‌دهی به سیاستگذاری در کشور داشته است. انتخابات مجلس برای دوره دهم، از این جهت مورد توجه بسیاری قرار می‌گیرد که طیف‌های بسیاری پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دو سال گذشته، رونقی را در فضای سیاسی ایران می‌بینند که این طیف‌ها را مجاب می‌سازد برای افزایش مشارکت در محیط سیاسی- اجتماعی ایران به ایفای نقش بپردازند.
این نقش‌آفرینی در فضای سیاسی ایران و معطوف به انتخابات مجلس با توجه به خلاء موجود در کشور از بابت رکود حزبی و رشدنیافتگی فرهنگ رفتار تشکیلاتی در قالب احزاب حرفه‌ای می‌تواند، از کارایی این نهاد در برنامه‌ریزی توسعه بکاهد، تا جایی‌که مسعود نیلی که اکنون مشاور ارشد اقتصادی حسن روحانی است در کتاب اقتصاد ایران و معمای توسعه‌نیافتگی خود به نقش احزاب در توسعه اقتصاد ایران اشاره می‌کند و می‌گوید: «اکنون در دنیا، کشوری را مشاهده نمی‌کنیم که به دنبال تدوین برنامه به شکلی باشد که ما به دنبال آن هستیم. یعنی هیچ کشوری مثل ما به دنبال تدوین برنامه در سطوح بالا و پرداختن به ریزفعالیت‌ها و تصویب آن به صورت قانون و الزام دولت به اجرای آن در یک بازه زمانی مشخص نیست. البته در کشورهایی که احزاب، فعال هستند هر کدام برنامه مشخص خودشان را ارائه می‌دهند و آن را به صورت تلویحی به رای عمومی می‌گذارند. فرض بر این است که وقتی مردم به یک دولت یا یک حزب برای در اختیار گرفتن اکثریت پارلمان رای می‌دهند، تمایل عمومی برای اجرای برنامه مورد نظر آن حزب است. اما نکته مهم این است که برنامه مورد نظر احزاب، صلبیت ندارد که نتوان در آن تغییری ایجاد کرد. این برنامه بیشتر متوجه محورهای اصلی اجتماع است که با زندگی مردم کاملاً مرتبط بوده و حساسیت اجتماعی روی آن است که باعث می‌شود مردم در رای دادن به برنامه احزاب دقت فراوانی داشته باشند.» رای دادن حرکتی است که نزد هر جامعه ای می تواند معنای متفاوتی به خود بگیرد. جوامع توسعه یافته با مشارکت حداقلی در انتخابات مشارکت می کنند. جوامع در حال توسعه اما، بنابر رفتار گاه به گاه، گاهی مشارکت حداکثری و گاهی مشارکت حداقلی. رفتاری همواره میان این دوسر تحلیل، تبیین اینکه جامعه ایرانی در چه مکانی از این مختصات می گنجد، با بررسی تجربه انتخاباتی دو دهه اخیر همخوانی دارد. ایران، در حال توسعه و رفتار انتخاباتی آن در چارچوب بروز رفتار گاه گاه است. چیزی که حتی کاتوزیان در کتاب ایران، جامعه کوتاه مدت خود بر آن تاکید دارد. اصطلاح جامعه کلنگی مخصوص بیان رفتاری است که با پیگیری انتخاب های جامعه ایران در انتخابات های متعدد می تواند نماد توجیه کوتاه مدت بودن را به خود بگیرد.

حدود دو روز مانده تا انتخابات پارلمانی که در غیاب احزاب حرفه‌ای قرار است انجام شود، پارلمان دهم تا چه اندازه در توسعه اقتصادی و برنامه‌ریزی برای توسعه می‌تواند نقش‌آفرین باشد؟ نقش شعارهای فریبنده که از قضا در نبود احزاب قدرتمند منجر به اتلاف منابع می‌شود، چیست و چگونه می‌توان نقش انتخابات را در اتلاف این منابع به حداقل رساند؟ به‌نظر می‌رسد برای استقرار نظام حزبی و تمرین آن برای انتخابات مجلس فرصت را از دست داده ایم اما برای رسیدن به قرائتی توسعه‌خواه از مجلس، هنوز دو روز فرصت مانده است. در جامعه کوتاه مدت، به دلیل نبود نظم اجتماعی برای شکل گیری برنامه های بلند مدت است که اتفاقا مشارکت بالا در انتخابات همراه با افزایش مسوولیت اجتماعی شهروندان جدی می شود. به نظر می رسد احتراز از رفتار کوتاه مدتی که از نظر کاتوزیان ویژگی جامعه ایرانی محسوب می شود با حرکتی جدی در عرصه اجتماعی امکان پذیر است. نباید فراموش کرد یکی از نشانه های گذار از جامعه کلنگی به جامعه ساخت یافته بلند مدت، افزایش مشارکت آگاهانه است. چیزی که اکنون جامعه ایرانی نیازمند تکرار آن است. باید منتظر ماند و دید اینبار روی خوش مشارکت به انتخابات مجلس می افتد یا روی دیگر آن.