هزاران افسوس!
دنياي اقتصاد : طی روزهای گذشته مجتبی جباری بار دیگر به متن اخبار برگشت. دلیلش اما مربی شدن یا اظهارات تند و تیز و جنجالی او نبود، بلکه عامل اصلیاش به افتتاح کتابفروشی جباری برمیگشت؛ مراسمی که شماری از فرهیختگان هنر و ورزش در آن شرکت داشتند. شاید در شرایط عادی میشد از وجود مجتبی به عنوان یکی از بهترین و خوشفکرترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران در مناصب فنی و مدیریتی استفاده کرد، اما چه کنیم که متاسفانه شرایط «عادی» به نظر نمیرسد. انصافا حیف نیست یکی مثل جباری بیرون از فوتبال باشد و باشگاه محبوب و قدیمی او به چنین اوضاعی دچار شود؟
یکی مثل جباری نعمت است؛ پیشکسوتی که دنبال سهمخواهی نیست، توهم توطئه ندارد، حرفهایش مغز دارند و تفریح خودش کتابخوانی و دنبال کردن تئاتر و سینماست. هزاران افسوس که امثال مجتبی جایی در مدیریت فوتبال ایران ندارند، اما کسانی بدون هرگونه صلاحیت، در این قلمرو فرمانفرمایی میکنند؛ سود خودشان را میبرند و زحمت مضاعف بر این فوتبال تحمیل میکنند. جباری به تازگی در مورد هجوم اراذل و اوباش به سکوهای هواداران استقلال به اکو ایران گفته بود: «واقعا متاسفم که بعضی مدیران و مربیان یا بازیکنان فوتبال فکر میکنند برای موفقیت حتما باید همراهی این جماعت را داشته باشند. دوره ما هم اینها بودند و مدیران به آنها امتیاز میدادند. اینها شاید در کوتاهمدت باعث شوند بازیکن یا مربی و مدیر به مزایایی دست پیدا کنند، اما در بلندمدت آسیبش به استقلال و فوتبال وارد میشود. کمترین ضرر این داستان آن است که خیلی از هواداران فرهیخته و متمدن فوتبال اصلا وارد فضای ورزشگاهها نمیشوند و فوتبال، امکان همراهی آنها را از دست میدهد.» شما این نگاه را مقایسه کنید با نگاه خیلی از کسانی که امروز در این حوزه مسوولیت دارند.