چهار رنج اداره دولتی سرخابیها
دنیایاقتصاد : تلاشها برای خصوصیسازی پرسپولیس و استقلال اوج گرفته و به نظر میرسد تا پیش از پایان دولت دوازدهم شاهد انتقال مالکیت این دو تیم پرهوادار به بخش خصوصی خواهیم بود. پیشتر خیز دولت برای واگذاری دو باشگاه از طریق مزایده به جایی نرسید و حالا راهکار خصوصیسازی از طریق بازار سرمایه در پیش گرفته شده است. واگذاری مجموعا چهار ورزشگاه به سرخابیها در جهت افزایش دارایی آنها، از جمله قرائن جدی بودن واگذاری بهشمار میآید. حقیقت آن است که دولت تا همین جا هم به خودش و دو باشگاه ظلم کرده که آنها را نگه داشته است. این شکل از اداره پرسپولیس و استقلال زیانهای متعددی برای هر دو طرف ماجرا داشته است.
* هزینه کن، تهمت بشنو: بدترین رنج دولت از ناحیه اداره سرخابیها این است که برای سرپا ماندن این دو باشگاه از اموال عمومی هزینه میکند، اما در ازای این کار فقط شنونده تهمتهای متنوع است. هرکدام از سرخابیها دولت را به جانبداری از طرف مقابل متهم میکنند و افرادی خارج از فضای فوتبال هم وزارت ورزش را بابت صرف بیتالمال برای این دو تیم مورد ملامت قرار میدهند. حتی طی سالهای اخیر که مجلس شورای اسلامی هزینه کردن دولت در ورزش قهرمانی را ممنوع کرده، باز هر جا لغزش و اسرافی در امور اداره سرخابیها رخ میدهد، ناظران به اتلاف بیتالمال انتقاد میکنند. در حقیقت این یک باور نهادینهشده عمومی است. خب این چه کاری است که دولت پول بدهد، انرژی بگذارد و از همه طرف هم درشت بشنود؟
* انحراف از مسوولیتهای اصلی: الان دیگر در هیچ جای دنیای مدرن، دولتها تیمداری نمیکنند. این مساله آنها را از تمرکز روی وظایف اصلیشان دور میکند. درحالحاضر بیش از ۹۹ درصد از محتوایی که در مورد وزارت ورزش تولید میشود مربوط به پرسپولیس و استقلال است و حتی عمده نمایندگان مجلس هم به همین مساله میپردازند. به این ترتیب عملکرد وزارتخانه در حوزههای مهمی مثل ورزش همگانی یا شاخه «جوانان» به کلی مغفول میماند.
* رودربایستیهای دولتی: اداره دولتی پرسپولیس و استقلال باعث آسیب دیدن دو باشگاه از برخی مناسبات دولتی میشود. تعیین هیاتمدیره برای سرخابیها از سوی وزارت ورزش انجام میشود و به این ترتیب به دفعات در دولتهای مختلف دیده شده که افراد بیربط و فاقد تخصص صرفا به خاطر خط و ربطهای وزارتخانه به کرسی مدیریت دو باشگاه رسیدهاند. به علاوه ریشه نزدیک و مشابه دولت و صداوسیما، یک مانع بزرگ برای احقاق حق پخش تلویزیونی است. در شرایط فعلی برخی مخالفان، پرداخت حق پخش را مصداق «از این جیب به آن جیب» میدانند!
* سرکوب ظرفیت سرخابیها: متکی نگه داشتن پرسپولیس و استقلال به مدیریت دولتی، باعث سرکوب ظرفیت آنها در حوزههای مختلف و مخصوصا درآمدزایی میشود. این دو باشگاه در فرم فعلی قربانی بوروکراسی و تشریفات دولتی هستند و گاهی حتی یک مزایده ساده را هم نمیتوانند برگزار کنند، درحالیکه در شکل خصوصی، مالک باشگاه از لحظه لحظه زمان و ذره ذره موقعیتها برای پولسازی استفاده میکند، از قرارداد با بانکها و رستورانها و تاکسیهای اینترنتی تا همکاری با سایر کسبوکارها. به شرط اینکه بالاخره دولت دل از این دو تیم بکند!