بحران ۳۵ سالگی!
رسول بهروش
دنیای اقتصاد : داستان باشگاه استقلال و مجتبی جباری تقریبا همانطوری به پایان رسید که از ابتدا انتظار میرفت. بعد از ماهها دوری از تمرین، بازیکنی که از همان اول فصل هم ناآماده نشان میداد دیگر بختی برای بازگشت به تیم نداشت و پیش از آنکه کمیته تعیین وضعیت فدراسیون فوتبال در این مورد اظهارنظر کند، باشگاه استقلال بهطور یکطرفه قرارداد جباری را فسخ کرد. این نقطه پایان حضور بازیکنی است که بخش باشکوهی از تاریخ استقلال در دهه ۸۰ را نوشت. از قرار معلوم حتی غرولندهای بعدی جباری از جمله در مصاحبه با رادیو تهران هم وجاهت قانونی ندارد، چراکه گفته میشود این بازیکن در ابتدای فصل به باشگاه اجازه فسخ یکطرفه داده بود. همان روزها مدیرعامل استقلال در توجیه خرید بازیکن همیشه مصدومی مثل جباری گفته بود او بازی به بازی پول میگیرد و حالا این بند کاملا به سود باشگاه تمام شده. جباری که ابتدای فصل روی دوش هواداران به استقلال آمد، پس از مدتی به تندی از کمبودهای باشگاه انتقاد کرد. رضا افتخاری این انتقادات را تاب نیاورد و حضور مجتبی در تمرینات را قدغن کرد. علیرضا منصوریان هم ظاهرا برای حفظ جایگاه خودش در مقابل این تصمیم باشگاه کرنش کرد. در این میان حتی تغییر کادرفنی هم شرایط جباری را تغییر نداد. به گفته خود این بازیکن از روز اول به وینفرد شفر گفته شد قید جباری را بزند و مربی آلمانی هم اطاعت کرد. حالا هم قرارداد رسما فسخ شده تا آنچه باقی میماند، فقط اعتراضات و درد دلهای نهچندان پذیرفتنی مجتبی باشد.
ناز جوانی خریدار دارد
جباری با تصمیمی که باشگاه برایش گرفته کنار نمیآید و نمیتواند چنین حذف بیرحمانهای را هضم کند. این وسط البته به نظر میرسد مجتبی مرتکب یک اشتباه محاسباتی ساده شده؛ اینکه تصور میکند هنوز یک بازیکن ۲۵ساله با پاسهای اینیستایی است که هرچه بگوید باشگاه باید روی چشم بگذارد. جباری روزهای اول بازگشتش به ایران در مصاحبهای گفته بود لقب «هشت شاکی» را که به او دادهاند دوست دارد، چون آن را نماد طغیانگری علیه مشکلات و عدم سازشکاری خودش میبیند، اما آنچه او فراموش کرده این است که شماره هشتها هم وقتی ۳۵ساله شدند، بهتر است آرام باشند و فقط کارشان را بکنند وگرنه هر روز باید ساکشان را جمع کنند و از این باشگاه به آن باشگاه بروند؛ درست مثل علی کریمی که بعد از ۳۰سالگی سه بار اخراج شد، درست مثل محرم نویدکیا که دست آخر در سپاهان رسما به او میگفتند «شما بیرون لطفا!» و درست مثل خود جباری که سه ماه است سر تمرین راهش نمیدهند، اما هواداران یک بار هم اسم او را در استادیوم صدا نکردهاند تا مدیریت باشگاه را برای بازگشتش تحت فشار قرار بدهند. در تمام این روزها تنها نامی که با حرف جیم شروع میشد و در بازیهای استقلال زیاد اسمش را میشنیدیم، «جباروف» بود؛ نسخه ازبکستانی، اما مطیع جباری که مثل الماس میدرخشد و گرههای کور را باز میکند. روزگاری که جباری شاکی میشد و همه برای راضی کردنش صف میبستند، هر پاس این بازیکن میلیونها تومان قیمت داشت، اما وقتی عضله فوتبالیست پیر شد، دیگر کار تمام است. حتی این اواخر در قطر هم نتوانستند با مجتبی کنار بیایند. توجه داشته باشید داریم در مورد بازیکنی حرف میزنیم که ۳۵ساله است و خودش میگوید زانوهایش ۲۰سال از سن واقعی او پیرتر هستند!
کرار سرمایه باشگاه نبود؟
بخش جالب مصاحبه جباری بعد از فسخ قرارداد جایی است که او هشدار داده استقلال یک باشگاه دولتی محسوب میشود، دخل و خرجش از بیتالمال است و نباید بازیکنی مثل او را به این مفتی از کف بدهد. به این ترتیب باید از جباری پرسید آیا یکی مثل کرار جاسم سرمایه دولت و باشگاه استقلال نبود؟ همانی که همین آقا مجتبی سر زدن یک ضربه کاشته ساده در مسابقه بیاهمیت جام حذفی با او درگیر شد و هر دو پایش را در یک کفش کرد که «استقلال یا جای من است یا این بابا.» خب البته آن زمان جباری ۳۵ساله نبود، پس حرفش را گوش کردند و کرار را با وجود قرارداد گرانقیمتش به خانه فرستادند. شاید هم از نظر جباری آن زمان استقلال یک باشگاه دولتی نبود و تازه دچار «واگذاری معکوس» از بخش خصوصی شده است! البته که رفتار اخیر باشگاه با مجتبی خوب نبود، اما ای کاش این بازیکن به گذشته خودش نگاه کند و ببیند آیا رفتارهایی که در اوج دوران فوتبالش با باشگاه داشت، درست بود؟ این در حوزه اختیارات او بود که یک بازیکن را به دلخواه اخراج کند؟ این حق او بود که بر سر یک اختلاف ساده به سمت مدیرعامل باشگاه قندان پرتاب کند؟ این حق او بود که در رسانهها پیتزا دادن باشگاه به بازیکنان بعد از بازیها را مسخره و تمام مسوولان تیم را مضحکه کند؟ آیا جباری میداند دو سال است پرسپولیسیها با صلاحدید برانکو بعد از تمام مسابقاتشان در همان رختکن به بازیکنان پیتزا میدهند و این کار از نظر هیچکس مسخره نیست؟ نه برادر؛ دیروز شما در اوج بودی و آنطور رفتار میکردی و امروز باشگاه در موضع قدرت است و تلافی میکند. شببهخیر و بازنشستگی به سلامت!