بزرگنمایی در «نیروگاه‌های خورشیدی»؟

روایت رسمی؛ رشد سریع در آمارها

اظهارات اخیر وزیر نیرو در ۵ اسفند ماه، درباره افزوده شدن ۸ هزار مگاوات ظرفیت جدید تولید برق، که بخشی از آن به انرژی خورشیدی نسبت داده می‌شود، ادامه همان خط روایی است که در ماه‌های گذشته نیز تکرار شده است. در این روایت، تجدیدپذیرها نه‌تنها به‌عنوان راه‌حل ناترازی برق معرفی می‌شوند، بلکه نشانه‌ای از تغییر مسیر سیاست انرژی کشور نیز تلقی می‌شوند. اما در عمل، سهم نیروگاه‌های خورشیدی در سبد تولید برق ایران همچنان بسیار محدود است و فاصله معناداری با ارقام اعلامی درباره توسعه ظرفیت دارد. بخش مهمی از پروژه‌هایی که در آمارها ثبت می‌شوند، یا هنوز به بهره‌برداری واقعی نرسیده‌اند، یا با ظرفیت کامل کار نمی‌کنند، یا صرفا شامل مجوزها و تفاهم‌نامه‌هایی هستند که هنوز به مرحله تولید برق نرسیده‌اند.

ظرفیت اسمی یا تولید واقعی؟

یکی از چالش‌های همیشگی در اعلام آمار انرژی‌های تجدیدپذیر، خلط میان ظرفیت نصب‌شده، ظرفیت در حال احداث و تولید واقعی برق است. نیروگاه خورشیدی ممکن است روی کاغذ چند صد مگاوات ظرفیت داشته باشد، اما تولید آن وابسته به تابش، اتصال شبکه، پایداری تجهیزات و امکان فروش برق است. در نتیجه، اعلام ظرفیت اسمی بدون اشاره به ضریب بهره‌برداری، تصویری روشن‌تری از واقعیت ترسیم می‌کند. درحالی‌که نیروگاه‌های حرارتی می‌توانند بخش زیادی از ظرفیت خود را در ساعات طولانی تولید کنند، نیروگاه‌های خورشیدی تنها در بخشی از شبانه‌روز فعال‌اند و همین موضوع باعث می‌شود سهم واقعی آنها در تامین برق کشور بسیار کمتر از ظرفیت نصب‌شده باشد.

سیاست اعلامی؛ ابزار مدیریت افکار عمومی

یکی از دلایل تداوم این رویکرد را باید در کارکرد سیاسی و رسانه‌ای آمارهای تجدیدپذیر جست‌وجو کرد. انرژی خورشیدی در سال‌های اخیر به نماد «گذار انرژی» تبدیل شده و اعلام رشد آن، نشانه‌ای از هم‌راستایی با روندهای جهانی تلقی می‌شود. در شرایطی که ناترازی برق به مساله‌ای مزمن تبدیل شده و خاموشی‌های فصلی همچنان پابرجاست، ارائه تصویری از گسترش سریع انرژی‌های پاک می‌تواند بخشی از فشار افکار عمومی را کاهش دهد. به بیان دیگر، خورشیدی‌ها علاوه بر نقش فنی، کارکرد ارتباطی و سیاسی نیز پیدا کرده‌اند. اما مساله تنها به آمارها محدود نمی‌شود. واقعیت این است که سرمایه‌گذاری در نیروگاه‌های خورشیدی در ایران هنوز با ریسک‌های جدی روبه‌رو است. نرخ خرید تضمینی برق، بی‌ثباتی مقررات، تاخیر در پرداخت‌ها، مشکلات تامین تجهیزات و محدودیت‌های ارزی باعث شده بسیاری از پروژه‌ها کند پیش بروند یا حتی متوقف شوند.

در چنین شرایطی، بزرگ‌نمایی روند توسعه خورشیدی‌ها می‌تواند به‌نوعی تلاش برای حفظ جذابیت سرمایه‌گذاری در این حوزه نیز تعبیر شود. اگر سیاستگذار به‌طور رسمی از کندی پروژه‌ها یا مشکلات ساختاری سخن بگوید، ممکن است همین سرمایه محدود نیز از این بخش خارج شود.

فاصله میان شبکه و تولید

شکاف میان توسعه ظرفیت تولید برق و توان شبکه انتقال و توزیع، یکی از دلایل مهمی است که باعث می‌شود وزارت نیرو روایت خوش‌بینانه از رشد نیروگاه‌های خورشیدی را تعدیل نکند. حتی در مواردی که ظرفیت خورشیدی واقعا افزایش یافته، شبکه در بسیاری از نقاط کشور آماده جذب این تولید جدید نیست و محدودیت پست‌ها، خطوط انتقال و تجهیزات کنترلی مانع بهره‌برداری کامل از نیروگاه‌ها می‌شود. در نتیجه، برخی پروژه‌ها با تاخیر در اتصال به شبکه روبه‌رو می‌شوند یا پس از اتصال نیز با کاهش تولید و محدودیت تزریق برق مواجه هستند. در چنین شرایطی، تاکید بر ظرفیت نصب‌شده برای سیاستگذار ساده‌تر از ارائه آمار تولید واقعی است، زیرا تمرکز بر میزان برق تحویلی به شبکه می‌تواند ناکارآمدی زیرساخت‌ها را آشکارتر کند و نشان دهد که مشکل صنعت برق صرفا کمبود نیروگاه نیست، بلکه ضعف شبکه نیز سهم مهمی در تداوم ناترازی دارد.

در روایت رسمی، گاه چنین القا می‌شود که توسعه سریع خورشیدی‌ها می‌تواند ناترازی برق را مهار کند. اما تجربه جهانی نشان می‌دهد که انرژی خورشیدی بیشتر نقش مکمل دارد تا جایگزین. بدون توسعه ذخیره‌سازی، مدیریت مصرف و ارتقای شبکه، افزایش ظرفیت خورشیدی الزاما به کاهش خاموشی‌ها منجر نمی‌شود. در ایران نیز بخش عمده پیک مصرف در ساعات شب رخ می‌دهد؛ زمانی که نیروگاه‌های خورشیدی عملا نقشی در تامین برق ندارند. بنابراین، حتی اگر آمارهای اعلامی دقیق باشند، تاثیر آنها بر حل بحران برق محدود خواهد بود.

ضرورت شفافیت در آمار انرژی

تداوم فاصله میان آمارهای رسمی و تجربه واقعی فعالان صنعت برق، به‌تدریج می‌تواند اعتماد سرمایه‌گذاران، پیمانکاران و حتی مصرف‌کنندگان بزرگ را تضعیف کند. بازار انرژی بیش از هر حوزه دیگری به ثبات، قابلیت پیش‌بینی و شفافیت اطلاعاتی وابسته است، زیرا تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری در نیروگاه، شبکه یا تجهیزات، افقی بلندمدت دارد و بدون داده‌های دقیق، ریسک اقتصادی پروژه‌ها به‌طور محسوسی افزایش می‌یابد. هنگامی که آمارهای اعلامی با واقعیت تولید، اتصال نیروگاه‌ها یا وضعیت شبکه همخوانی نداشته باشد، سرمایه‌گذار ناچار می‌شود برآوردهای محافظه‌کارانه‌تری انجام دهد یا حتی از ورود به پروژه‌های جدید صرف‌نظر کند.

اگر اعلام ظرفیت‌های خورشیدی همراه با شاخص‌هایی مانند میزان تولید برق، ضریب بهره‌برداری سالانه، وضعیت اتصال به شبکه، محدودیت‌های فنی و درصد پیشرفت فیزیکی طرح‌ها منتشر شود، تصویر دقیق‌تر و قابل اتکاتری از وضعیت انرژی کشور شکل می‌گیرد. چنین تصویری ممکن است در کوتاه‌مدت کمتر امیدوارکننده به نظر برسد، اما در بلندمدت به تصمیم‌گیری عقلانی‌تر، تخصیص بهتر منابع و افزایش اعتماد سرمایه‌گذاران کمک می‌کند و زمینه سیاستگذاری موثرتر در صنعت برق را فراهم می‌سازد.

توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر بدون تردید برای آینده برق ایران حیاتی است، اما این توسعه زمانی اثر گذار خواهد بود که از مرحله روایت‌های تبلیغاتی عبور کند و به سیاستگذاری مبتنی بر واقعیت برسد. تعدیل اغراق در آمارها نه‌تنها نشانه ضعف نیست، بلکه می‌تواند نشانه بلوغ سیاستگذاری باشد. تا زمانی که خورشیدی‌ها بیشتر در آمارها بدرخشند تا در شبکه برق، ناترازی همچنان پابرجا خواهد ماند و فاصله میان وعده و واقعیت نیز عمیق‌تر خواهد شد.