معادن پاکستان زیر سایه تروریسم

بلوچستان منطقه‌ای است که در آن معادن مس، طلا، کرومیت، زغال‌سنگ و گاز طبیعی، صحنه درگیری میان گروه‌های جدایی‌طلب و دولت بوده است. از نگاه جدایی‌طلبان، استخراج منابع به معنای بهره‌کشی پاکستان از ثروت منطقه است و به همین دلیل، فعالیت‌های استخراجی به‌عنوان نمادی از این روند هدف حمله قرار می‌گیرند. این حملات توانایی پاکستان را برای بهره‌برداری از ثروت معدنی و سوخت‌های فسیلی دست‌نخورده خود را دشوارتر کرده و همزمان یافتن راهکارهای امنیتی برای تمامی طرف‌های درگیر در این مناقشه را با چالش بیشتری مواجه می‌کند.

ظرفیت معدنی پاکستان

پاکستان در یکی از کمربندهای مهم زمین‌شناسی جهان قرار گرفته و از ذخایر متنوعی از مس، طلا، لیتیوم، کبالت، آنتیموان و عناصر نادر خاکی برخوردار است. دولت پاکستان ارزش ذخایر معدنی این کشور را حدود ۸تریلیون دلار برآورد کرده است؛ رقمی که در صورت صحت و امکان استخراج اقتصادی، ظرفیت قابل‌توجهی برای توسعه صادرات و جذب سرمایه خارجی ایجاد می‌کند. در بخش مس نیز ظرفیت‌های قابل‌توجهی وجود دارد؛ براساس گزارش‌های منتشرشده، چین در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۲هزار تن مس از معدن محمدخیل پاکستان استخراج و به چین منتقل کرده است. همچنین یک معدن مس در یکی از استان‌های پاکستان ظرفیتی معادل حدود یک‌پنجم مصرف سالانه مس آمریکا دارد.

مزیت پاکستان تنها به حجم ذخایر محدود نمی‌شود. این کشور به بازار چین نزدیک است و با توسعه بندر گوادر و کریدور اقتصادی چین و پاکستان، امکان اتصال مناطق معدنی به مسیرهای صادراتی نیز تقویت شده است. با این حال، فاصله میان ظرفیت بالقوه و تولید بالفعل همچنان قابل‌توجه است. محدودیت شبکه ریلی و حمل‌ونقل، ضعف فناوری و فرآوری و ناامنی در برخی مناطق معدنی، هزینه توسعه پروژه‌ها را بالا برده است. بنابراین، مزیت جغرافیایی و ذخایر بزرگ پاکستان زمانی می‌تواند این کشور را به بازیگری مهم‌تر در زنجیره تامین مواد معدنی تبدیل کند که سرمایه‌گذاری در زیرساخت و فرآوری هم‌پای توسعه استخراج پیش برود.

55 copy

 حمله به مسیرهای حمل‌ونقل

در سه سال گذشته بیش از ۱۳۰حمله مستقیما مرتبط با فعالیت‌های استخراجی در بلوچستان ثبت شده که ۳۸مورد آن تنها در فاصله ژانویه تا سپتامبر۲۰۲۶ رخ داده است. بر اساس گزارش این مرکز، حملات به پروژه‌های معدنی عمدتا در زمان حمل‌ونقل رخ می‌دهد؛ زیرا نیروهای مسلح می‌توانند با هدف قرار دادن مسیرهای حمل‌ونقل، از تدابیر امنیتی سنگین‌تر پیرامون سایت‌های معدنی عبور کنند. پروژه‌های شاخصی مانند معدن مس ریکو دیک و معدن مس و طلای سیندک با مشارکت شرکت‌های خارجی فعالیت می‌کنند و تحت حفاظت نیروهای امنیتی خصوصی و دولتی قرار دارند. در مقابل، عملیات نفت و گاز دولتی الگوی متفاوتی دارند.

بیش از نیمی از حملات علیه این عملیات در محل استخراج رخ می‌دهد که نتیجه سطح پایین‌تر حفاظت امنیتی در مقایسه با پروژه‌های معدنی است. در فعالیت‌های زغال‌سنگ نیز بخش عمده حملات در زمان حمل‌ونقل رخ می‌دهد و حدود یک‌سوم حملات در محل استخراج صورت می‌گیرد.  کمتر از ۱۷ درصد حملات با استفاده از بمب‌های کنار جاده‌ای یا مین‌های زمینی انجام شده است. این مرکز بر این اساس معتقد است هدف اصلی حملات، مختل کردن فعالیت‌های استخراجی و ایجاد فضای ناامن و بی‌ثبات است، نه لزوما آسیب رساندن به کارگران و غیرنظامیان. نزدیک به ۹۰درصد حملات جدایی‌طلبان علیه پروژه‌های معدنی در جاده‌ها رخ می‌دهد. افراد مسلح معمولا با شلیک به لاستیک خودروها، کامیون‌ها را متوقف می‌کنند و گاهی پس از آنکه به رانندگان اجازه خروج می‌دهند، خودروها را به آتش می‌کشند.

 تاثیر درگیری‌ها بر آینده معدن‌کاری پاکستان

اهمیت این مساله همزمان با تلاش پاکستان برای جذب سرمایه‌گذاری بین‌المللی به‌منظور توسعه ثروت معدنی بلوچستان در حال افزایش است. ضعف زیرساخت‌های حمل‌ونقل و امنیت آنها و همچنین نیاز به استقرار نیروهای دولتی برای حفاظت از پروژه‌ها، ریسک بیشتری را متوجه سرمایه‌گذاران خارجی می‌کند. جدایی‌طلبان نیز با توجه به اینکه دولت را اصلی‌ترین طرف خود می‌دانند، تمایل بیشتری به هدف قرار دادن عملیات مرتبط با آن دارند. این مرکز همچنین هشدار می‌دهد که افزایش حضور نیروهای امنیتی خود می‌تواند ریسک دیگری ایجاد کند؛ چراکه سوءاستفاده احتمالی از قدرت توسط این نیروها می‌تواند هزینه‌هایی برای شهرت و اعتبار شرکت‌ها به همراه داشته باشد و تعامل آنها با جوامع محلی را که برای فعالیت ایمن پروژه‌ها اهمیت زیادی دارد، تحت‌تاثیر قرار دهد.

تداوم حملات همچنین می‌تواند توجه بین‌المللی بیشتری را به شورش جدایی‌طلبانه در بلوچستان جلب کند و بستر رسانه‌ای بزرگ‌تری در اختیار گروه‌های مسلح قرار دهد؛ در عین حال ممکن است واکنش شدیدتر دولت و افزایش فشار امنیتی بر این گروه‌ها را نیز به دنبال داشته باشد. پاکستان نیروهای امنیتی بیشتری را به بلوچستان اعزام کرده است، اما مرکز داده‌های مکان و رویدادهای درگیری مسلحانه معتقد است اقدامات امنیتی به‌تنهایی بعید است بتوانند مناقشه‌ای را حل کنند که بخشی از ریشه‌های آن به اختلافات سیاسی بر سر منابع، میزان خودمختاری و نحوه توزیع منافع اقتصادی بازمی‌گردد. جورج در همین راستا گفت: «مخالفت با استخراج منابع در قلب شورش جدایی‌طلبانه بلوچ قرار دارد؛ بنابراین، همزمان با تلاش پاکستان برای بهره‌برداری از ثروت معدنی دست‌نخورده خود، ممکن است حملات بیش از پیش تشدید شوند.»