«افسانه اعتمادبه‌نفس»؛ مانع پیشرفت زنان

شماره روزنامه: ۶۶۹۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۴۳۵۶ مدیران

نویسنده: Harvi Kaur مترجم: مریم رضایی

خیلی از زنان طرز فکری را در سکوت با خود حمل می‌کنند که در نگاه اول منطقی به نظر می‌رسد: «فلان کار را وقتی اعتمادبه‌نفس بیشتری پیدا کردم، انجام می‌دهم.» جملاتی از این دست را زیاد شنیده‌ام: «دارم کم‌کم کسب‌وکاری راه می‌اندازم. وقتی به اندازه کافی آماده شدم، یا وقتی سرم کمی خلوت‌تر شد، آن را جدی شروع می‌کنم.» همه ما به شکلی چنین حرفی را زده‌ایم. خود من هم همین‌طور.

 «افسانه اعتمادبه‌نفس»؛ مانع پیشرفت زنان

در بیش از ۲۵ سال فعالیت در کنار زنان بنیان‌گذار، مدیران و افراد موفق و بلندپرواز، بارها دیده‌ام یکی از عواملی که مانع پیشرفت آنها می‌شود، همان افسانه اعتمادبه‌نفس است.

بیشتر زنانی که می‌شناسم، صرفا فاقد اعتمادبه‌نفس نیستند. آنها تحت‌تاثیر انتظاراتی هستند که از نسل‌های قبل به آنها منتقل شده و هرگز فرصت نکرده‌اند آنها را زیر سوال ببرند؛ انتظاراتی درباره اینکه پیش از شروع هر کاری تا چه اندازه باید آماده باشید و چقدر باید اطلاعات از قبل داشته باشید. این مساله عمیق‌تر از اعتمادبه‌نفس است. موضوع این است که تشخیص دهیم کدام‌یک از این انتظارات واقعا متعلق به خود ماست و کدام‌یک را بدون آنکه آگاهانه انتخاب کرده باشیم، پذیرفته و بر اساس آنها زندگی کرده‌ایم.

اغلب تصور می‌کنیم ابتدا باید اعتمادبه‌نفس داشته باشیم تا بتوانیم کاری را شروع کنیم. اما واقعیت این است که اعتمادبه‌نفس در مسیر عمل شکل می‌گیرد.

نکته دیگری که متوجه شده‌ام این است که زنان اغلب احساس می‌کنند پیش از آنکه خود را مطرح کنند یا برای فرصتی پیش‌قدم شوند، باید کاملا آماده باشند، درحالی‌که به نظر می‌رسد مردان آمادگی بیشتری دارند که ابتدا دست به کار شوند و در طول مسیر راه‌حل‌ها را پیدا کنند. این تفاوت، ناشی از کمبود توانایی نیست، بلکه به تفاوت در میزان آزادی عمل و اجازه‌ای مربوط می‌شود که افراد برای آزمودن خود به خودشان می‌دهند.

از زنان جملاتی از این دست زیاد می‌شنوم: «دارم به این فکر می‌کنم که خودم را برای این موقعیت مطرح کنم» یا «شاید برای این موقعیت درخواست بدهم.» گاهی حتی پیش از آنکه دیگران فرصتی برای زیر سوال بردن توانایی‌هایمان پیدا کنند، خودمان اهمیت کاری را که انجام می‌دهیم کم‌رنگ می‌کنیم. در نتیجه، ایده‌ای را در ذهن نگه می‌دارند و منتظر می‌مانند تا احساس کنند کاملا آماده‌اند. اما با این کار، فرصت امتحان کردن آن ایده، دیدن نتیجه و یادگیری از تجربه را از دست می‌دهند. بدون کسب چنین تجربه‌ای، همچنان تصور می‌کنند که از ابتدا آماده نبوده‌اند.

از دست رفتن ایده‌های خوب

در میان زنانی که مربی آنها بوده‌ام، شاهد موضوع مشترکی بوده‌ام؛ اینکه راه‌اندازی کسب ‌و کار خود را به تعویق انداخته‌اند، چون فکر می‌کردند کسب ‌و کارهای مشابهی که قبل از آنها شروع کرده‌اند، زیادند و ایده یا طرح کسب ‌و کار آنها به اندازه کافی قوی نیست. این زنان در نهایت کسب‌وکار خود را راه‌اندازی کردند و امروز بنگاه‌های موفقی را اداره می‌کنند. اعتمادبه‌نفس آنها نیز در جریان ساختن کسب‌ و کار و پیدا کردن راه‌حل‌ها در طول مسیر افزایش یافت.

اینجاست که منتظر ماندن برای رسیدن به احساس آمادگی، دیگر صرفا یک پیامد شخصی ندارد. ممکن است زنی که مفیدترین حرف را برای گفتن در یک جمع دارد، هرگز آن را به زبان نیاورد و در نتیجه، همه از دانشی که او در اختیار دارد محروم شوند. سازمان‌ها نیز از این وضعیت متضرر می‌شوند. از سوی دیگر، وقتی اعتمادبه‌نفس با شایستگی اشتباه گرفته شود، فردی که خود را پیش‌قدم می‌کند ممکن است آماده‌تر از کسی به نظر برسد که قضاوت دقیق‌تر یا تجربه بیشتری دارد. این وضعیت اغلب باعث می‌شود زنان توانمند نادیده گرفته شوند و سازمان نیز ایده‌ها و استعدادهای ارزشمندی را از دست بدهد.

ترس طبیعی است

در کارگاه‌هایی که برای تقویت اعتمادبه‌نفس برگزار کرده‌ام، متوجه شده‌ام برخی زنان تصور می‌کردند اعتمادبه‌نفس نتیجه داشتن شخصیتی ذاتا قوی یا حاصل نحوه تربیت آنهاست. آنها باور داشتند که کمبود اعتمادبه‌نفس، واقعیتی اجتناب‌ناپذیر در زندگی‌شان است. گاهی تصویری که زنان از نسخه آینده خود در ذهن دارند این است: زنی که همه ‌چیز را تحت کنترل دارد، اعتمادبه‌نفس و شایستگی بیشتری دارد و بالاخره آماده است. تصور می‌کنیم پیش از آنکه بتوانیم شروع کنیم، باید به چنین زنی تبدیل شویم؛ و در این میان، فراموش می‌کنیم همین حالا چه کسی هستیم و چه توانایی‌هایی داریم.

این به آن معنا نیست که باید عجولانه عمل کنید. می‌توانید موضوعی را به‌دقت بررسی کنید، گزینه‌های مختلف را بسنجید و در عین حال قدمی به جلو بردارید. ترسیدن کاملا طبیعی است. گاهی احساس آمادگی را با احساس راحتی اشتباه می‌گیریم، چون امتحان کردن یک کار جدید احتمالا در ابتدا با احساس ناراحتی و ناآشنایی همراه است. به جای اینکه از خودتان بپرسید «آیا احساس می‌کنم آماده‌ام؟» از خود بپرسید: «آیا می‌توانم در طول مسیر از پس آن بربیایم؟» شایستگی به معنای اطمینان از همه ‌چیز نیست، بلکه یعنی بتوانید در برابر اتفاقات واکنش مناسب نشان دهید و مسائل را همان‌طور که پیش می‌آیند مدیریت کنید.

هر چقدر بیشتر به سمت انجام کاری بروید که مدت‌هاست به تعویق انداخته‌اید، اعتمادبه‌نفستان بیشتر می‌شود؛ کارهایی مثل ارائه یک سخنرانی، گفت‌وگویی دشوار یا مطرح کردن یک پیشنهاد. لازم نیست همه‌چیز بی‌نقص باشد. دست‌کم تلاش خود را کرده‌اید و از پس آن برآمده‌اید. شاید هم در میانه راه از پا افتاده باشید، اما در نهایت احساس آرامش و آسودگی می‌کنید.

شاید همه آن چیزهایی را که تصور می‌کنید برای شروع لازم دارید در اختیار نداشته باشید، اما به هر حال یک چیزی هست که بخواهید شروع کنید. زنانی که در مسیر پیشرفت حرکت می‌کنند، آنهایی نیستند که در نهایت به اطمینان کامل رسیده‌اند. آنها از منتظر ماندن خسته شده‌اند و با وجود تردیدها، از در عبور کرده‌اند. در طول مسیر، یاد می‌گیرید و خود را با شرایط وفق می‌دهید. جایی در میان همین عمل کردن، متوجه می‌شوید که اعتمادبه‌نفس چیزی نبود که لازم باشد ابتدا آن را پیدا کنید؛ چیزی بود که باید از ابتدا آن را تمرین می‌کردید.

منبع: Fast Company

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن