چهار گام برای جلب اعتماد حداکثری مشتریان
آن دسته از رهبران سازمانی که علاقه زیادی به استفاده از تکنولوژیهای جدید، بهویژه هوش مصنوعی برای برنامهریزیها و تصمیمگیریهای خود دارند، باید از روشهای انسانمحورتر برای این کار استفاده کنند. در ادامه به چهار گام اساسی و کلیدی در این زمینه اشاره خواهد شد.
گام اول: مشکلات و نیازهای مشتریان را شناسایی کنید
اولین گامی که یک شرکت باید برای جلب اعتماد حداکثری مشتریان بالقوه و بالفعل خود بردارد، شناسایی دقیق مهمترین مشکلات و نیازهای مشتریان است. برای رسیدن به این شناخت و آگاهی میتوان از روشهای مختلفی بهره برد؛ از جمله انجام تحقیقات فراگیر و مانیتورینگ مداوم وضعیت صنعت و رصد تجربیات مشتریان. رهبران سازمان باید این اعتماد و اعتقاد را در ذهن مشتریان پدید آورند که شرکت بهطور جدی و به شکلی صادقانه به دنبال برطرفسازی مشکلات آنهاست. مشتری باید بداند این موضوع، نسبت به سایر اهداف مانند کسب سود و فروش محصولات و خدمات اولویت دارد. در این شرایط، مشکلات و چالشهای مشتریان میتوانند به محرکی برای اعتمادسازی تبدیل شوند.
برندها با تمرکز بر این مسائل و همراهی موثر با مشتریان، از جایگاه صرفا یک تولیدکننده یا ارائهدهنده خدمات فراتر میروند و به همراهی قابل اعتماد در مسیر مشتری تبدیل میشوند؛ جایگاهی که به اعتبار بیشتر برند و پیشی گرفتن از رقبا کمک میکند.
گام دوم: راهحل مناسبی را که به آن اعتقاد کامل دارید، برای مشتریانتان تعریف کنید
اگر گام اول برای شما اعتبار آفرین بوده و باعث جلب اعتماد مشتریان نسبت به شما شده باشد، گام دوم یعنی ارائه راهحلهای کاربردی برای حل مشکلات موجود میتواند هم بر سطح این اعتماد و اعتقاد بیفزاید و هم موجب وفادارسازی مشتریان شود.
در این مرحله باید از خود بپرسید که چه چیز جدیدی برای گفتن به مشتریان دارید که رقبای شما از گفتن آن ناتوان هستند و اینکه کدام تجربیات منحصربهفردی را میتوانید برای آنها رقم بزنید.
این اقدام میتواند به شما برای مستحکم کردن موقعیتتان در بین رقبا کمک کند و مخاطبان شما را مشتاق به دانستن و شنیدن بیشتر درباره شما نگه دارد.
گام سوم: روایتی شکل دهید که قابل نادیده گرفته شدن نباشد
دنیای کسب و کار دنیای نبرد روایتهاست. در چنین دنیایی، برد با کسی است که داستان بهتر و تاثیرگذارتری نسبت به بقیه برای گفتن داشته باشد.
بنابراین، اگر در گامهای اول و دوم عملکرد موفقی داشتهاید، در مرحله بعد باید به شکلدهی و روایت داستانی تازه، جذاب و تاثیرگذار بپردازید؛ داستانی که برای مخاطبان و مشتریانتان آنقدر جذاب باشد که نتوانند بهسادگی از کنار آن بگذرند.
در این گام شما باید نسبت به پیامی که میخواهید به مشتریانتان ارسال کنید، نگاه استراتژیک و کلانی داشته باشید. تمام تلاش شما باید این باشد که گفتوگویی سازنده و موثر با مخاطبان و مشتریان خود داشته باشید که در ذهن آنها ماندگار بوده و باعث شود آنها نگاه ویژه و متفاوتی به شما و آنچه که برایشان تعریف میکنید پیدا کنند.
گام چهارم: شاخصهایی را دنبال کنید که واقعا مهم هستند
بعد از شناسایی مشکلات و چالشها، یافتن راهحلهای مناسب و موثر برای برطرفسازی آنها، و جلب اعتماد مشتریان و روایت داستانهایی متفاوت و جذاب برای کسانی که مشتاق شنیدن حرفهای نو هستند، نوبت میرسد به تعیین و تعریف شاخصهای واقعی برای سنجش عملکرد شرکتها و کسب و کارها در زمینه روایت داستانهایی که برای مشتریانتان تعریف کردهاید.
این گام دارای اهمیت بسیار بالایی است، چرا که بدون وجود شاخصهای دقیق و کامل برای سنجش و اندازهگیری میزان اثرگذار بودن فرآیند حل مسائل و مشکلات مشتریان و همچنین مشخص کردن سطح اثربخشی روایتها و داستانهایی که برای مشتریان تعریف شده، نمیتوان این پروژه را تمام شده و موفق دانست.
علاوه بر این، یکی از چالشهای مهم و در عین حال پرریسک برای شرکتها و کسبوکارهایی که بهدنبال جلب توجه و اعتماد مشتریان هستند، انتخاب شاخصهای نادرست یا غیرواقعبینانه برای ارزیابی عملکرد در زمینه اعتمادسازی و وفادارسازی مشتریان است.
افزایش مشارکت مشتریان در کمپینها، رشد تعداد دنبالکنندگان، افزایش پوشش رسانهای، بیشتر شدن توجه به برند در شبکههای اجتماعی و رشد درخواستهای همکاری، شراکت یا ادغام، از جمله نشانههایی هستند که میتوانند از موفقیت نسبی برند در جلب توجه عمومی و ایجاد اعتماد حکایت داشته باشند.
در مجموع، در دنیای امروز که رقابت بهسرعت در حال افزایش است و حجم بالای اطلاعات و پیامهای تبلیغاتی، جلب توجه و اعتماد مشتریان را دشوارتر کرده، شرکتها باید برای ایجاد ارتباطی عمیق و پایدار با مشتریان تلاش کنند. این ارتباط زمانی به نتیجه میرسد که برندها از شبکههای ارتباطی خود برای تقویت اعتماد و وفاداری مشتریان و خلق تجربهای مثبت و ماندگار استفاده کنند. در نهایت، چنین رویکردی میتواند به رونق کسب و کار، حفظ مشتریان و تقویت جایگاه شرکت در رقابت با سایر برندها منجر شود.
منبع: Forbes