قیمت‌های گزاف  بلیت‌های  جام جهانی

میانگین نرخ بلیت‌های مسابقات امسال ۱۳۰۰ دلار است. ارزان‌ترن بلیت‌های موجود برای فینال جام جهانی، به ۱۰هزار دلار رسیده است و این نرخ برای صندلی‌های بهتر به شدت افزایش می‌یابد. برای مقایسه، طی همین بازه زمانی (۱۹۹۴ تا امروز)، میانه درآمد خانوارهای آمریکایی، پس از تعدیل تورمی، فقط ۳۲ درصد افزایش یافته است.

اما آیا قیمت‌گذاری بلیت‌ها، مشکل اصلی جام جهانی است؟ به عنوان استاد مدیریت ورزشی، این پرسشی است که از مدت‌ها قبل ذهن مرا به خود مشغول کرده است.

 وضعیت قیمتی بلیت‌ها

سه کشوری که میزبان جام جهانی امسال هستند (کانادا، مکزیک و ایالات متحده)، خانه مادری ۲۰۰ هزار نفر از ابرثروتمندان جهان (افراد دارای ثروت بیش از ۳۰‌میلیون دلاری) به شمار می‌روند. اگر این گروه نخبه، شامل ۸۲ هزار و ۵۰۰ طرفدار فوتبال باشد که حاضر باشند هر یک ۳۰۰ هزار دلار برای یک بلیت بازی فینال در استادیوم مت‌لایف نیوجرسی هزینه کنند، کل استادیوم پر می‌شود و فیفا حدود ۲۵‌میلیارد فقط از بلیت‌های آن روز کسب درآمد خواهد کرد. این در حالی است که قیمت فرضی ۳۰۰ هزار دلاری ما، رقمی تخیلی نیست و هم‌اکنون نیز بلیت‌هایی با قیمت‌هایی بسیار بیشتر برای فروش گذاشته شده‌اند. اکنون فرض کنیم که فیفا سوگند بخورد تمام این درآمد صرف دغدغه‌های اجتماعی ارزشمند شود (به عنوان مثال برای ریشه‌کن کردن مالاریا یا اطمینان از دسترسی کودکان کم‌بهره به آخرین امکانات و طرح‌های توسعه فوتبال استفاده شود). آیا فقط با توجیه اینکه درآمدها در جایی خوب خرج می‌شوند، کسی می‌تواند با این رنج کنار بیاید که چنین دستاوردی به قیمت محرومیت شهروندان عادی از حضور در استادیوم‌ها تمام شده است؟

مشکل این است که فیفا حتی سوگند نمی‌خورد که این درآمدها در محلی ارزشمند خرج شود. «جیانی اینفانتینو»، رئیس فیفا، عنوان کرده که تمام درآمدهای حاصل از جام‌جهانی به «خود بازی برمی‌گردند.» با این حال، به دلیل بدنامی بدنه مدیریتی فیفا در انجام فعالیت‌های مالی مشکوک، دلایلی وجود دارد که فکر کنیم این پول هیچ‌گاه به درستی خرج نخواهد شد.

نکته کلیدی این است: قیمت‌های سرسام‌آور بلیت‌های جام‌جهانی به‌تنهایی مشکل موجود نیستند. مشکل اصلی، زمینه‌ای است که در آن بلیت‌ها فروخته شده‌اند.

 شر در قیمت‌گذاری پویا

زمینه فروش بلیت‌ها، دست‌کم شامل سه مولفه‌ای می‌شود که منتقدان آنها را به‌ویژه توهین‌آمیز می‌دانند.

نخستین مولفه مربوط به سیاستی است که شرکت‌ها برای کسب بیشترین سود از مشتریان ثابت خود اتخاذ می‌کنند: قیمت‌گذاری پویا. قیمت‌گذاری پویا، به سادگی یک الگوریتم کامپیوتری است که برای تعیین قیمت از طریق استثمار نیروی بازار استفاده می‌شود. این سیاست، قیمت را براساس میزان تمایل بازار به پرداخت تعیین می‌کند، نه بهای تمام شده یا ارزش محصولات/خدمات. هرچند این سیاست، غیرقانونی نیست، شروع تحقیقات نهادهای قضایی نیویورک و نیوجرسی حاکی از آن است که امکان دارد فیفا در ادامه مسیر با مشکلاتی مواجه شود. قیمت‌گذاری پویا باعث شده که برچسب قیمتی برای برخی بلیت‌های فینال جام جهانی از ۲‌میلیون دلار هم فراتر برود. دومین مولفه این است که هیچ‌گاه زمزمه‌های فساد مالی فیفا به طور کامل از بین نرفته است.

تحقیقات قضایی ۲۰۱۵ از مسوولان عالی‌رتبه فوتبال جهان، گستره فساد به‌ویژه در بحث حق پخش تلویزیونی را افشا کرد. شواهد حاکی است که از آن زمان تاکنون، اوضاع بدتر هم شده است. این فساد در سطوح پایین‌تر به نوعی دیگر ادامه می‌یابد. شخصیت‌های بدنامی مانند جک وارنر از ترینیداد و توباگو و چاک بلیزر از آمریکا (که به دلیل سهم‌خواهی‌اش برای انجام هر پروژه کسب‌وکار، به مرد ۱۰ درصدی معروف شده است)، نمونه‌هایی از بزرگ‌ترین رسوایی‌های افشاشده هستند.

فیفا متهم است که برای نظارت و بررسی محل خرج بودجه اعطایی به فدراسیون‌ها، یا اقدامی انجام نمی‌دهد یا اقداماتش ناکافی است.

سومین مشکل که مرتبط با فساد نیز هست، بحث هویت کشورهای میزبان است. روسیه در حالی از جام‌جهانی ۲۰۱۸ میزبانی کرد که ۴ سال پیش‌تر از آن، جنگ با یک عضو دیگر فیفا را شروع کرده بود. قطر در سال ۲۰۲۲ در حالی اجازه میزبانی یافت که شواهد فراوانی مبنی بر نقض حقوق بشر توسط این کشور وجود داشت. اکنون نیز با مضحکه عجیب دیگری مواجه هستیم که جام جهانی در کشوری میزبانی می‌شود که عالی‌ترین مقام آن یکی دیگر از کشورهای میزبان را تهدید به تصاحب نظامی کرده و جنگی علیه یکی دیگر از کشورهای شرکت‌کننده در جام به راه انداخته است.

در طول تاریخ، همواره طرفداران بسیاری چشم خود را به روی واقعیات سیاسی بسته‌اند تا بتوانند از فوتبال لذت ببرند، اما صبر آنها هم حدی دارد. گاهی به دلیل بدنامی میزبانان، افراد بسیاری برگزاری جام‌جهانی در کشوری خاص را به عنوان «ورزش‌شویی» می‌بینند.

منبع: FAST COMPANY