مرکز پژوهشهای مجلس با انتشار گزارشی مطرح کرد؛
بسته سیاستی برای نجات سینما
دفتر مطالعات فرهنگ و آموزش این مرکز در گزارش «رونق سینما و نمایش خانگی در شرایط جنگی» آورده که هنرهای تصویری ازجمله سینما و شبکه نمایش خانگی، تنها یک ابزار سرگرمی یا فعالیت اقتصادی صرف نیست، بلکه یکی از مهمترین ارکان حفظ انسجام و ارتقای تابآوری جامعه در مواجهه با بحرانهای ملی و شوکهای امنیتی به شمار میرود.
در این گزارش آمده است که بررسی رفتار مصرفکنندگان در ایران نشان میدهد که اقتصاد سینما بهشدت در برابر تکانههای سیاسی و امنیتی آسیبپذیر است. در شرایط بروز تنشهای منطقهای و هشدارهای امنیتی، احساس ناامنی فیزیکی و فشارهای روانی منجر به خروج فوری سینما از سبد مصرفی خانوار میشود. این افت شدید مخاطب، درآمدهای گیشه را کاهش داده و با ایجاد یک دومینوی مخرب، موجب ورشکستگی سالنداران، توقف تولید، بیکاری سرمایههای انسانی و فروپاشی زنجیره تامین در هنرهای تصویری میشود.
در این بسته پیشنهادی تاکید شده است: «در چنین شرایطی که حاکمیت برای مدیریت افکار عمومی به کارکردهای امیدبخش و روایتساز سینما نیاز دارد، ساختار مدیریت سینمای کشور فاقد انعطافپذیری لازم برای واکنش سریع است. قوانین، آییننامهها و بهویژه «نظامنامه اکران سینما» (مصوب سال ۱۴۰۳) اساسا بر مبنای شرایط ثبات و بازار عادی طراحی شدهاند. اجرای دقیق این قوانین غیرمنعطف در زمان بحران، مانند پایین کشیدن فیلمها بهدلیل افت مقطعی کف فروش، حفظ انحصار اکران فیزیکی، ممنوعیت اکران همزمان در سکوهای برخط و اعمال محدودیتهای گونههای تولیدات تصویری، سینما را از نهادی حمایتگر به ساختاری منفعل تبدیل کرده است. در غیاب یک نظام تنظیمگری مختص شرایط اضطرار، یارانههای دولتی به هدر رفته و حاکمیت اثربخشترین ابزارهای خود را برای تزریق نشاط از دست میدهد.»
در این گزارش آمده است: «بررسی روند مدیریت فرهنگی در زمان بحران، به احصای نقاط ضعف ساختاری منجر شده است و ساختار تولید محتوا در سینمای ایران بهشدت دیوانسالارانه و کُند است و فرایندهای طولانی دریافت مجوزها، مانع از شکلگیری «تولیدات واکنشسریع» میشود. سینما در ساختار فعلی نمیتواند به رویدادهای ملی در لحظه پاسخ دهد و غالبا زمانی محتوای متناسب به روی پرده میرسد که اثرگذاری روانی خود را از دست داده است. فقدان پیوستهای روانشناختی در تولیدات سینمایی مرتبط با بحران نیز از دیگر نقاط ضعف جدی محسوب میشود. زیرساختهای نمایش عمدتا به فضاهای سرپوشیده وابسته است. غفلت از توسعه فضاهای نمایشی جایگزین مانند سینماماشین و اکرانهای سیار باعث شده در زمان بروز خطرات، پناهگاه فرهنگی امنی وجود نداشته باشد. همچنین عدم توجه راهبردی به توسعه زیرساختهای پویانمایی بهعنوان قالبی چابک، مصون از خطرات میدانی تولید و دارای بیشترین اثرگذاری بر قشر کودک و نوجوان، ضعف جدی معماری تولید در سینمای ایران است.»
در این گزارش آمده است: «نظامنامه اکران بهعنوان گلوگاه نهایی، فاقد تبصرههای اضطراری است. شورای صنفی نمایش با رویکرد عمدتا تجاری، توانایی راهبری عملیات روانی در شرایط جنگی را ندارد. علاوهبر این، حفظ انحصار پرده سینما و جلوگیری از همافزایی اقتصاد سالنداران با سکوهای نمایش درخواستی، به تقابل فرسایشی این دو بستر انجامیده است. این رویکرد انحصاری باعث شده در شرایطی که مردم به سکوهای خانگی پناه میبرند، سینما نتواند از این ظرفیت برای حفظ اقتصاد خود بهره ببرد و مانع از شکلگیری شبکه توزیع قدرتمند شده است. این انجماد مقرراتی، بزرگترین سد راه تابآوری ارزیابی میشود. برای استقرار ساختار تابآور، بسته سیاستی یکپارچهای در چهار محور پیشنهاد شده است. در محور محتوایی، توسعه «گونههای ترکیبی» و ساخت «خردهروایتهای مردمی» پیشنهاد میشود. در محور حمایتی و اقتصادی، استقرار بستههای جبران خسارت زیرساختی، تاسیس و تنظیمگری سکوهای تخصصی «تامین مالی جمعی» و بازآفرینی الگوی مدیریت تولید و توزیع بهمنظور احیای تولید فیلم فاخر و ارزشمند و اصلاح نظام دستمزدها مورد تاکید قرار گرفته است.»
در این بسته سیاستی آمده است: «محور زیرساختی و عرضه نیز اجرای «طرح اکران رویدادمحور» بهمنظور احیای کارکرد اجتماعی سالنهای سینما، توسعه زیرساختهای تولید و عرضه «پویانمایی» و گسترش جغرافیای اکران و توسعه فضاهای نمایشی جایگزین را پیگیری میکند. در نهایت، ازآنجاکه گلوگاه اصلی تحقق این سیاستها مرحله اکران است، در محور نهادی و تنظیمگری، پیشنهادهای الحاقی و اصلاحی مشخصی برای «نظامنامه اکران سینما» ارائه میشود. ایجاد مسیر سبز برای آثار واکنشسریع، رسمیتبخشی به اکران ترکیبی و تاسیس صندوق تضمین اکران، از مهمترین مفاد این بسته است تا کارکرد فرهنگی سینما در شرایط جنگی تضمین شود. نقطه ثقل این بسته، اعمال اصلاحات فوری در «نظامنامه اکران سینما» توسط سازمان امور سینمایی جهت ایجاد ظرفیتی تابآور در عرصه هنرهای تصویری است. ضروری است با اصلاح ماده (۲۴) نظامنامه، مرجع تشخیص بحران از شورای صنفی نمایش به نهادی بالادستی تحت عنوان «کمیته ویژه مدیریت بحران فرهنگی» ارتقا یابد. ترکیب شورای راهبردی اکران نیز باید با حضور متخصصان علوم رفتاری و جامعهشناسی و حوزوی تقویت شود تا تصمیمات در حوزه نمایش آثار، دارای پیوست دقیق روانشناختی و معرفتی باشند.»
در این گزارش تاکید شده است: «سازمان سینمایی مکلف است راهبرد یارانهای را اصلاح کند. راهاندازی «کیفِ پول فرهنگی خانوار» در بستر سامانه سمفا برای تخصیص هوشمند یارانه بلیت به مردم و توقف اجرای تبصرههای تنبیهی مانند «ابطال سانس بهدلیل افت فروش» از اقدامات حیاتی است. دولت باید با پرداخت یارانه حفظ زیرساخت، زیان ناشی از صندلیهای خالی را در روزهای بحرانی جبران کند. افزونبر این، تاسیس «صندوق تضمین اکران بحران» برای پوشش خسارت تهیهکنندگان جسور، یک ضرورت است. در وضعیت اضطرار ملی، هرگونه سهمیهبندی ژانری در آییننامهها باید تعدیل شود و ظرفیت ناوگان نمایش به آثار خانوادهمحور، درامهای اجتماعی مقاومتی و پویانماییها جهت تزریق امید اختصاص یابد. کمیته بحران باید اختیار قانونی جهت اعطای «حواله نمایش فوری» را داشته باشد تا آثار واکنشسریع و تولیدات راهبردی، خارج از صفهای طولانی شورای صنفی، در سانسهای طلایی سرگروههای سینمایی جایگذاری شوند.»