آیا تئاتر هم طبقاتی شده است؟
جنجال بلیتهای پنجمیلیونتومانی یک نمایش
ماجرای قیمتگذاریهای غیرمعمول تئاتر از تیرماه سال ۱۴۰۳ و با اجرای پروژه «سیصد» با بازی علی نصیریان، گوهر خیراندیش، بهرام رادان، نوید محمدزاده و بهرام افشاری داغ شد که قیمت بلیتش ۸۹۰هزار تومان بود. بعد از آن در آبان سال ۱۴۰۴ نمایش «الیور توئیست» به کارگردانی حسین پارسایی از این جهت جنجالی شد که قیمت بلیتهایش از ۳۹۰هزار تومان شروع میشد و به دومیلیون تومان میرسید.
در ماههای اخیر این شیوه قیمتگذاری با انتقادهای زیادی روبهرو شد و خیلیها از شکلگیری تئاتر لاکچری در فضای فرهنگی ایران حرف زدند. منتقدان میگویند این روند موجب دلزدگی مخاطبان همیشگی و وفادار تئاتر شده و موجب طبقاتی شدن تئاتر برای مخاطبان خواهد شد. دیروز حمیدرضا نعیمی، کارگردان و بازیگر، با پیامی خواستار رسیدگی فوری به این موضوع شد. همچنین شکرخدا گودرزی، کارگردان تئاتر، نوشت: «سالها پیش زمانی که علی مرادخانی معاون هنری وزارت ارشاد بود و اولین کار بهاصطلاح لاکچری به کارگردانی فردی که سابقه کارهای مناسبتی در کارنامهاش بود روی صحنه رفت، همان موقع به معاون هنری اعتراض کردم و مطلبی منتشر کردم و گفتم این ره که میروی به ترکستان است ولی او گفته بود میخواهیم ذائقه تماشاگر را تغییر دهیم! گودرزی در ادامه نوشته است: گفتم: تغییر این ذائقه نه برای تئاتر خوشیمن است نه برای اهالی و تماشاگران تئاتر! گفتم: رشد این گونه تئاتر، راه را بر تئاتر اندیشهورز خواهد بست! گفتم: در تمام دنیا دولتها برای گسترش تئاتر سوبسید میدهند، گاهی این سوبسید تهاتری است و با بخشودگی مالیاتی و امکان استفاده از تسهیلات بانکی همراه است! گفتم: تولید چنین تئاترهایی با بلیتهای آنچنانی موجب میشود تئاتر از سبد خرید قشر فرهنگی ما که عموما اقشار میانی هستند حذف شود! گفتم: وقتی بازیگری شبی خدا تومن که الان به شبی ۲۰۰میلیون رسیده پول دریافت کند کلیه مناسبات صحنهای را به هم میزند! گفتم:...»
گوش شنوایی نبود و نیست!
در همین رابطه خبرگزاری مهر در مطلبی با انتقاد از این شیوه قیمت گذاری نوشته است: قیمت بلیتهای شناور نمایش «آرش» که از ۴میلیون و ۹۸۰ تا ۹۹۰هزار تومان قیمتگذاری شده است، پرسش مهمی را پیش میکشد که نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت؛ تئاتر قرار است هنر عمومی باشد یا تفریحی برای کسانی که توان پرداخت چنین قیمتهایی را دارند؟ در شرایطی که فشار اقتصادی، هزینههای زندگی را برای بخش بزرگی از جامعه سنگین کرده است، بلیت نزدیک به ۵میلیون تومان عملا تماشای تئاتر را برای بسیاری از مخاطبان بالقوه به یک انتخاب لوکس تبدیل میکند. نتیجه روشن است؛ بخشی از همان مردمی که باید مخاطب اصلی تئاتر باشند، آرامآرام از سالنها فاصله میگیرند و جای آنها را مخاطبانی میگیرند که توان مالی بیشتری دارند. مساله فقط گران بودن یک بلیت نیست؛ مساله، تصویری است که از آینده تئاتر ارائه میشود. اگر قرار باشد تماشای یک نمایش به تجربهای مختص طبقه مرفه تبدیل شود، تئاتر چگونه میتواند با جامعه ارتباط برقرار کند؟ چگونه میتوان انتظار داشت نسل جوان، دانشجوها و مخاطبان عادی با این هنر ارتباط مستمر داشته باشند وقتی قیمت یک شب تئاتر، بخش قابلتوجهی از درآمد ماهانه بسیاری از خانوادههاست؟
در ادامه این مطلب آمده است: از سوی دیگر، اگر قرار است از «عرق ملی»، «وطندوستی» و دغدغههای اجتماعی سخن گفته شود، صرف جمع کردن چند چهره شناختهشده و سلبریتی در یک پروژه، بهتنهایی نمیتواند این مفاهیم را به جامعه منتقل کند. وطندوستی فقط در شعار و روی صحنه تعریف نمیشود؛ بخشی از آن، احترام گذاشتن به مردمی است که قرار است مخاطب این آثار باشند. نمیشود از مردم و برای مردم حرف زد، اما در عمل بخش بزرگی از آنها را از امکان تماشای اثر کنار گذاشت.
در این میان، باز هم ضرورت نظارت بر قیمتگذاری بلیت تئاتر جدیتر از همیشه به نظر میرسد. البته همانطور که ذکر شد بحث حمایت از اقتصاد تئاتر و تامین هزینههای تولید کاملا قابل درک است؛ هنرمند و عوامل یک اثر باید دستمزد عادلانه دریافت کنند و تولید حرفهای نیز هزینه دارد. اما سوال این است که سقف این قیمتها بر چه اساسی تعیین میشود و چه نهادی قرار است از منافع مخاطب نیز دفاع کند؟