چرا اکبر عبدی در خاطرات ایرانیها ماندگار شد؟
تراژدی مرگ یک نابغه

حرف زدن درباره یکی از نوابغ بازیگری سینما و تلویزیون ایران هم کار راحتی است و هم کاری سخت.سهل و ممتنع است گفتن از کسی که برای چند نسل خاطره ساخته است.اکبر عبدی سرانجام جمعه فوت کرد و این بار خبر اما شایعه نبود و خیلی زود در رسانههای رسمی تایید شد.
او مدتها درگیر بیماری بود و به همین دلیل چند بار شایعه فوتش در فضای مجازی پیچید و علاقهمندانش را بهت زده کرد. با این حال روز جمعه آخرین ساعتهای حضور یک نابغه در دنیا بود. بسیاری از فیلمسازان و منتقدان معتقدند عبدی نابغه بازیگری ایران در نیم قرن اخیر بوده است. نقشهای متفاوتی که جان داده گواه ذوق و نبوغ و شیرینی اش در بازیگری است.
محمدرضا شریفینیا بازیگر سینما و از دوستان اکبر عبدی میگوید شاید هر ۵۰۰ سال یک بار بازیگری مثل اکبر عبدی پیدا شود.

او گفته به نظر من اکبر عبدی منتقدین را دیوانه کرده، وقتی در عمق تفکر و نگاه و زندگی و بازیگری اکبر عبدی بروی، دیوانه میشوی.
۱۰۰ لهجه ایرانی را به زیبایی، بهتر از خود کسانی که اهل آن لهجه هستند را صحبت میکند. از بچه دو ساله بازی میکند تا مرد ۱۱۰ ساله. از دختر دو ساله در قنداق بازی میکند تا پیرزن ۱۱۰ ساله. این یک پدیده در جامعه بازیگری است. اصلا با هیچ کس قابل مقایسه نیست. ۵۰۰ سال یکبار شاید کسی مثل او پیدا شود. باید ۵۰۰ سال بگذرد تا اکبر عبدی دیگری بیاید.

شاید خیلیها او را با نقشهای کمدیاش به خاطر بیاورند اما در کارنامه اشدهها نقش جدی و تلخ وجود دارد که نشان میدهد او در هر ژانری میتوانست یک شخصیت خلق کند و ذهن مخاطبانش را به تسخیر در بیاورد. اکبر عبدی به معنای واقعی کلمه هنرمند بود و خودش را شریک غمها و شادیهای مردم میدانست. در این ماهها مدام از صفحه شخصی اش با مردم در ارتباط بود و یکی از آخرین فیلمهایی که منتشر کرده در انتقاد از پرداخت یارانه یکمیلیونی است که در جایی با گریه میگوید وقتی روغن یکمیلیون و 600هزار تومان است با یک میلیون تومان یارانه چه میشود کرد؟ او در ادام میگوید من از خدا میخواهم به همه کمک کند.



