«دوست دارم جوری بمیرم که بعدها نگویند، تُف به قبرش و گور باباش که مُرد. بگویند حیف شد. دوست دارم از یاد آدمها نروم.» اکبر عبدی بعد از ۶۶ سال زندگی همانگونه فوت کرد که دلش میخواست.
«دوست دارم جوری بمیرم که بعدها نگویند، تُف به قبرش و گور باباش که مُرد. بگویند حیف شد. دوست دارم از یاد آدمها نروم.» اکبر عبدی بعد از ۶۶ سال زندگی همانگونه فوت کرد که دلش میخواست.
مرور بخشی از خاطرات اکبر عبدی از سالها زندگی و بازیگری
بچه که بودم بچههای محله من را اکبر گامبو صدا میزدند. من خیلی ناراحت میشدم. آن موقع از خدا میخواستم که بزرگ شدم نظامی شوم که یک عنوان جناب ستوان یا جناب سرهنگی لقب اسم من شود و دیگر کسی من را با نام اکبر گامبو صدا نزند.