توسعه اقتصاد هنر در ایران؛ چرا و چگونه؟
پناهگاه امن هنر در جنگ
خانه حراج کریستیز به تنهایی فروش بیسابقه ۸.۴میلیارد دلاری را ثبت کرد و در این سال بیش از ۵۰ اثر بالای ۳۰میلیون دلار معامله شد. مشابه این رویداد، در بحران مالی ۲۰۰۸ نیز اتفاق افتادهبود؛ درحالیکه بازار بورس آمریکا در آن سال سقوط سنگینی را تجربه کرد و بازارهای مالی جهان قفل شدند، شاخص آثار هنری تراز اول، مقاومت خیرهکنندهای نشان داد و ریزش آن بسیار محدود بود. به این پدیده، «پارادوکس رونق» میگویند.
البته این پدیده فقط مختص رکود بازارهای مالی نیست، بلکه در شرایط تحریم نیز صدق میکند. بارزترین نمونه آن، بازار داخلی هنر روسیه پس از تحریمهای شدید مالی سال ۲۰۲۲ است. با آغاز جنگ اوکراین، غرب تحریمهای بیسابقهای علیه روسیه وضع کرد که نقدینگی ثروتمندان روس را در داخل مرزها قفل کرد و پدیده «پارادوکس رونق» را رقم زد. آرتفر بینالمللی هنر معاصر مسکو (کازمسکو)، در سال ۲۰۲۳ با جذب ۳۱هزار بازدیدکننده رکورد خود را شکست. این روندِ صعودی ادامه یافت و در ۲۰۲۴ به رکورد بیسابقه بیش از ۵۰هزار بازدیدکننده و حضور ۹۱ گالری رسید. گالریهای بزرگ روسیه (مانند «کروکین» و «ولادی») نیز در گزارشهایی اعلام کردند که تقاضای داخلی برای آثار هنری گرانقیمت و تراز اول با کف قیمتی ۵۰.۰۰۰ یورو به شدت افزایش یافته است. در واقع، تحریمها باعث «مهاجرت معکوس سرمایه» به داخل روسیه شد. ثروتمندانی که از اروپا به مسکو بازگشتند، برای حفظ ارزش داراییهای خود، بازار هنر داخلی را رونق دادند؛ پدیدهای که ثابت کرد تحریم، نقدینگی را در خدمت زنجیره ارزش هنر داخلی قرار میدهد.
شواهد تجربی دیگری نیز از «پارادوکس رونق» در اقتصاد هنر وجود دارد. این پدیده، یکی از راهبردیترین مباحث در اقتصاد هنرِ شاخص و کالاهای لوکس است که نشان میدهد در زمان رکودهای شدید مالی، تورمهای افسارگسیخته و یا تحریمهای بینالمللی، اقتصاد هنر نه تنها زنده میماند، بلکه به عنوان یک «سپر دفاعی» و «پناهگاه امن» برای سرمایه عمل میکند و بازار آن با جهش قیمت و رونق بیسابقه مواجه میشود. وقتی کشوری تحریم میشود یا کانالهای مالی خارجی مسدود میگردند، ثروتمندان دیگر نمیتوانند سرمایه خود را به خارج از کشور منتقل کنند. در نتیجه، حجم عظیمی از نقدینگی در داخل مرزها قفل و به سمت بازارهای جایگزینِ داخلی سرازیر میشود. گزارشهای علمی نشان میدهد شاخصهای بازار آثار هنری با بازارهای مالی و اقتصاد کلان، همبستگی چندانی ندارد. اولین دلیل برای این رفتار مستقل و غالبا متضاد، عدم امکان تولید انبوه شاهکارهای هنری (مانند آثار پیکاسو، مونه یا...) است. برخلاف سهام شرکتها که قابلیت عرضه جدید دارند، عرضه در این بازار کاملا ثابت است؛ بنابراین در زمانِ هجوم سرمایهها، قیمت فقط صعود میکند. از سوی دیگر، نقدشوندگی پایین آثار هنری، مثل ضربهگیر در بحرانهای مالی عمل میکند؛ سهام بورس را میتوان در چند ثانیه فروخت که باعث «فروش ناشی از وحشت» در بحرانها میشود. اما فروش یک اثر هنری ماهها زمان میبرد و این کُندی بازار، مانع از اُفت ناگهانی و هیجانی قیمتها میشود؛ بنابراین آثار هنریِ شاخص، در این شرایط، ارزش ذاتی خود را حفظ میکنند. این ویژگیها، باعث میشود در شرایط بحران، خریداران، آثار هنری را نه تنها برای مصرف فرهنگی، بلکه به عنوان یک «پناهگاه امن دارایی»، برای تثبیت ارزش دارایی خود، نیز بخرند.

اقتصاد هنر ایران نیز در گذشته رفتاری مشابه را نشان دادهاست. نشریه «آرت نیوزپیپر»، حدود شش ماه پیش، بازار هنر ایران را یک بازارِ «بسته، اما در حال رونق» نامید و آن را نتیجه تحریمها و بحرانهای ژئوپلیتیک دانست. در دوران تحریمهای شدید مالی، همواره بازار داخلی هنر در ایران نه تنها منقبض نشده، بلکه به عنوان یک پناهگاه مالی برای جذب نقدینگی سرگردان عمل کردهاست. برای مثال، درست پس از بازگشت تحریمهای ثانویه آمریکا و قطع ارتباط با سیستمهای بانکی بینالمللی، دهمین دوره حراج تهران (دی ۱۳۹۷)، به فروش خیرهکنندهای دست یافت که بیش از دو برابر دوره قبل از تحریمها بود. همچنین در اوج فشارهای اقتصادی واردشده بر ایران، دوره هفدهم این حراج (تیر ۱۴۰۲)، رکورد دلاری خود را شکست و ۹۱ درصد آثار ارائهشده در آن به فروش رفت.
هنر و به طور کلی صنایع خلاق، از جهات دیگری نیز میتوانند در بحرانهای اقتصادی، ارزشآفرین باشند. صنایع خلاق، یک مقاومت ذاتی در برابر تحریمها دارند. صنایع سنتی، مثل خودروسازی، پتروشیمی یا...، به شدت به زنجیره تامین جهانی و سیستم بانکی وابستهاند و به راحتی با تحریم قفل میشوند. اما ماده اولیه هنر، «خلاقیت» و «سرمایه انسانی» است. بنابراین، تولید هنری با تحریم متوقف نمیشود. مبادلات مالی مربوط به خرید و فروش آثار هنری نیز غیرمتمرکز و منعطف است و لزوما نیازی به السی یا سیستمهای بانکی رصدپذیر ندارد. بازار هنر ذاتا منعطف است و پیوندهای آن از طریق واسطهها و بازارهای منطقهای، حتی در سختترین شرایط تحریمی نیز برقرار میماند. هنر و صنایع خلاق، ظرفیت ارزآوری غیرنفتی و دیپلماسی پنهان نیز دارند. مطالعات یونسکو در کشورهای تحت فشار اقتصادی نشان میدهد که این بخش، یکی از بهترین کانالها برای استقلال اقتصادی است. صادرات آثار خلاق، ارزآوری نقد و سریعی دارند که به راحتی در تلههای تحریمی نمیافتد. علاوه بر این، هنر نوعی «دیپلماسی مسیر دوم» ایجاد میکند که وجهه بینالمللی کشور را ترمیم میکند و به طور غیرمستقیم راههای تجارت را باز نگه میدارد.
اقتصاد هنر در مواجهه با تلاطمهای سیاسی و انزوای مالی، نه یک بخش فانتزی و حمایتپذیر، بلکه میتواند یک بستر پادشکننده و سپر تورمی کارآمد باشد. برای حکمرانی اقتصادی ایران در شرایط کنونی تحریم و بحرانهای ناشی از جنگ تحمیلی، «پارادوکس رونق» یک فرصت راهبردی است؛ سیاستگذاران باید با رسمیت بخشیدن به هنر به عنوان یک «طبقه دارایی مالی»، بومیسازی صندوقهای سرمایهگذاری هنری و تسهیل قوانین، نقدینگی سرگردان و مخرب را به این سمت هدایت کنند تا علاوه بر مهار تورم بازارهای موازی، زیرساختی ارزآور و تحریمپذیر خلق شود. برای هنرمندان ایرانی نیز این دوران میتواند عصر بازتعریف مدلهای خلاقانه کسبوکار باشد تا چرخه تولید آثار هنری را فراتر از بودجههای انقباضی دولت زنده نگه دارند. در بحران اقتصادی فعلی، اگر سیاستهای درستی اعمال شود، هنر ایرانی میتواند به عنوان یک پناهگاه امن دارایی و ابزاری مقتدر برای دیپلماسی، بنبستهای اقتصادی را بشکند و افقهای روشنی را بگشاید.
* پژوهشگر و مدیر فرهنگی