حراج‌های هنری در زیر سایه جنگ

حراج هنر اسلامی ساتبیز در آوریل ۲۰۲۶ به رقم کل ۱۱.۸‌میلیون دلار رسید که نسبت به فروش ۷.۵‌میلیون دلاری در آوریل ۲۰۲۵، رشدی ۵۷.۳ درصدی را نشان می‌دهد. کریستیز نیز به رقم ۱۳.۴‌میلیون دلار رسید که در مقایسه با فروش ۹.۸‌میلیون دلاری می‌۲۰۲۵، افزایش یافته است. نرخ فروش در هر دو خانه حراج در کانال ۷۰ تا ۸۰ درصد باقی ماند؛ این یعنی بیشتر آثار عرضه‌شده خریدار داشته‌اند. اما پشت این اعداد، نسبت قیمت نهایی به برآورد اولیه، داستان محتاطانه‌تری را روایت می‌کند. هرچند هر دو حراج بالاتر از پیش‌بینی‌ها فروختند، اما حاشیه این برتری بسیار باریک بود. ساتبیز به نسبت ۱.۰۲ و کریستیز به نسبت ۱.۲۶ (قیمت نهایی به میانگین برآورد اولیه) رسیدند. مقایسه این ارقام با نسبت ۱.۱۹ کریستیز در مه ‌۲۰۲۵ یعنی پیش از درگیری‌های اخیر نشان می‌دهد خریداران دیگر تمایل چندانی ندارند قیمت‌ها را فراتر از ارزیابی‌های اولیه بالا ببرند.

وضعیت در بخش هنر معاصر به‌مراتب نگران‌کننده‌تر است. حراج هنر معاصر خاورمیانه ساتبیز در آوریل ۲۰۲۶ تنها ۱.۷۵‌میلیون دلار فروخت؛ یعنی نسبت قیمت نهایی به برآورد اولیه آن ۰.۵۷ بود که نشان می‌دهد قیمت‌ها مداوم پایین‌تر از پیش‌بینی‌ها ثبت شده است. از طرفی نرخ فروش در این حراج فقط ۴۴.۲ درصد بود؛ یعنی بیش از نیمی از آثار روی دست صاحبانشان ماند. مقایسه این وضعیت با سال ۲۰۲۵ تکان‌دهنده است: حراج می‌سال گذشته به رقم ۱.۶۳‌میلیون دلار با نرخ فروش ۷۰.۵ درصد رسیده بود و حراج آنلاین هنر معاصر کریستیز دبی در همان سال، نسبت ۱.۳۶ و نرخ فروش ۱۰۰ درصدی را ثبت کرده بود. این مقایسه نشان می‌دهد بازار در طول این دوازده ماه، هم عمق خود را از دست داده و هم اعتمادش را.

شکاف میان این دو بخش صرفا سلیقه‌ای یا به خاطر زمان‌بندی نیست، بلکه نشان‌دهنده تفاوت بنیادی در پایگاه خریدارانی است که شرایط کاملا متفاوتی را تجربه می‌کنند. هنر کلاسیک اسلامی خریدارانی پراکنده در سراسر جهان دارد؛ از موزه‌ها و بنیادهای بزرگ گرفته تا مجموعه‌داران قدیمی و باسابقه که درگیری‌های منطقه‌ای برای آنها مساله‌ای فرعی است.

اما بازار هنر معاصر از چنین امنیتی برخوردار نیست. خریداران این بخش بیشتر اهل کشورهای خلیج فارس، ایران و مهاجران دور از وطن هستند؛ یعنی دقیقا همان‌هایی که بار اقتصادی مستقیم این جنگ را به دوش می‌کشند. با گسترش تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا در اوایل سال ۲۰۲۶، شهروندان ایرانی برای جابه‌جایی فرامرزی سرمایه با محدودیت‌های شدیدتری روبه‌رو شده‌اند. از سوی دیگر، مجموعه‌داران حوزه خلیج فارس نیز گرفتار نظارت‌های سخت‌گیرانه بانک‌های بین‌المللی شده‌اند که نگران ریسک‌های مالی در این منطقه‌اند.

 علاوه بر این، قوانین جدید خود بازار هنر نیز قوز بالای قوز شده است. مقررات مبارزه با پول‌شویی که اکنون در بریتانیا و اتحادیه اروپا اجرا می‌شود، خانه‌های حراج و معامله‌گران موظفند در معاملات مربوط به «چهره‌های سیاسی» یا خریداران برخاسته از کشورهای تحت تحریم، بررسی‌های موشکافانه‌ای انجام دهند و پیش از نهایی شدن فروش، منشأ پول و حتی گاهی کل ثروت خریدار را احراز کنند.

به‌طور جداگانه، قوانین اتحادیه اروپا برای واردات اموال فرهنگی، مدارک و پیشینه بسیار دقیقی را برای کالاهای فرهنگی بالای ۲۰۰ سال که از خارج از این اتحادیه می‌آیند مطالبه می‌کند؛ قانونی که مستقیما روی هنر کلاسیک اسلامی اثر می‌گذارد. البته مقاومت بخش کلاسیک نشان می‌دهد که خریداران حقوقی و نهادی توانایی بیشتری برای کنار آمدن با این قوانین دارند. در مقابل، خریداران اصلی بازار هنر معاصر اساسا چنین زیرساخت اداری و حقوقی را در اختیار ندارند. در وضعیتی که تحریم‌ها پیش از این دسترسی به سرمایه را بسته است، این فیلترهای نظارتی جدید، حضور در حراج‌ها را حتی برای مجموعه‌داران ثروتمند هم عملا غیر ممکن می‌کند.

 کارنامه بهار ۲۰۲۶ نشان‌دهنده سقوط بازار نیست، بلکه روایتگر بازاری است که از دو سو کشیده می‌شود. هرچند آمارهای کلی سالانه رشد داشته‌اند، اما زیر این پوسته، دو دنیای متفاوت در جریان است: بخش عتیقه و کلاسیک در برابر توفان‌های ژئوپلیتیک دوام آورده، اما بخش معاصر تمام بار اقتصادی و قانونی این بحران را به دوش می‌کشد. حراج آنلاین هنر مدرن و معاصر خاورمیانه کریستیز در ماه ژوئن — که هم‌زمان با بیست سالگی اولین حراج این بخش در امارات است- محک خوبی خواهد بود تا ببینیم این شکاف در حال عمیق‌تر شدن است یا رو به بهبود می‌رود.

با این حال، ریشه این مساله ساختاری‌تر از سود و زیان یک حراج است. اگر درگیری‌ها ادامه یابد، تحریم‌ها سخت‌تر و کاغذبازی‌های قانونی روی هم انباشته شوند، بازار با خطر جابه‌جایی شتابان مرکز ثقل خود مواجه خواهد شد؛ یعنی کوچ از هنرمندان زنده و مجموعه‌داران جوانی که به بخش معاصر روح می‌دهند، به سمت آثار تاریخی و موزه‌ای که دست ژئوپلیتیک به‌راحتی به آنها نمی‌رسد. این اتفاق دیگر یک نوسان گذرا در بازار نخواهد بود، بلکه یک تغییر جهت ساختاری است که اصلاح و بازگشت از آن بسیار دشوار خواهد بود.