کارشناسان از چالش قطع اینترنت و چگونگی اطلاعرسانی میگویند
دستهای بسته رسانه
نمیدانیم چه باید بگوییم
مهدی رحمانیان، مدیرمسوول روزنامه شرق، در گفتوگوبا ایسنا گفت: «آدمهایی که در این دوره کارشناسی رسانه میکنند آدمهای نسل اینترنت هستند و وقتی قطع میشود به شکلی رسانهها خلع سلاح میشوند.» او به مشکل فعلی رسانهها اشاره کرد و گفت: «مشکل فعلی رسانهها این است که خیلی اجازه حضور میدانی در اعتراضها را ندارند که گزارش تهیه کنند و با موانع روبهرو هستند. اگر این موانع نبود اتفاقا دوره کارآموزی خوبی بود برای رسانههایی که در عصر اینترنت کار رسانه میکنند؛ اینکه دوباره به تولید محتوا و توانایی و قلم خودشان برگردند. میتوانستند در این دوره توانایی و خود واقعیشان را بشناسند ولی متاسفانه از همه جهات دستها بسته است و در واقع توانایی ویژه میخواهد برای کسی که با دستان بسته در استخر شنا کند.»
مهدی رحمانیان با بیان اینکه چارهای نیست و روزنامهنگاران و خبرنگاران باید از فرصتها و روزنهها استفاده کنند، گفت: «آنها میتوانند گزارشهایی را تهیه و تولید کنند که رضایت مخاطبان را جلب کند. بههرحال وقتی مخاطب به یک رسانه اعتماد کرده حتما به سراغش میرود و او هم خبرهایی که میدهد باید از صحت لازم برخوردار باشد.»
او با تاکید بر عنصر تحلیل در مطبوعات، درعینحال با اشاره به وضعیت موجود و موانعی که سر راه رسانه قرار گرفته یادآور شد: «درحالحاضر مسالهای که وجود دارد این است که کسانی که صاحب تحلیلاند و میتوانند تحلیل به مخاطبانشان ارائه بدهند، آنها هم دستبهعصا شدهاند؛ یعنی ما وقتی با افراد صاحبنظر در حوزههای مختلف اعم از جامعهشناسی سیاسی و روانشناسی صحبت میکنیم آنها نوعا از ارائه سخن خودداری میکنند و میگویند الان ما نمیدانیم چه باید بگوییم.»
او درباره برونرفت از این وضعیت گفت: «متولیان این امر از ما میخواهند روزنامه منتشر کنیم اما از آن سو هم دست ما بسته است.»
صداوسیما معترضان را تحقیر نکند
مجید رضائیان، استاد دانشگاه و پژوهشگر ژورنالیسم، نیز معتقد است اعتراض در پیوند با عنصری به نام گفتوگو و ابراز مواضع است که جلوه پیدا میکند اما به جای این میتواند با خشم آمیخته شود چنانکه نوع برخورد صداوسیما و برخی رسانههای دولتی به گونهای است که خشم را به اعتراض میافزاید.
او در گفتوگو با خبرآنلاین با اشاره به آنچه مرداد ۱۴۰۳و پیش از انتخابات ریاستجمهوری دولت چهاردهم، در گفتوگو با رسانهها مطرح و اظهار امیدواری کرده بود به اینکه رایدهندگان بار دیگر تنبیه نشوند و شاهد تغییر باشند، ادامه داد: «آنچه از مرداد ۱۴۰۳ تا هماکنون که دیماه ۱۴۰۴ است، رخ داده اما نشان میدهد ظاهرا قرار نیست تغییری اتقاق بیفتد یا آنچه اتفاق میافتد بسیار اندک و نامتناسب با مطالبات عمومی است.»
مجید رضائیان با بیان اینکه ابراز مطالبه ملی در هر زمینه و عرصهای میتواند از دو مجرا اتفاق بیفتد؛ یکی رسانه و دیگری خیابان، افزود: «خاطرم هست سال ۱۴۰۱، هفتهای بعد از شروع اعتراضات در مطلبی تحت عنوان «تئوری خیابان» با اشاره به دو گونه اعتراض، از دهه ۶۰ میلادی و جنبشهای سوسیالیستی در آمریکای لاتین گفتم. همینطور از گونهای متمدنانه و توسعهیافته در کشورهای اروپای غربی؛ زمانی که جنبشهای انتقادی اوج گرفت و نظریات در عرصه عمومی مطرح و خیابان تبدیل به رسانه شد. زمانی که شما بهعنوان متولی رسانه، راه را میبندید طبیعی است که خیابان تبدیل به رسانه یا رسانه مکمل میشود. وضعیتی که ما امروز در ایران با آن مواجهیم و براساس آن، مردم از خیابان به عنوان رسانه استفاده میکنند چون تصور میکنند در غیر این صورت صدایشان شنیده نخواهد شد.»
رضائیان گفت: «تبدیل خیابان به رسانه همچنین زمانی رخ میدهد که تغییر آنگونه که متناسب با نیازها و مطالبات مردم است اتفاق نیفتد. این نیازها و مطالبات، ممکن است اقتصادی باشند یا اجتماعی؛ مانند اتفاقی که هماکنون رخ داده یا اتفاقی که در سال ۱۴۰۱ رخ داد.» این استاد دانشگاه با استفاده از دو کلیدواژه، تغییر و اعتراض، گفت: «ما اگر حاضر نباشیم تغییر را به رسمیت بشناسیم، از آنجایی که نمیتوانیم خیابان را هم به عنوان رسانه بپذیریم، طبیعی است که باید دست به تحقیر بزنیم. درواقع راه سومی وجود ندارد. اما اگر بحق بودن اعتراضات را بپذیریم و رسیدگی به آن را در اولویت قرار دهیم، مطالبات مردمی از خیابان به رسانه برمیگردد و از رسانه به سمت گفتوگو میرود و به اجرای تئوری هابرماس میانجامد. آنجا که هابرماس میگوید گفتوگو زمانی محقق میشود که معنا مبادله شود. به این معنا که من چیزی بگویم و شما چیزی بگویید، حرف من به شما و حرف شما به من منتقل شود، ما دو نفر یکدیگر را تکمیل کنیم، راه باز و معنا مبادله شود و گفتوگو پیش رود. ما وقتی راه گفتوگو را میبندیم و به رسمیت شناختن تغییر را با چالش مواجه میکنیم، طبیعی است که اعتراضات و مطالبات به عرصه خیابان میآید و خیابان تبدیل به رسانه میشود، یعنی جای رسانه را میگیرد.»
رضائیان افزود: «من به عنوان معلم دانشگاه که سالهای سال است در این حوزه فعالیت میکنم، کارکرد این برخوردهای تحقیرآمیز را درنمییابم. اعتراض در پیوند با عنصری به نام گفتوگو و ابراز مواضع است که جلوه پیدا میکند اما به جای این، میتواند با خشم آمیخته شود. چنان که نوع برخورد صداوسیما و برخی رسانههای دولتی به گونهای است که خشم را به اعتراض میافزاید، به جای اینکه خشم را از آن بگیرد.»
این استاد دانشگاه تاکید کرد: «من به صداوسیما و رسانههای دولتی توصیه میکنم اعتراض را به رسمیت بشناسند و معترضان را تحقیر نکنند. توصیه میکنم به اعتراضات سالهای اخیر بنگرند و به این سوال پاسخ دهند که آیا میتوان هر بار گفت چون اعتراضات با خشونت همراه بوده است، پس همه معترضان در جایگاه متهم قرار دارند؟ آن هم در حالی که اثبات شده این نوع برخوردها تحریککننده است و به جای باز کردن راه، راه را میبندد. این رسانهها باید بدانند به رسمیت شناختن مطالبه تغییر و اعتراض، باعث میشود معترضان احساس کنند حرفشان شنیده شده است. درواقع رسانههای رسمی وظیفهای جز این ندارند و این وظیفه هم در جهت امنیت ملی، هم در جهت پاسخ به مطالبات مردم و هم در جهت حفظ کشور است.»
اطلاعرسانی از دستمان درمیرود
محمد قوچانی روزنامه نگار، نیز با بیان اینکه انسداد در فضای مجازی، مطبوعات و رسانهها را هم با سردرگمی مواجه کرده است، درباره نقش رسانهها در وضعیت موجود مطرح کرد رسانهها نباید اشتباهات گذشته را تکرار کنند. اگر روایت اول را به مخاطب ارائه ندهیم جریان اطلاعرسانی از دستمان درمیرود. این روزنامهنگار در گفتوگو با ایسنا با تشریح وضعیت موجود و تغییرات نظام رسانهای در شرایط فعلی، در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه برای برونرفت از این وضعیت چه پیشنهادی به رسانهها دارد، میگوید: «نظام رسانهای ما تغییر کرده و مطبوعات ما به سمت شبکههای اجتماعی تغییر پیدا کردهاند. شبکههای اجتماعی هم تیغ دوسر هستند؛ از سویی ابزار اطلاعرسانیاند و ازسویی هم میتوانند به یک وسیله امنیتی تبدیل شوند. نتیجه این میشود که به محض کوچکترین مساله امنیتی که در کشور رخ میدهد - که البته خیلی این فاصله کوتاه شده و از چند سال یک بار به سالی چندبار میرسد - با یک انسداد در فضای مجازی مواجه میشویم.»

قوچانی با اشاره به اتکای بیش از حد مطبوعات به فضای مجازی گفت: «این اتکا به فضای مجازی در همه عرصهها سبب شده است که با تعطیلیاش، این بخش که میتواند جایگزین شود از کار بیفتد. از آن طرف حاکمیت اجازه گسترش اطلاعرسانی به فضای رسمی ویاودیها را نمیدهد. یعنی ما هنوز شبکه رسمی غیردولتی در کشور نداریم و به شیوه خیلی عجیبی ماهوارهها از آن طرف کار میکنند. رسانههایی که بیرون از مرز هستند در حال اطلاعرسانی هستند و هیچ صدای سومی بین صداوسیما و رسانههای خارج از کشور به گوش مردم نمیرسد. با قطع اینترنت، با انحطاط مطبوعات، تضعیف تحریریهها و نداشتن شبکههای خبری در داخل کشور به شکل مستقل، ما هیچ روایت سومی که به شکل روایت مستقل باشد نداریم و ادامه دادن این مسیر خود تبدیل به بحران خواهد شد.»
او در توضیح بیشتر درباره وضعیت موجود گفت: «ما سالهاست از دولتهای مختلف میشنویم که شبکه ملی اطلاعات را راهاندازی میکنند اما این شبکه ملی عملا کاری نمیکند. الان به دلیل اینکه اینترنت بسته شده، یک موتور جستوجو در کشور نداریم که مردم از اطلاعات روزمره خود اعم از تعطیل مدارس، پرواز هواپیما و ... مطلع شوند و این خیلی اتفاق عجیبی است. پلتفرمهای داخلی هم همگی تعطیل هستند؛ چرا که شنیده شد در جنگ ۱۲روزه هم در معرض استفاده قرار گرفتند. این پلتفرمهای داخلی که قرار بوده سنگر مقاومت ما مقابل رسانههای خارجی باشند خود به یک بدافزار تبدیل شدند.»
این روزنامهنگار گفت: «اعتبار رسانهها و پایگاههای خبری و روزنامهها به این است که از اعتبار نام خود صیانت کنند و بتوانند اطلاعات دقیق و درست را به مردم بدهند.»