نگاه

صنعت از کاهش نرخ سود نفع می‌برد؟

شماره روزنامه: ۱۵۱۶ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۵۱۳۲۶ صنعت-و-معدن

امیر حقیقت <br>تعیین نرخ بهره به عنوان مهم‌ترین تصمیم اقتصادی دولت در هر سال و در روز های جاری ظاهرا به وضعیت «تولید و بالاخص «صنعت» کشور گره خورده است. چرا که استدلال اصلی طرفداران کاهش نرخ بهره تاثیر مثبت این اقدام در تامین نقدینگی واحدهای صنعتی و در نتیجه رونق فضای تولیدی کشور است.

امیر حقیقت

تعیین نرخ بهره به عنوان مهم‌ترین تصمیم اقتصادی دولت در هر سال و در روز های جاری ظاهرا به وضعیت «تولید و بالاخص «صنعت» کشور گره خورده است. چرا که استدلال اصلی طرفداران کاهش نرخ بهره تاثیر مثبت این اقدام در تامین نقدینگی واحدهای صنعتی و در نتیجه رونق فضای تولیدی کشور است. اما آیا واقعا کاهش نرخ بهره چنین تاثیری بر تولید کشور دارد؟ نرخ بهره اگرچه در اقتصادهای کشورهای پیشرفته به شدت تاثیرگذار است و در واقع شاخص نرخ بهره به عنوان یک ابزار کنترل قدرتمند در اداره و هدایت بازار عمل می‌کند اما این شدت تاثیرگذاری در اقتصاد کشورهای در حال توسعه به سبب فقدان ساختارهای مالی واقعی اقتصادی از جمله بازارهای مالی پیشرفته و تعیین این نرخ به صورت اداری و دستوری به آن شکل نیست، بلکه برعکس کاهش نرخ تسهیلات سبب افزایش درخواست و این نیز با فرض ثابت بودن سایر شرایط باعث افزایش حجم پول و نقدینگی می‌شود. به عبارتی کاهش نرخ تسهیلات اگرچه در کوتاه‌مدت به نفع تولید است اما در بلندمدت با افزایش قیمت‌ها به امر «تولید» و «سرمایه‌گذاری» ضربه می‌زند. چنانکه براساس تئوری‌های کلاسیک اگرچه در کوتاه‌مدت سرمایه‌گذاری تابعی از رشد تولید، رشد استفاده از ظرفیت‌ها و سطح دسترسی به منابع مالی است، ولی رابطه علمی فوق در بلندمدت کاملا صادق نیست. آنچه در بلندمدت سرمایه‌گذاری را تحت تاثیر قرار می‌دهد «نوآوری‌های تکنولوژیک»، «دانش فنی» و «کارایی سرمایه» است. این استدلال‌ را به نوعی در یکی از گزارش‌های بانک مرکزی نیز ملاحظه می‌کنیم. در بخشی از این گزارش که در سال ۸۵ منتشر شد می‌خوانیم: «براساس مطالعات انجام گرفته در بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران نرخ سود بانکی اثر قابل توجهی بر حجم سرمایه‌گذاری و تولید نداشته و مشکلات بخش تولید کشور معطوف به ضعف بنیان‌ها و ساختارهای تولیدی کشور است که تنها با کاهش نرخ‌های سود بانکی بهبود نخواهد یافت. به عنوان مثال مطابق آمارهای منتشره رشد بهره‌وری در بخش‌های تولیدی، حداکثر ۵/۰درصد بوده که نسبت به بهره‌وری سایر کشورهای جهان بسیار پایین است.»

علاوه بر گزارش فوق، گزارش دیگر منتشره توسط «اداره بررسی‌ها و سیاست‌های اقتصادی بانک مرکزی» در سال ۱۳۸۲ نیز اعلام می‌دارد «یک درصد افزایش در میزان تسهیلات اعطایی به طور متوسط سبب ۰۷/۰درصد افزایش در حجم سرمایه‌گذاری واقعی می‌شود. همچنین یک‌درصد افزایش در تولید ناخالص داخلی واقعی بدون نفت، به طور متوسط ۶۳/۰درصد افزایش در حجم سرمایه‌گذاری واقعی را به دنبال می‌آورد. در بخش صنعت و معدن یک‌درصد افزایش در میزان تسهیلات اعطایی به طور متوسط ۱۴/۰درصد افزایش در حجم سرمایه‌گذاری واقعی این بخش و یک واحد درصد افزایش در نرخ سود تسهیلات اعطایی به آن تنها باعث ۰۵/۰درصد کاهش سرمایه‌گذاری واقعی در این بخش می‌شود. لذا می‌توان این عدد را بی‌معنا شمرد و به این نتیجه رسید که از مجرای تغییر در نرخ‌های سود مربوط به این بخش نمی‌توان به تحریک سرمایه‌گذاری مبادرت ورزید.» این اعداد و ارقام و سایر تحقیقات و بررسی‌ها نشان می‌دهد که متغیرهای همچون نرخ بهره یا ارز در صورت وجود شرایط نامطلوب و بی‌ثباتی اقتصادی، دستوری بودن و نظام قیمت‌گذاری، دولتی بودن بانک‌ها و ... کمترین تاثیر را در بهبود شرایط تولید و سرمایه‌گذاری دارند. به این محاسبات و اعداد و ارقام باید به حافظه نیز رجوع کرد و به خاطر آورد که تسهیلات ارزان قیمت اعطایی طی دو سه دهه اخیر نه تنها به تولید خدمت نکرده و آن را رقابت‌پذیر ننموده، بلکه ضمن آدرس‌دهی غلط به لحاظ تخصیص بهینه منابع بعضا موجودی تنبل و گلخانه‌ای بار آورده است. راه صحیح آن است که در چارچوب حرکتی آگاهانه و پیشروانه در پرتو تعیین اولویت‌های صنعتی کشور و مزیت‌های نسبی رشته‌های مختلف صنعتی، ساختارهای اقتصادی به گونه‌ای شکل گیرد که برآیند آن توسعه صنعتی در فضایی واقعی و رقابتی و نه دستوری و گلخانه‌ای باشد تا پیش از فراهم شدن شرایط فوق، جواب سوال ابتدای مطلب به نظر می‌رسد، منفی باشد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن