مساله آب؛ از عزم دولت تا همراهی همگانی
در این میان، یکی از واقعیتهای بنیادین، میزان و الگوی بارشها در کشور است. متوسط بارش سالانه ایران بهمراتب کمتر از میانگین جهانی است و در عین حال، این بارش محدود نیز از توزیع مکانی و زمانی نامتوازن رنج میبرد. بخش عمدهای از بارشها در مناطق شمالی و غربی کشور و عمدتا در فصلهای کوتاه و بعضا بهصورت رگباری رخ میدهد، درحالیکه مناطق پرجمعیت و پرمصرف، بهویژه پهنه جنوبی رشتهکوه البرز و کلانشهر تهران، با عقبماندگی بارش و کاهش جدی منابع آب سطحی و زیرزمینی مواجه هستند. این عدم تعادل، فشار مضاعفی بر سامانههای تامین آب شهری وارد کرده و مدیریت پایدار منابع را با دشواریهای جدی همراه ساخته است.
در کنار محدودیتهای طبیعی، سرانه بالای مصرف آب یکی دیگر از عوامل تشدیدکننده تنش آبی در کشور است. سرانه مصرف در بسیاری از شهرهای ایران، بهویژه در بخش خانگی، فراتر از ظرفیت منابع موجود شکل گرفته است. این در حالی است که تجربههای جهانی نشان میدهد حتی در مناطق کمبارش نیز میتوان با اصلاح رفتار مصرف، بهرهگیری از فناوریهای نوین و مدیریت تقاضا، سطح قابل قبولی از امنیت آبی را حفظ کرد. تداوم مصرف بالا، بدون توجه به واقعیتهای اقلیمی، عملا آینده منابع آبی کشور را با مخاطره روبهرو میکند. در چنین شرایطی، تنوعبخشی به منابع تامین آب بهعنوان یکی از راهبردهای کلیدی در دستور کار قرار گرفته است. اتکای صرف به منابع آبی متعارف، بهویژه منابع زیرزمینی، نهتنها پایدار نیست بلکه به افت شدید سطح آبخوانها و بروز پدیدههایی همچون فرونشست زمین منجر شده است. از اینرو، استفاده هدفمند و گسترده از پساب تصفیهشده بهعنوان یک منبع پایدار و قابل اتکا، جایگاه ویژهای در سیاستهای آبی کشور یافته است.
خوشبختانه امروز عزم جدی دولت و مجلس شورای اسلامی برای توسعه استفاده از پساب و جایگزینی آن با منابع آبی متعارف، بهویژه در بخشهای صنعت، فضای سبز و خدمات شهری، شکل گرفته است. توسعه و ارتقای تصفیهخانههای فاضلاب، تکمیل شبکههای جمعآوری و بازچرخانی، و ایجاد مشوقهای قانونی و اقتصادی برای مصرفکنندگان بزرگ، از جمله اقداماتی است که با هدف کاهش فشار بر منابع آب شرب و زیرزمینی در حال پیگیری است. استفاده از پساب، نهتنها یک راهکار فنی، بلکه بخشی از گذار کشور به سمت اقتصاد چرخشی آب و مدیریت هوشمند منابع بهشمار میرود. در کنار این اقدامات، دولت پروژههای متعددی را برای مدیریت و کاهش تنش آبی شهرها اجرا کرده است؛ از توسعه منابع جدید تامین آب و اجرای طرحهای اضطراری، تا بهسازی و هوشمندسازی شبکههای توزیع، کاهش هدررفت و ارتقای تابآوری سامانههای آبرسانی. این اقدامات، هرچند ضروری و اثرگذارند، اما بهتنهایی پاسخگوی همه ابعاد چالش آب نخواهند بود.
واقعیت این است که آب، مسالهای صرفا دولتی نیست. مسوولیت جمعی شهروندان و سایر نهادهای مرتبط در مصرف بهینه، اصلاح رفتارهای روزمره، پرهیز از مصارف غیر ضروری و همراهی با برنامههای مدیریت مصرف، نقشی تعیینکننده در موفقیت سیاستهای آبی کشور دارد. هر لیتر آبی که صرفهجویی میشود، در مقیاس ملی به معنای افزایش تابآوری و کاهش فشار بر منابع محدود کشور است. عبور از تنش آبی، نیازمند همافزایی سیاستگذاری هوشمند، سرمایهگذاری هدفمند، توسعه زیرساختها و مشارکت آگاهانه مردم است. آینده آب ایران، در گرو تصمیمها و رفتارهای امروز ماست؛ تصمیمهایی که اگر مبتنی بر واقعیتهای اقلیمی، عقلانیت و مسوولیتپذیری جمعی باشد، میتواند مسیر پایداری و امنیت آبی کشور را هموار سازد.
* مدیرعامل شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور