فرمول توسعه صنعت نساجی
دنیایاقتصاد : نساجی و پوشاک از مهمترین صنایعی است که در زندگی روزمره و در تمام سطوح جامعه مورد استفاده قرار میگیرد و عمده کشورهای صنعتی در سطح جهان این صنعت را بهعنوان یکی از راهبردهای صنعتیشدن مورد حمایت و پشتیبانی قرار دادهاند. تقاضای بالای محصولات، توان قابلتوجه در اشتغالزایی و نیاز محدود به سرمایه، این صنعت را به یکی از صنایع جذاب و ممتاز برای رشد و توسعه در جوامع مختلف تبدیل کرده است.

صنعت نساجی ایران جزو صنایعی است که پیشینهای باستانی و قدیمی دارد. البته پیشینه این صنعت به عنوان یک صنعت مدرن به صدسال گذشته برمیگردد، یعنی همان زمانی که صنعت نساجی به صورت ماشینی در جهان در حال رشد و توسعه بود؛ اما این صنعت در ایران همپای سایر صنایع نساجی در دنیا قادر به رشد و طی کردن مراحل خود نشد و با نوعی حرکت سینوسی مواجه و دچار رکود شد. در این راستا افسانه شفیعی، استادیار موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی در گزارشی به راهبردهای توسعه صنعت نساجی و پوشاک پرداخته است. کارشناسان اقتصادی معتقدند که توسعه صنایع نساجی و پوشاک نیازمند برخی الزامات است.
از جمله این الزامات میتوان به مبارزه جدی با قاچاق در حوزه اقتصادی، همکاری در عین رقابت و گسترش روابط دوجانبه و چندجانبه با طیف وسیعی از کشورها بهویژه کشورهای همسو و همسایه در حوزه دیپلماسی اشاره کرد. بهطور خلاصه ششراهبرد برای پیشبرد و توسعه صنعت نساجی کشور پیشنهاد میشود که عبارتند از: «ساماندهی، تکمیل و توسعه زنجیره تامین صنایع نساجی و پوشاک با حداکثر بهرهمندی از محتوای داخلی»، «تعمیق و توسعه زنجیره ارزش صنایع نساجی و پوشاک برحسب مولفههای کیفی و فرآیندی»، «بازمهندسی ساختار صنایع نساجی و پوشاک برحسب ملاحظات مقیاس»، «تحریک و توسعه تقاضا برای تولیدات داخلی صنایع نساجی و پوشاک»، «افزایش تنوع در ترکیب سبد صادراتی و مقاصد صادراتی» و در نهایت «ارتقای توانمندیهای فناورانه و نیروی انسانی در واحدها».
براساس این گزارش، بررسیها نشان میدهد که برخی از مهمترین مولفههای این صنعت در شرایط فعلی عبارتند از: «سهم ۷درصدی از بنگاههای صنعتی ۱۰نفر کارکن به بالا (تعداد ۵هزار و ۷۳۹واحد تولیدی؛ ۲هزار و ۲۷واحد بالای ۱۰نفر کارکن)»، «سهم ۵/ ۶درصد از اشتغال صنعتی کشور»، «سهم ۷درصدی از ارزشافزوده صنعتی و سهم ۳درصدی از مواد اولیه مصرفی بخش صنعت»، «توان بالای ارزآوری (عملکرد صادراتی ۶هزار دلار در هر تن در بخش محصولات پوشاک و ۲هزار دلار در هر تن در بخش پوشاک)»، «سهم ۶/ ۰درصدی زنجیره نساجی و پوشاک ایران از بازار جهانی» و «سهم ۱/ ۰درصدی صادرات زنجیره نساجی و پوشاک ایران در سطح جهانی». مهمترین مسائلی که این صنعت را با چالش روبهرو کردهاند نیز بخشی از این گزارش را به خود اختصاص میدهند.
- مسائل استراتژیک (شامل ضعف انطباق محصولات تولیدی با نیازها و سلایق مشتریان، هزینه تمامشده بالای محصولات برای مشتریان و توان محدود موقعیتیابی در بازارهای جهانی)؛
- عوامل انتشاردهنده اثر تکانههای بیرونی ناشی از تشدید تحریمهای بینالمللی (شامل اثر تشدید تحریمهای بینالمللی با تاکید بر افزایش هزینه سرمایهگذاری و افزایش نیاز به تامین مالی، بدتر شدن مولفههای کسبوکاری و افزایش هزینههای مبادلاتی تجارت خارجی) و نوسانات محیط کلان اقتصادی (شامل رکود اقتصادی و کاهش اندازه تقاضای موجود، شتاب تورم هزینههای سرمایهگذاری در صنایع نساجی و پوشاک و کاهش انگیزه فعالیت در این صنعت و بدتر شدن مولفههای کسبوکاری و افزایش هزینههای مبادلاتی در تجارت خارجی)؛
- عوامل تشدیدکننده اثر تکانههای بیرونی (شامل زمینههای محدود بهرهمندی از صرفههای مقیاس، ضعف جایگاه برند ملی، نقایص جایگاه خدماتیسازی، انگیزه کم برای ارتقای بهرهوری، ضعف ساختاری حوزه صنف و صنعت و همچنین ضریب بالای وابستگی). در این راستا اشاره به نکات زیر حائز اهمیت است.
نخست آنکه زیستبوم صنایع نساجی و پوشاک شامل تعامل «شرکتهای نساجی و پوشاک»، «شرکتهای معدنی»، «صنایع متقاضی»، «شرکتهای دانشبنیان» و «مراجع متولی زیرساختهای شبکهای» است. مهمترین نهادهای فعال در این زیستبوم عبارتند از: بازار کالاهای نهایی و قطعات، بازار بورس کالایی (مواد اولیه و واسطهای)، بازارهای جهانی، بازار مالی و دولت (بهعنوان نابازار).
دوم آنکه سیاستهای اصلاحی با بهرهمندی از ظرفیت نهادهای برشمرده و مبتنی بر چهار گروه ابزار اصلی شامل ابزارهای اطلاعاتی (ارتقای شفافیت در بازار با رصدپذیر کردن زنجیره و بازنگری در نظام تعیین و اعلان قیمتها)، ابزارهای تجاری (استفاده هوشمند از ابزارهای تجاری مانند عوارض صادراتی و تعرفه وارداتی)، ابزارهای پولی (توسعه نظام تامین مالی زنجیرهای) و ابزارهای مالی (تنظیم حدود سودجویی با ابزار مالیاتی) قابل پیگیری است.
سوم اینکه براساس این گزارش، سیاستگذاران میتوانند از طریق ششراهبرد کلی به توسعه این صنعت دست یابند که عبارتند از: «ساماندهی، تکمیل و توسعه زنجیره تامین صنایع نساجی و پوشاک با حداکثر بهرهمندی از محتوای داخلی»، «تعمیق و توسعه زنجیره ارزش صنایع نساجی و پوشاک برحسب مولفههای کیفی و فرآیندی»، «بازمهندسی ساختار صنایع نساجی و پوشاک برحسب ملاحظات مقیاس»، «تحریک و توسعه تقاضا برای تولیدات داخلی صنایع نساجی و پوشاک»، «افزایش تنوع در ترکیب سبد صادراتی و مقاصد صادراتی» و «ارتقای توانمندیهای فناورانه و نیروی انسانی در واحدها».
توسعه صنایع نساجی و پوشاک نیازمند برخی الزامات از جمله مبارزه جدی با قاچاق در حوزه اقتصادی، ترویج همرقابتی (همکاری میان رقبا) در حوزه فرهنگی و گسترش روابط دوجانبه و چندجانبه با طیف وسیعی از کشورها بهویژه کشورهای همسو و همسایه در حوزه دیپلماسی است.