مرز میان بقا و تابآوری صنعتی
مفهوم تابآوری، صرفا به ظرفیت یک اقتصاد برای تحمل ضربه اولیه محدود نمیشود. سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) تابآوری را ظرفیت یک نظام برای پیشبینی، جذب، بازیابی و سازگار شدن با تهدیدهای غیرمنتظره تعریف میکند. در این نگاه، تابآوری نه یک وضعیت ایستا، بلکه فرآیندی مستمر است که از مقاومت در برابر شوک آغاز میشود و به بازیابی و سازگاری میرسد.
«مقاومت» نیز تنها یکی از ابعاد تابآوری است. چارچوب مطرحشده از سوی ران مارتین، چهار بُعد را برای بررسی واکنش اقتصادهای منطقهای به شوکها برجسته میکند: مقاومت در برابر ضربه اولیه، بازیابی پس از شوک، تغییر جهت و سازگاری ساختاری با شرایط جدید و در نهایت نوسازی مسیر رشد. به بیان ساده، اقتصادی که در برابر بحران کمتر آسیب میبیند، لزوما تابآورتر نیست؛ باید دید پس از شوک با چه سرعت و عملکردی خود را بازیابی میکند، چگونه با شرایط جدید سازگار میشود و آیا میتواند مسیر رشد خود را از سر بگیرد.
اهمیت این تمایز زمانی آشکار میشود که اقتصادها با شوک منفرد مواجه نباشند، بلکه در معرض مجموعهای از شوکهای پیدرپی قرار گیرند. در چنین شرایطی، ممکن است یک اقتصاد هر بار از بحران عبور کند، اما در هر مرحله بخشی از ظرفیت تولید، سرمایهگذاری، بهرهوری و توان رشد خود را از دست بدهد. اگر اقتصاد پس از هر شوک در سطحی پایینتر از قبل تثبیت شود و سپس شوک بعدی از همان نقطه پایینتر آغاز شود، دیگر نمیتوان صرفا با استناد به ادامه فعالیت بنگاهها و جلوگیری از فروپاشی، از تابآوری سخن گفت.
این تمایز برای اقتصاد ایران اهمیت ویژهای دارد. صنعت کشور طی سالهای گذشته با یک شوک منفرد مواجه نبوده، بلکه مجموعهای از شوکهای همزمان و پیدرپی را تجربه کرده است. تحریم و محدودیت تجارت خارجی، بیثباتی ارزی و تورمی، افزایش هزینه مواد اولیه، اختلال در زنجیره تامین، نااطمینانیهای سیاسی و نظامی و تشدید ناترازی انرژی، فضای فعالیت بنگاهها را پیچیدهتر کردهاند. حاصل این وضعیت فقط افزایش هزینه تولید نیست؛ افق تصمیمگیری بنگاهها کوتاهتر شده و سرمایهگذاری بلندمدت نیز بیش از پیش تحتتاثیر این نااطمینانیها قرار گرفته است.
شواهد عملکردی بخش صنعت نیز تصویر چندان متفاوتی ارائه نمیکند. رشد اقتصادی کشور در سال ۱۴۰۴ در محدوده نزدیک به صفر قرار گرفته و رشد بخش صنعت به منفی ۱.۵ درصد رسیده است. همزمان، تشکیل سرمایه نیز با رشد منفی ۲.۸ درصد مواجه شده است. نکته قابلتوجه این است که افت تولید در شرایطی رخ داده که سرمایهگذاری جدید نیز نتوانسته ظرفیت تولیدی آینده را تقویت کند. اقتصادی که همزمان با افت فعالیت صنعتی و کاهش تشکیل سرمایه روبهروست، بخشی از توان خود برای مقابله با شوکهای بعدی را از دست میدهد.
بازار کار صنعتی، یکی از نشانههای این فرسایش است. در بهار امسال حدود ۶۳۰ هزار نفر نسبت به بهار سال گذشته از بخش صنعت خارج شدهاند. اشتغال، یکی از خروجیهای مستقیم سطح فعالیت بنگاهها و در عین حال یکی از اجزای ظرفیت تولیدی اقتصاد است. خروج گسترده نیروی کار از صنعت، در شرایطی که رشد صنعتی نیز منفی است، این پرسش را مطرح میکند که آیا صنعت در حال بازسازی ظرفیت خود پس از شوکهاست یا بهتدریج در حال کوچک کردن دامنه فعالیت خود برای ادامه حیات است.
در ادبیات صنعتی هم میتوان تابآوری را از همین زاویه دید. سازمان توسعه صنعتی ملل متحد (UNIDO) آن را حاصل مجموعهای از توانمندیهایی میداند که بهتدریج در بنگاهها و اقتصاد شکل میگیرند؛ از دانش و مهارت و فناوری گرفته تا تنوع زنجیره تامین، توان سرمایهگذاری و قدرت سازگاری. این ظرفیتها یکشبه ایجاد نمیشوند.
به همین دلیل، تابآوری بیش از آنکه واکنشی موقت به بحران باشد، حاصل سرمایهگذاری و یادگیری مستمر و آمادهسازی اقتصاد پیش از شوک و بازسازی پس از آن است. از سوی دیگر، در ۵ سال گذشته حدود ۱۲۱ هزار درخواست برای ایجاد یا توسعه واحدهای صنعتی ثبت شده، اما تنها ۳۷ هزار مورد به پروانه بهرهبرداری رسیده است. این فاصله نشان میدهد میان تصمیم سرمایهگذاری و تبدیل آن به ظرفیت واقعی تولید، موانع جدی وجود دارد. از این منظر، سنجش تابآوری صنعت فقط به این محدود نمیشود که اقتصاد در برابر شوکها دوام آورده است یا نه. باید دید در فاصله میان شوکها چقدر سرمایهگذاری شده، ظرفیت تولید چه تغییری کرده و بهرهوری و فناوری تا چه اندازه پیش رفتهاند.
در چنین شرایطی، مرز میان «بقا» و «تابآوری» اهمیت پیدا میکند. ممکن است صنعتی پس از هر شوک همچنان به فعالیت ادامه دهد، اما اگر هر بار بخشی از ظرفیت تولید، سرمایه و نیروی انسانی خود را از دست بدهد و فرصت بازسازی پیدا نکند، نمیتوان آن را لزوما تابآور دانست.
تداوم این وضعیت میتواند صنعت را وارد چرخهای فرسایشی کند: کاهش تولید، افت درآمد، کاهش سرمایهگذاری، فرسودگی تجهیزات و در نهایت افت بیشتر ظرفیت تولید. در این حالت، شوک بعدی به صنعتی وارد میشود که از شوک قبلی ضعیفتر شده است. بنابراین، مساله فقط بازگشت تولید به سطح پیش از بحران نیست؛ ممکن است خود ظرفیت تولیدی اقتصاد نیز کوچکتر شده باشد.
در چنین وضعیتی، تکیه بر مزیتهای قدیمی نیز کافی نیست. منابع طبیعی و انرژی زمانی مزیت محسوب میشوند که به سرمایهگذاری، فناوری و بهرهوری تبدیل شوند. در غیر این صورت، این مزیتها نیز بهتدریج فرسوده میشوند.
به همین دلیل، شاید بهتر باشد در استفاده از واژه «تابآوری» برای صنعت ایران محتاط باشیم. تابآوری فقط به معنای دوام آوردن نیست؛ توان بازسازی ظرفیت، افزایش بهرهوری و حرکت دوباره به سمت رشد نیز بخشی از آن است. اگر هر شوک، صنعت را کوچکتر و توان سرمایهگذاری را ضعیفتر کند، نتیجه چیزی جز فرسایش تدریجی ظرفیت تولید نخواهد بود.
*دبیر گروه صنعت،معدن و تجارت روزنامه «دنیای اقتصاد»