تیغ دو‌لبه تصمیمات شهرداری‌‌‌ها

شماره روزنامه: ۵۷۶۳ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۹۷۹۹۳۵ شرکت ها

احسان میرزاده

هر نوع اعمال محدودیت و ممنوعیت برای خدمات‌دهندگان شهری در بخش خصوصی که در واقع موتور اقتصاد شهر هستند -اگر با منطق و استدلال همراه نباشد- می‌تواند به قیمت از دست رفتن فرصت‌‌‌های درآمدسازی پایدار شهری تمام شود. موضوع اجاره دادن معابر شهری از جمله سرفصل‌‌‌های جهانی بودجه شهرداری‌ها در بیشتر نقاط دنیاست و هر سه ضلع ذی‌نفعان «اقتصاد شهری» را متنفع می‌کند. عرف دنیا اجاره دادن معابر به اصناف است تا هم به عرضه کالاهای تفریحی اختصاص یابد و هم گردشگری شهر را رونق بخشد. هم مبلمان شهری را به صورت نظام‌مند و متوازن بیاراید و هم خدمات ضروری موردنیاز شهروندان را تامین کند.

رستوران‌ها و کافه‌ها از جمله مهم‌ترین مشتریان این کالای شهری هستند و در این مبادله «درآمدساز» برای شهر، به شرط آنکه فرآیند واگذاری شفاف و نظام‌‌‌مند باشد، چهار نفع شفاف برای ذی‌نفعان پیدا می‌شود:

۱- اجاره معابر باعث عدم‌مزاحمت صنوف غیر‌رسمی و ایجاد سد معابر است.

۲- امنیت و تمیزی پیاده‌روها تضمین می‌شود و پاکبانان کمتر به زحمت می‌‌‌افتند.

۳- منابع مالی پایدار و سالم برای بودجه شهر تامین می‌شود.

۴- ظرفیت تازه‌ای برای ساعات فراغت در اختیار شهروندان قرار می‌گیرد.

اما مزیت‌‌‌های پنهانی در پس این واگذاری سودمند نهفته است که توضیح همه آنها در این مجال نمی‌‌‌گنجد اما در ساده‌ترین اشکال آن، می‌توان به تنوع سبد تفریحی خانوار اشاره کرد؛ یعنی شهروندان از فضای بسته خانه مستقیما وارد فضای محصور دیگری یعنی رستوران نمی‌شوند و در فضای باز شهر قرار می‌‌‌گیرند.

معادله‌ای برد-برد-برد برای همه ذی‌نفعان یعنی «شهر»، «شهرداری» و «شهروندان» که تجربه جهانی عیار سودمندی آن را تعیین کرده است؛ دم دست‌ترین مثال آن استفاده از فضای عمومی شهر پاریس برای کافه‌نشینی‌‌‌های فرانسوی‌هاست که قدمتی به بزرگی چند قرن دارد و به یکی از نام و نشان‌‌‌های گردشگری فرانسه به عنوان گردشگرپذیرترین کشور دنیا با نزدیک به ۹۰میلیون گردشگر سالانه تبدیل شده است. مثال دیگر آن فضای شهری استانبول در ترکیه است که موفق‌‌‌ترین نمونه یک کشور گردشگرپذیر با مردمان مسلمان است.

این معابر حتی خاصیت صبحگاهی پیدا کرده است و افراد در مسیر کار و مدرسه و دانشگاه می‌توانند صبحانه و چای و قهوه‌شان را در محیط و هوای دلپذیر صبحگاهی میل کنند و با این روش علاوه بر درآمدزایی برای شهر و چرخیدن چرخ اقتصاد شهری، شهروندان هم ترغیب به استفاده بیشتر و با‌امنیت‌‌‌تر از پیاده‌روها و سپس وسایل حمل‌ونقل عمومی می‌‌‌شوند و هم شهرداری‌‌‌ها می‌توانند روی یک عدد ثابت و پاک سالانه در بودجه‌‌‌شان حساب باز کنند.

اما در طرف دیگر ماجرا اگر چنین استفاده‌ای از این ظرفیت مهم شهرها نشود یا مثل آنچه امروز درباره مشهد رخ داده است که پس از چند سال اجاره پیاده‌‌‌روها، مدیریت شهری سیاست‌اش را تغییر و به کافه رستوران‌ها مهلتی یک‌‌‌هفته‌ای برای تخلیه پیاده‌‌‌روها داده، اصطلاحا فرصت‌سوزی شده است و درآمدی پایدار و پاک از شهر و شهرداری دریغ شده است. علاوه بر آن‌که فرصت‌های پیش‌گفته برای فراغت و گردشگری شهروندان هم از میان رفته و به این ترتیب هر سه ضلع ذی‌نفعان مادی و معنوی شهر در این معادله باخته‌اند.

 

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن