زنجیرهای که سود را میبلعد
بخش مهمی از سودآوری، نه فقط در بازار، بلکه در پشتصحنه عملیات ساخته میشود. موجودی مازاد، کمبود اقلام پرفروش، خریدهای اضطراری، حملهای فوری، تغییرات مکرر برنامه تولید، تنوع بیضابطه محصولات و هزینه بالای خدمترسانی به برخی مشتریان، همگی میتوانند بدون آنکه در نگاه اول دیده شوند، حاشیه سود را فرسوده کنند.
مشکل از جایی جدیتر میشود که شرکتها فروش را میبینند، اما «هزینه خدمترسانی» را نمیبینند. همه مشتریان، کانالها و محصولات به یک اندازه سودآور نیستند. بعضی فروشها اگرچه درآمد ایجاد میکنند، اما به دلیل پیچیدگی عملیاتی، دفعات تحویل بیشتر، نوسان بالا یا نیاز به رسیدگی خاص، سود واقعی اندکی دارند. اگر این تفاوتها شناسایی نشود، شرکت ممکن است دقیقا در بخشهایی رشد کند که سود را ضعیف میکنند.
از سوی دیگر، شاخصهای جزیرهای نیز این مساله را تشدید میکنند. فروش به افزایش فروش فکر میکند، خرید به کاهش قیمت، تولید به بهرهوری، لجستیک به ارسال بهموقع و مالی به کنترل هزینههای ثبتشده. اما پرسش اصلی این است که جمع این تصمیمها چه اثری بر سودآوری واقعی شرکت دارد.
زنجیره تامین زمانی ارزشآفرین میشود که فقط جریان کالا را مدیریت نکند، بلکه اقتصاد جریان را ببیند. یعنی بداند کدام محصول، کدام مشتری، کدام سطح خدمت و کدام تصمیم عملیاتی واقعا سودساز است. در غیر این صورت، شرکت ممکن است در ظاهر در حال رشد باشد، اما در عمل، سودش از درون عملیات خورده شود.
برای بسیاری از بنگاهها، مساله اصلی امروز فقط فروش بیشتر نیست؛ فروش سودآورتر است. و در این میان، زنجیره تامین یکی از مهمترین نقاطی است که سود یا ساخته میشود، یا بیصدا از بین میرود.
* کارشناس حوزه برنامهریزی زنجیره تامین