امپراتوری ساعت سوئیسی از زمان جا مانده است
«ســــواچ» در تیکتاک بحران
به گزارش رویترز، شرکت سواچ برای تغییر اساسی روند نزولی سودآوری خود در سالهای اخیر و بازپسگیری اعتماد سرمایهگذاران، نیازمند احیای نوآوری، غربال برندهای زیرمجموعه و تحول در نظام حکمرانی شرکتی است.
این شرکت هفته گذشته پیشنهاد داد در مجمع عمومی سالانه شرکت در ماه مه، «آندریاس ریکنباخر»، بازرگان سوئیسی، به هیاتمدیره اضافه شود. اگر این اتفاق رخ دهد، او تازه دومین عضو جدید هیاتمدیره در یک دهه اخیر خواهد بود؛ دههای که در آن ارزش بازار سواچ با سقوط سنگینی به حدود یکسوم دوران اوج خود در سال ۲۰۱۳ رسیده است. البته تحلیلگران و سرمایهگذاران معتقدند این شرکت به اصلاحات عمیقتری نیاز دارد.
«استیون وود»، بنیانگذار موسسه «گرینوود» که یک شرکت مدیریت سرمایهگذاری است و با خرید سهام شرکتها سعی میکند در مدیریت آنها نقش داشته و ارزش سهامشان را افزایش دهد و حدود نیم درصد از سهام سواچ را در اختیار دارد، میگوید: «مشکل این نیست که آنها ساعتهای خوبی نمیسازند، مشکل اینجاست که دیگر جایگاه تاثیرگذاری در بازار ندارند.»
جا ماندن از رقبا
سواچ به لطف ساعتهای پلاستیکی ارزانقیمت و پیشرفتهاش در دهه ۱۹۸۰ در جهان پیشگام بود، اما از زمان مرگ بنیانگذارش، نیکولاس هایک در سال ۲۰۱۰، دیگر موفق نشد جرقه نوآوری برند را شعلهور کند.
هایک در سال ۱۹۸۵ با بازسازی یک مجموعه بزرگ ساعتسازی سنتی، سواچ را بنیانگذاری کرد، برند اُمگا را احیا کرد و با خرید برندهایی چون بلانپن در سال ۱۹۹۲ و برگه در سال ۱۹۹۹، وارد بازار کالاهای لوکس شد. پس از درگذشت او، دخترش نایلا ریاست هیاتمدیره را بر عهده گرفت و پسرش نیک که از سال ۲۰۰۳ مدیرعامل بود، عضو هیاتمدیره شد.
به گفته تحلیلگران و سرمایهگذاران بازار، سواچ در دوران مدیریت این دو، از سال ۲۰۱۳ که شرکت هری وینستون (Harry Winston) را خرید، تاکنون هیچ خرید بزرگ دیگری نداشته و همین موضوع باعث شده سبد برندهایش قدیمی به نظر برسد.
سخنگوی سواچ در پاسخ به این نظر اعلام کرده که برندهای این شرکت به واسطه فعالیتهای متمرکز تحقیق و توسعه، مرتب محصولات جدیدی را روانه بازار میکنند.
خانواده هایک پیش از این گفته بودند که ممکن است در تیم رهبری سازمان تغییراتی صورت بگیرد، اما به این زودیها نخواهد بود و معتقدند که قیمت فعلی سهام، منعکسکننده استراتژی بلندمدت آنها نیست.
ارزش سهام این شرکت به خاطر فروش بیش از انتظارش در سهماهه چهارم سال گذشته رشد اندکی داشته و در سال جاری ۱۸ درصد افزایش یافته است. با این حال، طی ۱۵ سال گذشته عملکرد سواچ بهطور قابلتوجهی از رقبایی مانند ریچمونت و «واچز آو سوئیس» و شاخص کل کالاهای لوکس اروپا عقب مانده است.
ساختار مدیریتی خانواده هایک، زیر ذرهبین
استدلال منتقدان این است که ساختار سهام دو طبقهای در سواچ کنترل خانواده هایک را تثبیت کرده است. ساختار سهام دو طبقهای سیستمی است که در آن به جای یک نوع سهم معمولی، دو کلاس سهمی منتشر میشود که در آن یک کلاس در اختیار عموم است و هر سهم ۱ حق رای دارد، اما کلاس دوم در اختیار موسسان، مدیران ارشد یا سرمایهگذاران اولیه است و هر سهم ممکن است ۱۰ یا حتی ۱۰۰ حق رای داشته باشد. همین مساله باعث شده که این خانواده با وجود برخورداری از تنها یکچهارم از سرمایه سهامی، قدرت رای زیادی در اختیار داشته باشد.
«مارکوس منز» از مرکز حکمرانی شرکتی دانشگاه ژنو میگوید: «هیاتمدیره سواچ نیازمند یک بازسازی اساسی است.» به گفته او حضور «ریکن باخر» که در هیاتمدیره شرکت انرژی و زیرساخت «بیکیدبلیو» و شرکت تولید ماشینآلات تخصصی و تجهیزات سنگین «آبی اشمیت» هم حضور دارد، گامی در جهت درست است، اما هیاتمدیره سواچ همچنان به مدیران مستقل بیشتر و دستکم یک شخصیت برجسته صنعتی با تجربه بینالمللی نیاز دارد، چون شناخت چنین فردی از سازمانهای بزرگ و بازار سوئیس راهنمای کارش خواهد بود.
موسسه گرینوود هم اخیرا در جهت اعمال اصلاحات حکمرانی در سواچ فشار آورده و برای افزایش تنوع در هیاتمدیره و مشارکت همهجانبه سهامداران، پیشنهادهایی را ارائه کرده است.
وود میگوید: «هرگونه تغییر در هیاتمدیره یک گام رو به جلو است و احتمالا پویایی آن را تغییر خواهد داد.» سخنگوی سواچ اعلام کرد که گرینوود روز شنبه درخواست جدیدی برای گنجاندن پیشنهادهای خود در دستور جلسه مجمع سالانه سهامداران ارائه کرده، اما سواچ هنوز مستندات لازم مبنی بر خرید اخیر سهام به نام، توسط گرینوود را دریافت نکرده است.
برندهای ضعیفتر، مانع پیشرفت
سبد برندهای ۱۶ گانه سواچ هم با انتقاداتی مواجه شده است. به اعتقاد منتقدان، نامهای میانردهای مانند «لونژین» و «تیسوت» مانع رشد شرکت شدهاند، درحالیکه برندهای لوکسی مثل بلانپن پتانسیل عملکرد بسیار خوبی دارند.
«سوزانا پوش» تحلیلگر بانک یوبیاس (UBS)، معتقد است سواچ باید فروش برندهای ضعیفش را بررسی کند تا بتواند روی ساعتهای لوکس با حاشیه سود بالا متمرکز شود. او میگوید: «اگر قرار باشد برندهای ردهپایین تحت فشارهای فعلی بازار قرار بگیرند، منطقیتر است که شرکت روی برندهایی تمرکز کند که شانس بیشتری برای پیروزی دارند.» تقاضا برای کالاهای لوکس همچنان پایدار است و تغییر چندانی نداشته، چون خریداران ثروتمند کمتر در معرض فشارهای اقتصادی هستند. پاسکال پروس مدیر سبد سهام در موسسه مدیریت دارایی و سرمایهگذاری بیدبلیوام (BWM) هم تاکید کرده: «پتانسیل برندهایی مثل برگه و بلانپن کاملا مشهود است.»
فشار ناشی از موجودی انبار و تولید
تحلیلگران میگویند ناکارآمدیهای عملیاتی سواچ، بهویژه اصرارش بر حفظ تولید زیاد با وجود تقاضای پایین، باعث افزایش موجودی کالا و کاهش حاشیه سود شده است.
ارزش موجودی انبار سواچ طی ۵ سال گذشته ۱۶ درصد رشد داشته، در حالی که سود عملیاتی اصلی آن در آخرین سال مالی ۵۶ درصد کاهش یافته است. پوش معتقد است امتناع سواچ از کاهش تولید، حاشیه سود را تحت فشار قرار داده است. این شرکت عمدا در بخش تولید خود متحمل زیان شده تا مشاغل و ظرفیت تولید را حفظ کند، اما این کار به قیمت کاهش سودآوری کل مجموعه تمام شده است.
بحث بر سر ارزشگذاری
برخی سرمایهگذاران معتقدند ارزش واقعی سواچ بیش از قیمت فعلی آن در بازار است و داراییهای شرکت بر ارزش سهام آن میچربد. موسسه بیدبلیوام ارزش تصفیه سواچ را بیش از ۲۰۰ فرانک سوئیس به ازای هر سهم تخمین میزند. یعنی اگر همین امروز تمام داراییهای شرکت فروخته و تمام بدهیهایش پرداخت شود، این مبلغی است که برای صاحبان سهام باقی میماند. این در حالی است که قیمت سهام سواچ اخیرا ۱۹۸.۵ فرانک بود. پروس با ابراز امیدواری نسبت به بهبود وضعیت در بلندمدت، اعلام کرد که شرکتش اوایل سال گذشته سهم نامشخصی از سواچ را خریداری کرده است. با این حال او هشدار میدهد: «اگر همین امروز هم دست به تحولی واقعی بزنند، ۴ یا ۵ سال زمان لازم است تا نتایج مثبت آن در آمار و ارقام دیده شود.»
وضعیت امروز سواچ هشداری جدی برای تمام بنگاههای بزرگ، بهویژه کسبوکارهای خانوادگی است. توقف در افتخارات گذشته، آغاز زوال است. شرکتهایی که نظام حکمرانی خود را با پیوندهای عاطفی و خانوادگی گره میزنند و از ورود تفکر انتقادی و مستقل به سطوح کلان جلوگیری میکنند، در نهایت با بحران قطع ارتباط با بازار روبهرو خواهند شد. حفظ ظرفیت تولید و پایداری مشاغل به قیمت انباشت موجودی انبار و حفظ برندهای زیانده، اگرچه در کوتاهمدت خیرخواهانه به نظر میرسد، اما در بلندمدت یک خودکشی اقتصادی است. انعطافپذیری در ساختار قدرت و شجاعت در غربال سبد محصولات زیرمجموعه، بیش از هر نوآوری فنی، ضامن بقای یک سازمان در تلاطم بازار است.