شکاف فقیر و غنی در بهرهگیری از فضای مجازی به حداقل رسید؛
نفوذ اینترنت در همه دهکها
حامد آذرگون: توسعه اینترنت از ابتدای دهه90 تاثیر عمیق و گستردهای بر اقتصاد و فرهنگ ایران داشته است. بررسی دادههای مرکز آمار نشان میدهد مصرف اینترنت در طول دهه90 تاکنون حدود 30برابر شده درحالیکه مصرف دیگر کالاها و خدمات فرهنگی و تفریحی، کاهش 35درصدی را تجربه کرده است. افراد مصرف خود را از انواع کتابها، بازیها، سینما و دیگر مراکز و خدمات فرهنگی کاهش دادهاند و همزمان استفاده از اینترنت بسیار افزایش یافته است. به عبارتی اینترنت توانسته است به یک جایگزین فرهنگی و تفریحی برای کالاها و خدمات سنتیتر تبدیل شود. همچنین هزینه اینترنت دو دهک بالای کشور نسبت به هزینه دو دهک پایین، مستمرا کاهش یافته و از 48برابر در سال1392 به 2.4برابر در سال1403 رسیده است. مشابه همین روند، هزینه اینترنت خانوار شهری نسبت به خانوار روستایی از 10.8برابر در سال1392 به 1.6برابر در سال1403 رسیده است. بنابراین از یک طرف اینترنت تبدیل به کالای غالب فرهنگی و تفریحی شده و از طرف دیگر شکاف استفاده از آن میان طبقات درآمدی و میان شهر و روستا بهشدت کاهش یافته است. در نتیجه این فرآیند، اختلاف فرهنگی شهر و روستا، و فقیر و غنی کاهش یافته است و علاوه بر ایجاد وابستگی سراسری به اینترنت، یک نوع همگرایی ذهنی نیز در سراسر کشور ایجاد کرده است.
در دادههای مصرف خانوار طی ۱۴سال گذشته یعنی از سال 1390 تا 1403، اینترنت عملا از یک کالای کماهمیت به یک کالای ضروری تبدیل شده است. رشدی که هم از سمت عرضه با گسترش زیرساختها، گوشیهای هوشمند و پلتفرمها اتفاق افتاده و هم از سمت تقاضا با توسعه کسبوکارهای دیجیتال، آموزش، سرگرمی و ارتباطات تغذیه شده و بهتدریج سبد فرهنگی و تفریحی خانوار را بازآرایی کرده است. مصرف اینترنت از ابتدای دهه 90 تاکنون بیش از 30برابر شده است. همزمان، مصرف بسیاری از کالاها و خدمات فرهنگی و تفریحی سنتیتر مثل کتاب، سینما و برخی سرگرمیهای حضوری 35درصد یافته کاهش است. این کاهش صرفا به معنای مصرف کمتر خدمات فرهنگی نیست، بلکه نشانه تغییر شیوه مصرف است. بخشی از خدمات فرهنگی از طریق سرگرمی، یادگیری، تعامل اجتماعی و حتی هویتیابی در بستر اینترنت تامین میشود و اینترنت در این دوره برای طیفی از اقلام فرهنگی و تفریحی نقش جانشین پیدا کرده است.
کاهش شکاف بین شهر، روستا و طبقات درآمدی
مشخصه فرهنگی بنیادین در جوامع مدرن و در ایران، وجود تفاوتهای فرهنگی بسیار زیاد میان جوامع شهری و روستایی از یک طرف و طبقات متوسط درآمدی و طبقات پایینتر از طرف دیگر بوده است. اما بررسی آمارهای منتشرشده در مورد مصرف کالاها و خدمات فرهنگی و همچنین مصرف اینترنت نشان میدهد که این اختلاف فرهنگی، از منظر مخارج مربوط به اینترنت و سایر کالاهای فرهنگی، بسیار کاهش یافته است. از طرفی اینترنت تبدیل به یک جانشین برای خدمات فرهنگی سنتیتر شده است و از طرف دیگر شکاف مصرف اینترنت بین خانوار شهری و روستایی و بین طبقات مختلف درآمدی بسیار کاهش یافته است. در سال1403 میانگین هزینههای اینترنت به تنهایی تقریبا برابر با تمام هزینههای فرهنگی و تفریحی دیگر خانوار شده است که به معنای تبدیل اینترنت به کالا و بستر غالب فرهنگی است. موازی با غلبه فرهنگی اینترنت در کل کشور، نسبت مصرف اینترنت خانوار شهری به خانوار روستایی از 10.8برابر در سال1392 به 1.64برابر در سال1403 رسیده است. همچنین نسبت مصرف اینترنت دو دهک بالای درآمدی به دو دهک پایین از 48برابر در سال1392 به 2.4برابر در سال1403 رسیده است. این آمارها نشان میدهد نوعی همگرایی ذهنی و فرهنگی و برابری فرصتها در دسترسی به خدمات فرهنگی اینترنتی، در ایران رخ داده است.
کاهش شدید نسبت مصرف اینترنت شهری به روستایی و کاهش شدید نسبت مصرف اینترنت دو دهک بالا به دو دهک پایین، یعنی اینترنت از منظر دسترسی و مصرف، بسیار عمومیتر شده است. در چارچوب اقتصاد رفاه، اینترنت میتواند یک کالای توانمندساز باشد که سرمایه انسانی را افزایش میدهد. دسترسی برابر به اطلاعات، آموزش، بازارها، شبکهها و خدمات عمومی میتواند بخشی از شکاف فرصتها میان خانوارها را کاهش دهد و موجب برابری بیشتر فرصتها شود. با قطعی اینترنت بینالملل در ایران این خطر وجود دارد که شکافهای فرهنگی و نابرابری در فرصتها دوباره افزایش یابد. خانوارهای پردرآمدتر و خانوارهایی که در شهرها زندگی میکنند دسترسی بیشتری به کالاها و خدمات سنتی تر فرهنگی دارند و همین موضوع میتواند نابرابری گذشته را بازتولید کند.

تغییر ماهیت و نقش «انتظارات» در اقتصاد
بررسیها نشان میدهد در سالهای اخیر، اینترنت در عمل به یک زیرساخت نرم برای تولید و توزیع اطلاعات اقتصادی تبدیل شده است. زیرساختی که هزینه دسترسی به خبر، قیمت، روایت و تجربه دیگران را به نزدیک صفر رسانده و به همین دلیل، سرعت تبدیل سیگنال به باور عمومی را بالا برده است. با رشد شدید مصرف اینترنت و همگرایی شهر و روستا و دهکهای بالا و پایین از این منظر، نقش «انتظارات» در اقتصاد ایران نه تنها پررنگتر شده، بلکه سازوکار شکلگیری و انتقال آن نیز همگنتر شده است. در گذشته، انتظارات تورمی یا ارزی بیشتر از مسیر تجربه شخصی، شبکههای محلی و رسانههای محدود شکل میگرفت و طبیعتا ناهمگنتر و کندتر بود. اما وقتی اینترنت فراگیر میشود، روایتها ملیتر میشوند و فاصله زمانی بین وقوع یک خبر یا حتی یک شایعه تا واکنش اقتصادی کاهش مییابد. بنابراین کاهش شکاف مصرف اینترنت بین شهر و روستا و بین طبقات، بهطور طبیعی به کاهش شکاف در انتظارات هم منجر میشود. گروههایی که قبلا دیرتر و با شدت کمتر وارد چرخه انتظارات میشدند، حالا تقریبا همزمان و همجهت با دیگران میتوانند واکنش نشان دهند.
این تحول، وزن انتظارات ثانویه را هم بالا میبرد؛ منظور از این نوع از انتظارات این است که مردم نه تنها درباره آینده متغیرهای اقتصادی فکر میکنند، بلکه درباره واکنش دیگران نسبت به آینده هم فکر میکنند. در اقتصادی مثل ایران که رفتارهای جمعی در بازارهای دارایی و کالا اهمیت زیادی دارد، اینترنت این پدیده را تقویت میکند. افراد دائما در معرض اطلاعاتی مثل افزایش لحظهای قیمتها، شکل گیری صفها، موجهای خرید یا روایتهایی که از «همه دارند میخرند» و «همه دارند میفروشند» قرار میگیرند. این سازوکار، انتظارها را خود تقویتشونده میکند، اگر یک روایت جا بیفتد که تورم بالا میرود، اینترنت احتمال هماهنگی رفتاری را زیاد میکند و همین هماهنگی میتواند تورم را واقعا تشدید کند یا جهش ارزی ایجاد کند. همچنین اگر روایتی از بهبود وضعیت تورم در اقتصاد کشور، در میان عموم افراد غالب شود، واکنش مثبت بین مردم، از هماهنگی بیشتری برخوردار خواهد بود. بنابراین اینترنت همگرایی ذهنها و رفتارهای جمعی را افزایش داده و اقتصاد را نسبت به شوکهای انتظارات حساستر کرده است.

کدام گروهها از قطعی اینترنت بیشتر نارضایتی دارند؟
آخرین نظرسنجی در رابطه با میزان مصرف اینترنت در کشور نشان میدهد. به طور متوسط افراد بالای ۱۵سال کشور در یک شبانهروز، 2ساعت و 8دقیقه از شبکهها و رسانههای اجتماعی استفاده میکنند. در شهریورماه امسال، مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) در یک طرح نظرسنجی به بررسی «مصرف شبکهها و رسانههای اجتماعی مردم ایران» پرداخته است. یافتههای این نظرسنجی نشان میدهد 13.7درصد افراد بالای ۱۵سال کشور اصلا از شبکهها و رسانههای اجتماعی استفاده نمیکنند و 44.3درصد مردم، در شبانهروز یک تا دو ساعت از شبکهها و رسانههای اجتماعی استفاده میکنند.
طبق نتایج تحلیلی، با افزایش سن مدت زمان استفاده از رسانههای اجتماعی کمتر میشود. افراد در گروه سنی 15 تا 29سال بهطور میانگین 3ساعت و 8دقیقه در شبانهروز از شبکهها و رسانههای اجتماعی استفاده میکنند. این زمان برای افراد 30 تا 49سال 2 ساعت و 16دقیقه و برای افراد بالای 50سال یک ساعت است. از سوی دیگر، افراد با تحصیلات بالاتر، مدت زمان بیشتری از این شبکهها و رسانههای اجتماعی استفاده میکنند. افراد با تحصیلات دانشگاهی ۲ساعت و 38دقیقه در شبانهروز از شبکهها و رسانههای اجتماعی استفاده میکنند. این عدد برای افراد با تحصیلات دیپلم 2ساعت و ۱7دقیقه و برای افراد با تحصیلات کمتر از دیپلم یکساعت و ۲۴دقیقه است. همچنین، افراد ساکن در مناطق روستایی مدت زمان کمتری از رسانههای اجتماعی استفاده میکنند. به بیان دیگر، مدت زمان استفاده از رسانههای اجتماعی در مناطق روستایی برابر یکساعت و 33دقیقه است. به این ترتیب میتوان گفت، قطعی اینترنت، در میان مصرفکنندگان شخصی، احتمالا نارضایتی بیشتری را در میان جوانان و اقشار تحصیلکرده و ساکنان شهرها ایجاد میکند.
بهنظر میآید در این شرایط سیاست عمومی باید کیفیت و پایداری اتصال را حفظ کند و سعی کند مهارتهای دیجیتال و سواد رسانهای برای تبدیل مصرف اینترنت به سرمایه انسانی و کاهش آسیبهای رفتاری را افزایش دهد. علاوه بر این سیاستگذار فقط با ابزارهای پولی و مالی مواجه نیست؛ با تفسیر اجتماعی آن ابزارها هم مواجه است. هر تصمیم یا حتی هر شایعه درباره تصمیم، قبل از آنکه در واقعیت اثر بگذارد، در فضای آنلاین تفسیر میشود و همین تفسیر میتواند مسیر رفتار مصرفی، پسانداز، و ترجیح داراییها را تغییر دهد. بنابراین مدیریت اقتصاد کلان بیش از گذشته به مدیریت اعتبار، انسجام پیامرسانی و کاهش عدمقطعیت وابسته شده، زیرا سرعت گردش روایتها و دسترسی به آنها بالا رفته است.