محمدرضا باهنر درباره مکانیزم اصلی نیروهای جریان اصولگرایی برای همگرایی گفت: «شاجا» شورای ائتلاف جریان اصولگرایی الان محور کار است و هدفش هم وحدت صددرصدی است. چشم اندازش این است. اما تجربه در دوره های مختلف نشان داده که نهایتا ۸۰ درصد موفق می شویم، تلاشمان این است که همه همیشه زیر یک چتر باشیم. جبهه پایداری را نمی دانم چگونه و چه اعلام کرده است اما قاعدتا محور وحدت نمی تواند باشد. البته از این مجموعه هم دعوت کرده اند اما تا آنجا که من اطلاع دارم به شاجا نپیوسته ولی اگر تلاش کنند و بیایند ما تشکر و استقبال می کنیم.

وی افزود: اینکه جامعه روحانیت یا ما یا آقای لاریجانی دنبال یک جریانی هستیم، اینطوری هم نیست. واقعیت قضیه ممکن است اختلاف نظراتی وجود داشته باشد، جامعه روحانیت که با خود سخنگوی جامعه روحانیت و با دبیرکل جامعه روحانیت می توانید مذاکره و صحبت کنید. تا آنجا که ما صحبت کرده ایم، آنها می گویند «فقط می خواهیم به وحدت اصولگرایی کمک کنیم». اینکه بخواهند یک جریان جدید و مقابلی راه بیندازند، کلا گفته اند ما این اراده را نداریم اما اگر جریان اصولگرایی، همین جریان حاضر باشند که ما برای وحدت بیشتر و وحدت حداکثری کمکشان کنیم، این تلاش را خواهیم کرد.

اهم اظهارات دبیر کل جبهه پیروان خط امام و رهبری به شرح زیر است: 

* الان شاجا تا آخرین جلساتی که من می‌رفتم حدود شاید ۲۰ نفر هستند ولی شاید این اضافه شود. البته یک دبیرخانه ای تاسیس شده که دارد کارهایش را انجام می دهد و کار را جلو می برد. این شورا، شورای مشورتی و هیات امنایی است. دبیر آن جلسه آقای سروری است که انتخاب شده ولی دوستان آنجا دارند فعالیت می کنند.

 

* نقد ما به شاجا این است که اینها یکسری از نیروهای اصولگرا که الان می خواهند با دولت کار کنند، را کمتر قبول دارند. مثل تیپ اقای لاریجانی که بالاخره کاملا در جریان اصولگرایی تعریف می شود. ولی اینها از آن طیف دعوت نکردند که باید تلاش کنیم ان شاءالله حل شود.

* (درباره احساس تکلیف ناطق نوری برای انتخابات مجلس): در رسانه ای از من پرسیدند آقای ناطق می آیند؟ ما گفتیم «بارها و بارها با ایشان صحبت کردیم و ایشان گفته اند من احساس تکلیف نمی کنم». بعضی ها می گویند در صورتی ایشان بیایند که بتوانند در جریان اصولگرایی باشند اما ما می گوییم که اصلا «در صورتی» ندارد. بالاخره آقای ناطق ذاتا یکی از سرمایه های جریان اصولگرایی است. اما متاسفانه من هم دیگر ناامید هستم. ایشان به هیچ وجه الان قصد ورود به جریانات سیاسی را ندارند.

یک عده به شدت علیه لاریجانی کار می کنند

*(درباره ورود لاریجانی به انتخابات مجلس): ایشان دارند برآورد می کنند. البته در قم محبوبیت های خوب و زمینه های مناسبی دارند. البته یک عده هم به شدت بر علیه ایشان دارند کار می کنند. در تهران هم بستگی دارد مجموعه ای که لیست تهران را می بندند، نظرشان چگونه باشد. البته قبل از همه اینها نظر شخص خودشان است. تا آنجا که اطلاع دارم ایشان دوره گذشته هم قصد ورود به انتخابات را نداشتند. عملا به ایشان تکلیف شد که آمدند.

* آقای قالیباف می خواهد در انتخابات مجلس فعال باشد نه اینکه خودش کاندیدا شود. من اینطور برداشتی نکردم. در همین شورای ائتلاف ایشان هست و تا آنجایی هم که من اطلاع دارم اصلا ایشان قصد این را ندارد که یک جریان جدید را به وجود بیاورد. تلاشهایی که ایشان دارد می کند، در هماهنگی با همین جریان جامع اصولگرایی است و من هم نه از متن و نه از پشت پرده اینطور چیزی را برداشت ندارم که ایشان خودش می خواهد کاندیدای مجلس شود. ایشان می خواهد یک جریانی را تقویت کند که به مجلس بروند.

* اگر قرار باشد جبهه پایداری بگوید که رئیس مجلسم فلانی است. جامعه اسلامی مهندسین بگوید نخیر، بهمانی است. موتلفه بگوید که نخیر نفر سوم است این می شود اختلاف. ما باید انتخابات مجلس را مدیریت کنیم. انتخاب رئیس مجلس به عهده نمایندگانی است که انتخاب می شوند.

* احمدی نژاد اوایل دولتش گفت «ما دنبال اصولگرایان ناب می گردیم». عذر می خواهم که این مثال را می زنم ولی شما هرچه بخواهید ناب تر انتخاب کنید، گزینه ها محدودتر می شوند. بگویید ما می خواهیم تمام اصولگرایانی که معصوم هستند را پیدا کنیم. تمام دنیا را هم که بگردید ممکن است یک نفر را پیدا کنید. یک موقع می گویید فرض بفرمایید می خواهید آدم هایی که قابل قبول هستند و می توان روی آنها اسم مومن قرار داد، دست پاک و چشم پاک و تکلیف مند هستند، انتخاب کنیم، در این صورت خیلی آدم ها پیدا می شوند. البته یکی هم ممکن است خیلی تکلیف مند باشد و خیلی هم اهل زهد و تقید باشد اما نشود برایش رای جمع کرد. این در انتخابات کاربری ندارد. همانطور که عرض کردم باز هم تکرار می کنم که این طور آدم ها در انتصابات ها حتما جایگاه دارند. وقتی یک وزیر می خواهد ۲۰ تا استاندار انتخاب کند باید قوی ترین، متدین ترین را انتخاب کند. چون دیگر رای نمی خواهد ولی وقتی می خواهید یک نماینده انتخاب کنید حتما باید رای داشته باشد.

* اگر زمینه مناسبی پیدا شود سعید جلیلی حتما کاندیدا می شوند.

کسی برای نیامدن پایداری عزا نمی گیرد

*16 میلیون آدمی که به آقای رئیسی رای دادند، چندین اتفاق افتاد که این 16 میلیون جمع شد. یکی از اتفاقات مهمش جمنا بود. یعنی خود جمنا بالاخره یک تلاشی کرد و یک مجموعه عظیمی از آدم ها را با همدیگر حرکت داد. خیلی سوال طبیعی است. مثلا اگر همان زمان آقای رئیسی، آقای قالیباف هم می ماند و کنار نمی رفت، دیگر قطعا آقای رئیسی 16 میلیون رای نمی آورد و آقای قالیباف هم نمی توانست 16 میلیون رای بیاورد. به این 16 میلیون رای، حداکثر دو میلیون رای اضافه و این عدد بین دو نفر تقسیم می شد. کمااینکه در سال 92 هم همین اتفاق افتاد. چهار تا کاندیدای منتسب اصولگرایی بودند. آقای قالیباف، آقای ولایتی، آقای رضایی و آقای جلیلی بودند و هر کدامشان حدود سه، چهار میلیون رای آوردند. این که شما می فرمایید تمام آرای آقای رئیسی پشت سر یک نفر جمع شود، بستگی دارد که چه تشکیلات و چه مجموعه ای پشت سر یک آدم آیا جمع شوند؟ عرضم این است و باز هم تکرار می کنم اصلا انتخابات مجلس با انتخابات ریاست جمهوری فرق می کند. در انتخابات مجلس باید ۲۹۰ تا نماینده را به مجلس فرستاد. انتخاب رئیس مجلس قبل انتخابات هم معنا ندارد. اگر همین الان ما بگوییم «فلانی رئیس ماست، آی ملت! تمام دنیا و کشور بدانید که رئیس مجلس ما آقای فلانی است». این رای ریز است و نیاز نیست اول گفته شود. آن موقع که ان شاءالله مجلس خوبی شکل گرفت، خود مجلس بلد است که رئیسش را انتخاب کند.

* ( در پاسخ به اینکه اگر پایداری به جمع شورای وحدت نپیوندد، شاجا عزا می گیرد): ما تلاشمان وحدت صد درصدی است. باز هم دارم برایتان تکرار می کنم. ما همیشه چشم اندازمان صددرصد است اما بعضی موقع ها هم هفتاد درصد شده. هیچ موقع هم عزا نمی گیریم. مجلس ختم هم نمی گیریم. پایداری باید خودش تصمیم بگیرد که می خواهد در این مجموعه شرکت کند یا نکند. اما اگر پایداری فکر کند که خودش جدا یک مغازه باز کند مثلا می تواند توفیق داشته باشد، حتما به جریان اصولگرایی ضربه می زند ولی نتیجه اش هم توفیق پایداری نخواهد بود.

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.