پیش بینی یک دهه بحرانِ کسبوکارها/ خالقی: احتمال جنگ سوم با شدت بیشتر وجود دارد
هرچند طی روزهای اخیر گمانهزنیهایی درباره آتشبس ۶۰ روزه، کاهش تنشها و شکلگیری توافقات موقت مطرح شده، اما هنوز نشانهای از بازگشت ثبات پایدار به فضای سیاسی و اقتصادی کشور دیده نمیشود. همین وضعیت باعث شده بسیاری از تصمیمهای اقتصادی، از سرمایهگذاریهای جدید گرفته تا توسعه کسبوکارها و حتی تصمیمات مصرفی خانوارها، در حالت انتظار باقی بماند.
نسترن رفیعی در اقتصادنیوز نوشت: در چنین شرایطی، اقتصاد بیش از هر چیز با مسئله «تعویق تصمیمگیری» مواجه است؛ پدیدهای که میتواند آثار خود را در بازار ارز، سرمایهگذاری، اشتغال و رشد اقتصادی نشان دهد.
در این میان، برخی کارشناسان معتقدند حتی اگر تنشها بهطور موقت فروکش کند، اقتصاد ایران همچنان با چالشهای ساختاری و ریسکهای انباشتهای روبهرو خواهد بود که مسیر خروج از بحران را دشوار میکند.
اقتصادنیوز در گفتوگو با امیرحسین خالقی، اقتصاددان، ابعاد مختلف این وضعیت و پیامدهای آن برای بخش خصوصی و اقتصاد کشور را بررسی کرده است.
مشروح گفتوگوی اقتصادنیوز را در ادامه میخوانید.
****
*آقای خالقی! اکنون بیش از ۱۰۰ روز است که از آغاز جنگ گذشته و فضا همچنان مبهم است. در این میان، احتمال تداوم یک آتشبس و تفاهم موقت ۶۰ روزه نیز مطرح شده است. به نظر شما این فضای بلاتکلیفی چه تأثیری بر تصمیمات سرمایهگذاری، بخش تجارت، تولید و برنامهریزی بنگاههای اقتصادی دارد؟ همچنین برای ارزیابی دقیقتر اثرات این شرایط بر اقتصاد ایران، به نظر شما کدام شاخصها و متغیرهای اقتصادی باید بیش از سایر موارد مورد توجه قرار بگیرند؟
این وضعیتی که اکنون احتمالاً در آن هستیم، اگر ادامه پیدا کند، باعث میشود یک «نرمال جدید» یا وضعیت عادیِ جدید شکل نگیرد. این به معنای ایجاد حالتی است که در آن تصمیمها، اعم از سرمایهگذاری، نیروی انسانی و موارد دیگر، تا زمانی که این نرمال جدید شکل بگیرد، به تعویق میافتند. تصور من این است که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند و برای مدت طولانی تعیین تکلیف نشود، آن زمان است که تازه اثرات این سیلی را که بارش آن از مدتها پیش آغاز شده است، خواهیم دید.
در این چارچوب، طبیعتاً در ارتباط با مراوده با خارج که پیشتر نیز آثار آن در قیمت دلار خود را نشان داده بود، احتمالاً باید اثرات آن را در نرخ ارز نیز مشاهده کنیم. همینطور در حوزه سرمایهگذاریهای جدید که نیازمند شکلگیری یک تصویر روشن هستند، و نیز در تصمیمات مصرف و سایر حوزهها. به همین جهت میخواهم عرضم را خلاصه کنم؛ کل ماجرا این است که وقتی آن به اصطلاح «نرمال جدید» شکل نگیرد، این حالت بلاتکلیفی ادامه خواهد داشت.
اما درباره اینکه پس از عبور از این وضعیت چه خواهد شد، به نظر من اتفاقات مطلوبی در انتظار نیست؛ ما با تداوم تورم و افزایش نرخ ارز در سطوح بالا مواجه خواهیم بود. همچنین آن مشکلات ساختاری اقتصاد که پیش از جنگ نیز وضعیت مطلوبی نداشت، احتمالاً تا حدی وخیمتر خواهد شد.
شرایط جنگی و شبهجنگی، به وضعیت بد اقتصادی پیش از جنگ نیز دامن میزند
*در شرایطی که هزینههای تولید، حمل و نقل، بیمه و تأمین مالی افزایش یافته و همزمان بخشی از بنگاهها با افت درآمد و کاهش تقاضا مواجه شدهاند، مهمترین سیاست برای بقای کسب و کارها چیست؟ چه ابزارها و سیاستهایی میتواند از تعطیلی یا کوچک شدن بنگاهها جلوگیری کند؟
این موقعیتی که اکنون وجود دارد، یعنی شرایط جنگی و شبهجنگی، متأسفانه به وضعیت بد اقتصادی حتی پیش از این جنگ نیز دامن میزند. یعنی ما حتی اگر این جنگ هم اتفاق نمیافتاد، مسائل بسیار جدیای داشتیم که فکر میکنم دیگر همه از آن آگاه هستند و بارها و بارها شنیده شده است؛ از وضعیت تورم گرفته تا بحران بانکی و نظام بانکداری، و همچنین بحث کسری بودجه دولت؛ اینها پیش از این نیز وجود داشت.
چیزی که اکنون در حال رخ دادن است، به نظر من این است که دولت میتواند برخی کمکها را ارائه دهد؛ از جمله کاهش بخشی از هزینههایی که خود دولت دریافت میکند، مانند بخشودگیهای مالیاتی و کاهش هزینه خدماتی که ارائه میدهد. اما واقعیت این است که بیش از هر چیز، آن نکتهای که قبلاً عرض کردم اهمیت دارد؛ یعنی ایجاد وضعیتی که «نرمال» تلقی شود و این احساس شکل بگیرد که از اینجا به بعد، مسائل بدِ قبلی به پایان رسیده و باید تدبیر دیگری اندیشیده شود. این به نظر من بزرگترین اتفاقی است که در حال رخ دادن است.
در حال حاضر نیز میدانیم در شرایطی هستیم که دولت منابع مالی خاصی در اختیار ندارد که بتواند از طریق کمکهای نقدی یا وامهای ارزانتر و مواردی از این دست، اقتصاد را تحریک کند. آنچه به نظر میرسد دولت میتواند انجام دهد، سبکتر کردن بار کسبوکارهاست؛ یعنی تسهیل برخی قوانین و الزامات موجود. این شاید اقدامی باشد که امکان انجام آن وجود دارد، اما با توجه به برآوردها از ظرفیتهای پس از جنگ، به نظر من وضعیت سختی برای کسبوکارها، حداقل حتی تا حدود یک دهه، وجود خواهد داشت و این خبر خوبی نیست.
نگاه اقتصادی پس از رسیدن به حداقل ثبات شکل میگیرد
* اگر همین سناریوی «نه جنگ و نه توافق» به صورت کوتاهمدت در ماههای آینده هم ادامه پیدا کند، مهمترین ریسک روی بخش خصوصی چیست؟ منظورم مشخصاً حوزههای تأمین، عرضه، تجارت خارجی، سرمایهگذاری، صادرات یا کاهش تقاضای داخلی است. دولت و سیاستگذاران برای کاهش این ریسکها چه اقداماتی را باید در اولویت قرار دهند؟
حقیقتش من تصور میکنم اگر بخواهم خیلی ساده عرض کنم، اقتصاد و نگاه اقتصادی اساساً پس از رسیدن به درجاتی از ثبات شکل میگیرد. ما در طی این سالها همواره با بیثباتی و ریسک مواجه بودهایم؛ بهگونهای که هر روز امکان وقوع تحریم جدید یا رخدادهای مشابه وجود داشته است. در طی یک سال اخیر نیز، ریسک موشک و تخریب فیزیکی به این مجموعه اضافه شده است. وقتی درباره شرایطی صحبت میکنیم که هر لحظه امکان بروز درگیری وجود دارد و کسبوکارها ممکن است بهلحاظ فیزیکی آسیب ببینند، دیگر واقعاً جایی برای مفاهیمی مانند کارایی، بهرهوری و موارد مشابه باقی نمیماند.
نگاه اقتصادی پس از رسیدن به حداقل ثبات شکل میگیرد؛ به همین جهت، این وضعیت را میتوان یکی از بدترین شرایطی دانست که میتوان انتظار آن را داشت، زیرا در چنین فضایی همه تصمیمات اقتصادی به تعویق میافتد تا وضعیت روشنتر شود. در نتیجه، سرمایهگذاری تولیدی به حداقل میرسد و آن وضعیت بیکاری گستردهای که پیشتر نیز در اقتصاد ایران وجود داشت، احتمالاً بار دیگر تشدید میشود و یک چرخه مخرب شکل میگیرد.
به نظر من، عبور سریعتر از این مرحله «نه جنگ و نه صلح» بسیار حیاتی است. ما در سالهای گذشته نیز چنین وضعیتی را تجربه کردهایم، اما اکنون این وضعیت به سطحی بهشدت فلجکننده رسیده است؛ بهگونهای که واقعاً مشخص نیست چه باید کرد.
سیگنالهایی که از سوی کارشناسان و اهل فن نیز ارائه میشود، این موضوع را تأیید میکند که باید از این پیچ و مرحله حساس عبور کرد و سپس دید شرایط به چه سمت میرود. حتی در چنین فضایی، سیاستگذاری نیز تا حد زیادی موضوعیت خود را از دست میدهد و شرایط بسیار خاص است.
احتمال وقوع تنش نظامی سوم
البته این صرفاً یک نظر شخصی است؛ من تصور نمیکنم این وضعیت بهسادگی و با هزینه کم برای کشور قابل عبور باشد. بهنظر میرسد احتمال وقوع یک برخورد نظامی جدیتر نیز وجود دارد که متأسفانه میتواند بهمراتب مخربتر از آن چیزی باشد که در دو درگیری اخیر مشاهده شده است. در یک سال گذشته شاهد دو برخورد بودهایم و با احتمال بالا، درگیری سومی نیز رخ خواهد داد و اینبار با شدت بیشتر. برخلاف برخی اخبار این روزها درباره توافق، من گزینه محتملی برای یک توافق پایدار در این سطح نمیبینم؛ چرا که هر دو طرف خود را پیروز میدانند و بهنظر میرسد برای رسیدن به توافق جدید، نیاز به یک تحول یا رخداد دیگر وجود دارد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.