آیا «اسپارتای کوچک یمن» میتواند موازنه قوا را تغییر دهد؟
«تیپ غولها» علیه حوثیها
پیشگامان این عملیات زمینی، «تیپهای العمالقه جنوب» هستند. «جورجیو کافیهرو» در گزارش دیروز شنبه در المانیتور نوشت، این تیپ از دل مقاومتهای محلی در برابر پیشروی حوثیها شکل گرفته و ریشه در جنبش سلفی یمن دارند. «محمد الباشا»، بنیانگذار موسسه مشاوره ریسک «گزارش باشا» (مستقر در ایالات متحده)، به «المانیتور» گفت: «بسیاری از جنگجویان این گروه در جریان پیشروی حوثیها از مناطق شمالی و جنوبی یمن رانده شدند و در ابتدا در قالب نیروهای مقاومت محلی سازماندهی مجدد شدند. شکلگیری اولیه این نیرو به شکلی که امروز میشناسیم، از حدود سال۲۰۱۶ آغاز شد؛ زمانی که این جنگجویان بهتدریج در قالب یگانهای بزرگتر و تحت لوای ائتلاف به رهبری عربستان سازماندهی شدند.» او خاطرنشان کرد که این گروه نقشی حیاتی در بازپسگیری حدود ۸۰مایل از نوار ساحلی دریای سرخ در جنوب یمن در سال۲۰۱۸ ایفا کرد.
از آن زمان، «تیپهای العمالقه» در عملیاتهای متعددی در استانهای شبوه، ابین، البیضا و لحج مشارکت داشته و بارها بهعنوان «نوک پیکان» حملات زمینی ائتلاف عمل کردهاند. «توماس جونو»، استاد دانشکده تحصیلات تکمیلی امور عمومی و بینالملل دانشگاه اتاوا، میگوید: «این تیپ یکی از کارآمدترین نیروهای رزمی در ائتلافِ نه چندان منسجمِ ضد حوثی محسوب میشوند.» او این گروه را نیروهایی با آموزش و رهبری عالی توصیف کرد که در مقایسه با بسیاری دیگر از یگانهای همسو با دولت، از زنجیره فرماندهی حرفهایتر و منسجمتری برخوردارند. «عبدالخالق عبدالله»، تحلیلگر سیاسی ساکن دبی، نیز این نیروها را «اسپارتای کوچک یمن» نامید. شهرت این تیپ به دلیل کارآمدی در میدان نبرد، آنها را به گزینهای همیشگی برای پیشگامی در حملات تحت حمایت ائتلاف تبدیل کرده است. «عبدالرحمن المَحرَمی»، مشهور به «ابو زرعه»، عضو «شورای رهبری ریاستجمهوری» است که در کانون ساختار نظامی و سیاسی این تیپ قرار دارد.
الباشا خاطرنشان کرد: «المحرمی همچنین فرماندهی نیروهایی را بر عهده دارد که هوادارانش مجموعا آنها را «نیروهای مسلح جنوب» مینامند؛ نیرویی که بخش عمدهای از نیروهای زمینی پیشین تحت حمایت «شورای انتقالی جنوب» را دربرمیگیرد.»
اینکه آیا نیروهای همسو با دولت قادر به حفظ دستاوردهای اخیر خود باشند، همچنان پرسشی بیپاسخ است. به گفته جونو، نباید تصور کرد بازپسگیری مناطق اطراف «مخا» و «بابالمندب» نشاندهنده تغییری بنیادین در ماهیت این مناقشه است. به اعتقاد جونو، حتی اگر گروههای همسو با دولت موفق به تثبیت دستاوردهای خود شوند، بعید است که این امر تغییر چشمگیری در موازنه قوا در داخل یمن یا توانایی حوثیها برای اخلال در تردد دریایی در بخش جنوبی دریای سرخ ایجاد کند. مشکل گستردهتری که «تیپهای العمالقه» با آن روبهرو هستند،
این واقعیت است که کارآمدی آنها در میدان نبرد، اختلافات عمیق میان اردوگاه مخالفان حوثی را حلوفصل نمیکند. همانطور که جونو اشاره کرد، حوثیها سالهاست که از رقابتها و تنشهای موجود میان نیروهای مختلف مخالف خود بهرهبرداری کردهاند. علاوه بر این، اگرچه حوثیها در جنوب غربی تحت فشار قرار گرفتهاند، اما اخیرا در اطراف «تعز» (سومین شهر بزرگ یمن) پیشرویهایی داشتهاند؛ موضوعی که دشواریِ تبدیلِ پیشرفتهای مقطعی در یک بخش از میدان نبرد به یک موفقیت راهبردی فراگیر را برجسته میسازد. «تیپهای غولها» از جمله نیروهایی بودند که سالها تحت حمایت گسترده امارات قرار داشتند؛ اما با تشدید تنشها میان عربستان و امارات در دسامبر۲۰۲۵ و ژانویه۲۰۲۶، این گروه به ریاض نزدیکتر شد و حمایتهای بیشتری را از سوی عربستان پذیرفت. جونو انتظار ندارد که عملیات «فجر یمن» به شکست حوثیها یا «آزادسازی» صنعا منجر شود. پیشرویهای «تیپهای غولها» در امتداد ساحل غربی میتواند حائز اهمیت باشد؛ اما توانایی آنها در وارد کردن تلفات به حوثیها لزوما به این معنا نیست که این دستاوردهای تاکتیکی میتوانند به یک مزیت راهبردی پایدار بدل شوند.