چرا در روسیه وسواس نظرسنجی وجود دارد؟
جامعهشناسی انتخابات در عصر پوتین
شاید عجیب به نظر برسد که حکومتهای مستبد با وجود توانایی در سرکوب مخالفان و تغییر قوانین، انرژی و منابع هنگفتی را صرف نظرسنجی و نمایشهای انتخاباتی میکنند. «سرویس حفاظت فدرال روسیه» (F.S.O) بخش جامعهشناسی ویژهای برای نظرسنجیهای محرمانه دارد، نهادهای دولتی نظیر «وتسیوم» بودجههای کلانی دریافت میکنند و مقامات ارشد کرملین سخنان مردم را در فضای آنلاین و شهرها تحلیل میکنند. با این حال، دانشمندان علوم سیاسی معتقدند تسلط بر افکار عمومی و میتینگ انتخاباتی ابزارهایی حیاتی برای بقای رژیمهای خودکامه هستند.
یکی از دلایل اصلی توجه دیکتاتورها به افکار عمومی، درک مفهوم «دوراهی دیکتاتور» است؛ نظریهای که «رونالد وینتروب» مطرح کرد. از آنجا که حکومتهای استبدادی بر پایه ترس حکمرانی میکنند، افکار واقعی جامعه معمولا پنهان میماند. «تیمور کوران» این پدیده را «تحریف ترجیحات» مینامد؛ به این معنا که هرچه سرکوب افزایش یابد، مردم کمتر تمایل دارند دیدگاههای واقعی خود را ابراز کنند. این مساله رژیمها را در برابر شوکهای ناگهانی و ناپایداریهای غیرمنتظره آسیبپذیر میکند. همچنین دادههای تاریخی نشان میدهند بیشتر حاکمان خودکامه پس از جنگ جهانی دوم نه با قیامهای مردمی، بلکه از طریق کودتاهای درونگروهی توسط نخبگان و اطرافیان خود برکنار شدهاند. بنابراین، سنجش واقعی جامعه به حاکم کمک میکند تا تهدیدهای داخلی نوظهور را پیش از بحرانی شدن شناسایی کند؛ همانطور که رشد غیرمنتظره محبوبیت حزب ضد جنگ «یابلوکو» در نظرسنجیها موجب شد دیوان عالی روسیه نام آن را از انتخابات حذف کند.
عامل دیگر، قدرت «محبوبیت ادراکشده» یا نمایش محبوبیت است. طبق آزمایشهای روانشناسی «سولومون اش» درباره «همنوایی»، هنگامی که افراد تصور کنند اکثریت جامعه از یک رویکرد یا رهبر حمایت میکنند، احتمال همراهی آنها بهشدت افزایش مییابد. «سرگئی گوریف» اشاره میکند که ارائه نظرسنجیهای نشاندهنده محبوبیت بالا، قدرت پوتین را در برابر زیردستان و نخبگان سیاسی تقویت میکند؛ زیرا او میتواند ادعا کند تنها فرد دارای پایگاه محبوبیت مردمی است و بدون او نظام فرو میریزد. این پرستیژ عمومی باعث میشود مخالفان داخلی و نخبگان قدرت پیش از هرگونه اقدام برای تصاحب قدرت، تجدید نظر کنند.
علاوه بر این، سرکوب عریان و مداوم بسیار پرهزینه و دشوار است. همانطور که «مارتین دیمیتروف» میگوید: هیچ حاکمی نمیتواند صرفا با ابزار خشن امنیتی حکومت کند. جلب حمایت واقعی یا القای حس رضایت عمومی، فشار بر دستگاههای امنیتی را کاهش میدهد. پژوهشهای «سرگئی گوریف» و «دنیل تریسمن» نشان میدهد با اینکه روسیه پس از تهاجم به اوکراین در سال۲۰۲۲ از یک «دیکتاتوری مبتنی بر مدیریت افکار عمومی» به «دیکتاتوری مبتنی بر ترس» تغییر ماهیت داده، اما بقایای ساختارهای پیشین همچنان حفظ شدهاند. در نهایت، انتخابات بهعنوان یک آیین سیاسی، زیربنای مشروعیت رژیم را تشکیل میدهد. برخلاف پادشاهیها که مشروعیت موروثی دارند یا رژیمهای ایدئولوژیک، حکومت پوتین بر پایه این ادعا استوار است که «روسها او را انتخاب کردهاند». به گفته «اورا جان رویتر»، حکومتهای خودکامه منبع مشروعیت جایگزینی ندارند و برگزاری انتخابات برای آنها یک ضرورت سازمانی است. انتخابات ابزاری برای آزمودن توانایی بوروکراسی و نخبگان در ساماندهی سلسلهمراتب قدرت درون حزب حاکم است.
با این حال، برگزاری انتخابات مهندسیشده با چالشهایی همراه است. به گفته «تیموتی فرای»، حکومتها با یک دوگانه مواجهند: «تقلب بیش از حد» نشاندهنده ضعف رژیم است و «تقلب کم»، خطر از دست رفتن کنترل را به همراه دارد. از این رو، هدف کرملین مهندسی برنامهریزیشدهای است که پیروزی قاطع را تضمین کند بدون آنکه باورپذیری آن برای جامعه به کلی از بین برود. در نتیجه، سنجش افکار عمومی و اجرای نمایشهای انتخاباتی برای دیکتاتورها نه یک اقدام تشریفاتی، بلکه مکانیسمی حیاتی برای ارزیابی تهدیدهای، مهار نخبگان و حفظ ثبات حکومت است.