چگونه شهر کوچک میکرفیلد در شمال بریتانیا میتواند استارمر را به زیر بکشد؟
شورش «پادشاه شمال» علیه وستمینستر
«ایسی رونالد» در گزارش دیروز چهارشنبه در سیانان نوشت، برنهام ماههاست که برای یک کرسی بالقوه در نزدیکی منچستر حلقهای تشکیل داده است. در ماه فوریه، هیات حاکمه حزب مانع از شرکت برنهام در یک انتخابات میاندورهای دیگر شد؛ اما از آنجا که سرمایه سیاسی استارمر بیش از پیش تضعیف شده است، وقتی جاش سیمونز، متحد برنهام، ماه گذشته از کرسی خود در حوزه انتخابیه میکرفیلد استعفا داد، او نتوانست کاری انجام دهد. برنهام به سرعت بهعنوان نامزد حزب کارگر انتخاب شد و انتخابات میاندورهای روز پنجشنبه (امروز) را شاید به مهمترین انتخابات میاندورهای در تاریخ بریتانیا تبدیل کند.
اکنون یک حوزه تقریبا ۷۶هزار نفری، سرنوشت نخستوزیر بریتانیا و مسیر آینده حزب کارگر را در دست دارد؛ چراکه بسیاری از بدنه وفادار حزب کارگر معتقدند تنها یک رهبر جدید میتواند شانس لرزان و رو به افول حزب را در انتخابات نجات دهد؛ آن هم در شرایطی که پایگاه رأی سنتی حزب دچار انشقاق شده و بهویژه در حوزههایی مانند «میکرفیلد» که زمانی دژ نفوذناپذیر حزب کارگر بود، به سمت حزب پوپولیست و چپگرای سبز یا حزب پوپولیست و راستگرای افراطی «اصلاح بریتانیا» سرازیر شده است. با وجود همه اینها، نامزدی حزب کارگر در این انتخابات یک مفهوم ضمنی وجودی دارد: اگر برنهام، که اغلب «پادشاه شمال» لقب گرفته است، نتواند رابرت کنیون، نامزد حزب اصلاحات، را در میکرفیلد شکست دهد، امید کمی برای سایر نامزدهای حزب در حوزههای انتخابیه مشابه وجود دارد. چنین ریسک بالایی، این منطقه را که معمولا نادیده گرفته میشود، به مرکز موثر جهان سیاسی بریتانیا تبدیل کرده است. فعالان و نمایندگان مجلس از سراسر کشور برای کمک به جمعآوری رأی آمدهاند و وزرای ارشد دولت از لندن به «شمال» سفر کردهاند تا از این کارزار حمایت کنند و به طور ضمنی از برنهام، که تقریبا متعهد به برکناری استارمر، رئیس فعلیشان، شده است، حمایت کنند. گزارشگر سی ان ان به نقل از ساکنان محلی« برنهام را «پادشاه شمال» مینامد که کنایه از جایگاه بالای او در این منطقه است.
روزنامهنگاران کت و شلوارپوش در یک کافه محلی جمع شده و با تماسهای تلفنی، دفاتر خود در لندن را در جریان آخرین شایعات قرار میدادند و اطلاعاتی در مورد اینکه به نظر آنها چه تعداد از نمایندگان مجلس از جاهطلبیهای رهبری برنهام یا برنامههای او برای رونمایی رسمی از کارزار رهبریاش در صورت پیروزی، در این انتخابات حمایت میکنند، رد و بدل میکردند. در بیرون از ردیفی از مغازهها در مرکز شهر «اشتون-این-میکرفیلد»، فعالان ضد اصلاحات و طرفدار حزب کارگر، ساکنان خسته را برای صحبت در مورد سیاست متوقف میکنند. با این حال، در خارج از شهر «اشتون» - که به دلیل خطوط راهآهن متصل به لندن و تردد بالای جمعیت، توجه روزنامهنگاران را به خود جلب کرده است - زندگی در دیگر شهرهای کوچکی که این حوزه انتخاباتی را تشکیل میدهند، کمابیش مثل همیشه جریان دارد. در این مناطق، تنها گله و شکایت ساکنان از حجم انبوه بروشورهای تبلیغاتیِ روانه شده به خانههایشان و تعداد اندکی تابلوی تبلیغاتی که از پشت پرچینها و پنجرههای اتاقهای نشیمن سرک کشیدهاند (و شعارهایی چون «به اندی رأی دهید»، «میکرفیلد به حزب اصلاحات نیاز دارد» یا «بریتانیا را احیا کنید» را فریاد میزنند)، از اهمیت حیاتی انتخاباتی که در اینجا در حال برگزاری است، حکایت دارد.
انتخابات میاندورهای معمولا به دلیل توانایی در ایفای نقش پیشاهنگی و ارائه تصویری ناقص از ترجیحات رأیدهندگان بین انتخابات عمومی، مهم هستند. آنها معمولا وسیلهای برای انتخاب نخستوزیران نیستند. اما این دوران، دوران فوقالعادهای در سیاست بریتانیا است. از زمانی که استارمر تقریبا دو سال پیش با پیروزی قاطع حزب کارگر به قدرت رسید، در مارپیچ نزولی عدم محبوبیت گرفتار شده که اکنون، سرانجام، به نظر میرسد که به پایان رسیده است.