قدرت نرم چین با ابزار اسنوکر

گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- محمد امین مکرمی: در سال‌های اخیر، رقابت میان چین و آمریکا از سطح اقتصاد و فناوری فراتر رفته و به عرصه‌ای رسیده که شاید کمتر قابل اندازه‌گیری باشد و آن قدرت تصویر و نفوذ فرهنگی است. در این میدان، چین به‌تدریج در حال خروج از سایه‌ای است که سال‌ها مانع از تبدیل شدنش به یک بازیگر جذاب در افکار عمومی جهانی شده بود. آنچه امروز دیده می‌شود، نه صرفا رشد اقتصادی یا نظامی، بلکه شکل‌گیری تدریجی یک قدرت نرم در حال گسترش است که از مسیرهای غیرمنتظره‌ای پیش می‌رود.

نمونه‌های این تغییر را می‌توان در حوزه‌هایی دید که ذاتا سیاسی نیستند. در ورزش اسنوکر، حضور بازیکنان جوان چینی در سطح جهانی و تبدیل شدن این رشته به یک پدیده محبوب در چین، تنها یک موفقیت ورزشی نیست، بلکه نشانه‌ای از گسترش نفوذ فرهنگی این کشور است. پیوند میان شهرهایی مانند شفیلد و موج علاقه‌مندی در چین نشان می‌دهد که چگونه شبکه‌های فرهنگی می‌توانند مرزهای سنتی قدرت را جابه‌جا کنند.

براساس مقاله‌ای از فایننشال تایمز، چین سال‌ها در رقابت فرهنگی با کشورهایی مانند آمریکا، ژاپن و کره‌جنوبی عقب‌تر به نظر می‌رسید. در حالی که ژاپن با مانگا و کره‌جنوبی با کی‌پاپ توانسته بودند جریان‌های فرهنگی جهانی خلق کنند، چین بیشتر با تصویر یک نظام بسته و کنترل‌شده شناخته می‌شد. اما در سال‌های اخیر، این تصویر به‌تدریج در حال تغییر است. ظهور پلتفرم‌هایی مانند تیک‌تاک، توجه جهانی به معماری خاص شهرهایی مانند چونگ‌چینگ، و حتی تبدیل شدن برخی عادات روزمره چینی به ترندهای جهانی، نشان می‌دهد که چین در حال ورود به مرحله‌ای تازه از نفوذ فرهنگی است.

اهمیت این روند زمانی بیشتر می‌شود که آن را در بستر رقابت ژئوپلیتیک تحلیل کنیم. در دوران جنگ سرد، جذابیت فرهنگی و سبک زندگی غربی یکی از عوامل کلیدی در پیروزی آمریکا بود. اکنون نیز تصویر کشورها در ذهن افکار عمومی جهانی می‌تواند بر تصمیمات اقتصادی و سیاسی دولت‌ها اثر بگذارد. در این چارچوب، تغییر نگاه برخی مناطق جهان به چین، یک تحول قابل‌توجه محسوب می‌شود.

این تغییر تنها در سطح افکار عمومی باقی نمانده و به حوزه اقتصاد و فناوری نیز سرایت کرده است. رقابت امروز میان آمریکا و چین تا حد زیادی بر سر تعیین استانداردهای آینده فناوری و بازارهای جهانی است. اینکه کشورها به سمت فناوری‌های چینی یا آمریکایی حرکت کنند، به‌طور فزاینده‌ای تحت تاثیر تصویر کلی این کشورها قرار دارد؛ تصویری که اکنون بیش از گذشته در حال تغییر است.

در بازارهای غربی نیز نشانه‌هایی از این جابه‌جایی دیده می‌شود. کاهش جذابیت برخی برندهای آمریکایی در اروپا و رشد برندهای چینی در حوزه خودروهای برقی، نشان می‌دهد که قدرت نرم می‌تواند به‌طور مستقیم به مزیت اقتصادی تبدیل شود. در این میان، ارتباط برخی شرکت‌های آمریکایی با سیاست‌های داخلی جنجالی نیز به فرسایش بخشی از سرمایه نمادین آمریکا دامن زده است.

در حوزه فناوری، آمریکا طی سال‌های گذشته تلاش کرده است تا متحدان خود را از استفاده از زیرساخت‌های چینی بازدارد. این سیاست در مقطعی موفقیت‌هایی داشت، اما با تغییر شرایط جهانی و گسترش رقابت اقتصادی، اثربخشی آن در حال کاهش است. در مقابل، چین با اقداماتی مانند گسترش دسترسی بدون ویزا برای برخی کشورها یا متن‌باز کردن فناوری‌های هوش مصنوعی، در حال تقویت تصویر خود به‌عنوان بازیگری منعطف تر  و قابل‌همکاری‌تر است.

در عرصه تجارت جهانی نیز تفاوت رویکردها برجسته‌تر شده است. چین با کاهش تعرفه‌ها برای کشورهای آفریقایی، در حال گسترش نفوذ اقتصادی خود است، در حالی که آمریکا در مسیر اعمال محدودیت‌های تجاری جدید حرکت می‌کند. این واگرایی سیاستی، به‌طور مستقیم بر برداشت کشورها از نقش آینده دو قدرت اثر می‌گذارد.

با این حال، این روند بدون تناقض نیست. چین در عین گسترش نفوذ اقتصادی و فرهنگی، همچنان با نگرانی‌هایی درباره استفاده ابزاری از وابستگی‌های تجاری مواجه است. کنترل چین بر برخی زنجیره‌های تامین حیاتی، به‌ویژه در حوزه مواد معدنی کمیاب، به آن اهرم فشار مهمی در سیاست بین‌الملل داده است؛ موضوعی که خود می‌تواند بخشی از جذابیت این کشور را تحت‌الشعاع قرار دهد.

در مقابل، سیاست‌های آمریکا در سال‌های اخیر، به‌ویژه در دوران ترامپ، با افزایش تنش‌های تجاری و سیاسی با متحدان سنتی، بخشی از سرمایه اعتماد جهانی این کشور را تضعیف کرده است. در چنین فضایی، رقابت چین و آمریکا دیگر صرفا رقابت بر سر قدرت سخت نیست، بلکه به نبردی برای کسب اعتماد، جذابیت و نفوذ بلندمدت تبدیل شده است./