جهان در آستانه بحران غذا

گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- محمد امین مکرمی: جنگ و تنش‌های ژئوپلیتیک بار دیگر یکی از آسیب‌پذیرترین نقاط اقتصاد جهانی یعنی امنیت غذایی را هدف گرفته‌اند. آنچه امروز در پی درگیری‌ها در خلیج فارس در حال شکل‌گیری است، تنها یک شوک موقت قیمتی نیست، بلکه نشانه‌هایی از یک بحران گسترده‌تر در حال ظهور است که می‌تواند به افزایش گرسنگی و حتی قحطی در بخش‌هایی از جهان منجر شود. این وضعیت، وابستگی عمیق نظام غذایی جهان به انرژی و نهاده‌های شیمیایی را آشکار کرده و بار دیگر این پرسش را مطرح می‌کند که آیا ساختار فعلی تولید غذا پایدار است یا نه.

ریشه این وابستگی به دهه‌های میانی قرن بیستم بازمی‌گردد؛ زمانی که «انقلاب سبز» با هدف افزایش تولید محصولات کشاورزی شکل گرفت. استفاده گسترده از بذرهای پربازده، کودهای شیمیایی، آبیاری مکانیزه و ماشین‌آلات، تولید غذا را در بسیاری از مناطق جهان به‌طور چشمگیری افزایش داد و از شدت قحطی کاست. با این حال، این تحول یک پیامد مهم داشت: پیوند عمیق کشاورزی با سوخت‌های فسیلی. تولید محصولات پربازده بدون استفاده مداوم از کودهای شیمیایی، به‌ویژه کودهای نیتروژنی که عمدتا از گاز طبیعی تولید می‌شوند، عملا ممکن نیست.

براساس گزارش فایننشال تایمز، جنگ اخیر باعث جهش شدید قیمت انرژی و اختلال در تجارت جهانی کود شده و همین موضوع زنجیره تولید غذا را به‌طور مستقیم تحت فشار قرار داده است. داده‌ها نشان می‌دهد که تنها در یک ماه، شاخص قیمت انرژی بیش از ۴۰ درصد افزایش یافته و همزمان قیمت کودهای شیمیایی نیز جهش قابل توجهی داشته است. نتیجه این روند، افزایش هزینه تولید محصولات کشاورزی و در نهایت رشد قیمت مواد غذایی است؛ روندی که بیش از همه کشورهای فقیر را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

در نگاه اول، ممکن است این وضعیت شبیه شوک‌های غذایی سال‌های ۲۰۰۸ یا ۲۰۲۲ به نظر برسد؛ اما تفاوت مهمی وجود دارد. طی دو دهه گذشته، کشورهای حاشیه خلیج فارس به بازیگران کلیدی در اقتصاد جهانی غذا تبدیل شده‌اند. این کشورها نه‌تنها تامین‌کنندگان اصلی انرژی هستند، بلکه نقش تعیین‌کننده‌ای در تولید و صادرات کودهای شیمیایی و همچنین مدیریت مسیرهای حمل‌ونقل کالاهای کشاورزی دارند. به همین دلیل، هرگونه اختلال در این منطقه می‌تواند به سرعت به سایر نقاط جهان سرایت کند.

نقش خلیج فارس در تولید نهاده‌های کشاورزی به‌ویژه در حوزه آمونیاک و اوره بسیار برجسته است. آمونیاک، که پایه اصلی تولید کودهای نیتروژنی است، به‌شدت به گاز طبیعی وابسته است و بخش قابل توجهی از صادرات جهانی آن از این منطقه تامین می‌شود. بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی برای تامین نیازهای کشاورزی خود به این جریان وابسته‌اند. در نتیجه، هرگونه اختلال در عرضه این مواد، مستقیما تولید غذا در این کشورها را تهدید می‌کند.

علاوه بر تولید، زیرساخت‌های لجستیکی نیز اهمیت حیاتی دارند. بنادر و مراکز ترانزیتی خلیج فارس به‌ویژه در امارات متحده عربی، به هاب‌های اصلی توزیع مواد غذایی در خاورمیانه، آفریقا و بخش‌هایی از آسیا تبدیل شده‌اند. این مراکز نه‌تنها تجارت بلکه انتقال کمک‌های بشردوستانه را نیز مدیریت می‌کنند. اختلال در این گلوگاه‌های حیاتی، می‌تواند هزینه حمل‌ونقل را افزایش داده و دسترسی کشورهای آسیب‌پذیر به غذا را محدود کند.

نشانه‌های اولیه این بحران هم‌اکنون قابل مشاهده است. در برخی اقتصادهای پیشرفته، پیش‌بینی می‌شود تورم مواد غذایی تا سال آینده به‌طور قابل توجهی افزایش یابد. اما فشار اصلی بر دوش کشورهای در حال توسعه است؛ کشورهایی که هم به واردات کود وابسته‌اند و هم توان مالی محدودی برای حمایت از کشاورزان و مصرف‌کنندگان دارند. در این کشورها، افزایش قیمت نهاده‌ها می‌تواند به کاهش تولید، رشد قیمت‌ها و در نهایت تشدید ناامنی غذایی منجر شود.

این وضعیت در مناطقی که همزمان با بحران‌های دیگر مواجه هستند، خطرناک‌تر است. کشورهایی مانند سودان، سومالی یا سریلانکا که با جنگ، خشکسالی یا بحران‌های اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، در برابر چنین شوکی بسیار آسیب‌پذیرترند. برآوردها نشان می‌دهد میلیون‌ها نفر ممکن است به جمعیت دچار گرسنگی شدید اضافه شوند؛ موضوعی که می‌تواند پیامدهای انسانی و حتی سیاسی گسترده‌ای داشته باشد.

از سوی دیگر، بحران غذا با بحران بدهی در کشورهای در حال توسعه گره خورده است. افزایش قیمت انرژی و غذا، تورم را بالا می‌برد و هزینه استقراض را افزایش می‌دهد. در چنین شرایطی، بسیاری از دولت‌ها ناچارند بخش بیشتری از منابع خود را صرف بازپرداخت بدهی کنند و توان کمتری برای حمایت از اقشار آسیب‌پذیر داشته باشند. این چرخه می‌تواند به تعمیق بحران‌های اقتصادی و اجتماعی منجر شود.

در برابر این چشم‌انداز، راهکارهای کوتاه‌مدت و بلندمدت هر دو اهمیت دارند. در کوتاه‌مدت، افزایش کمک‌های بین‌المللی،

تأمین مالی اضطراری و حتی بخشودگی بدهی برای کشورهای فقیر ضروری است تا از گسترش قحطی جلوگیری شود. اما در بلندمدت، بازنگری در ساختار تولید غذا اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد. کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی، استفاده از روش‌های پایدار کشاورزی و تقویت تولید محلی می‌تواند بخشی از راه‌حل باشد.

آن‌چه امروز در حال وقوع است، صرفا یک بحران منطقه‌ای نیست؛ بلکه هشداری جدی برای کل جهان است. نظام غذایی جهانی که به‌شدت به انرژی و زنجیره‌های تأمین متمرکز وابسته است، در برابر شوک‌های ژئوپلیتیک بسیار آسیب‌پذیر شده است. اگر اقدام جدی و هماهنگی صورت نگیرد، پیامدهای این بحران می‌تواند بسیار فراتر از افزایش قیمت‌ها باشد و امنیت غذایی میلیون‌ها نفر را به خطر اندازد.