پیامدهای عملیات نظامی در ایران برای منطقه و بازار انرژی چیست؟
اکونومیست: آمریکا راهبرد ندارد
گزارش رئیس صندوق بینالمللی پول از پنج شوک اقتصادی جنگ
محمدامین مکرمی: مشکل اصلی در چنین جنگهایی زمانی نمایان میشود که هدف نهایی عملیات بهطور دقیق تعریف نشده باشد. در هفتههای گذشته مقامهای آمریکایی دلایل مختلفی برای این جنگ مطرح کردهاند؛ از نگرانیهای مربوط به برنامه موشکی ایران گرفته تا موضوعات امنیتی منطقهای و تلاش برای مهار قدرت تهران. اما نبود یک هدف واحد و مشخص باعث شده است چشمانداز پایان جنگ نیز مبهم باقی بماند.
در چنین شرایطی جنگ عملا دو چهره متفاوت پیدا میکند. نخست چهره نظامی آن است؛ جایی که عملیاتها ادامه دارند و توانمندیهای نظامی طرف مقابل هدف قرار میگیرند. اما چهره دوم، بعد سیاسی و ژئوپلیتیک جنگ است که در آن پیامدهای گستردهتری شکل میگیرد؛ پیامدهایی که میتواند کل منطقه را درگیر کند.
یکی از مهمترین این پیامدها، کشیده شدن تنشها به دیگر کشورهای خاورمیانه است. کشورهای حاشیه خلیجفارس در سالهای اخیر تلاش کرده بودند خود را بهعنوان مراکز ثبات اقتصادی و مالی در منطقه معرفی کنند. اقتصادهایی مانند امارات، قطر و عربستان سرمایهگذاریهای گستردهای برای تبدیل شدن بههابهای مالی، گردشگری و فناوری انجام دادهاند. اما تشدید درگیریهای نظامی در اطراف خلیجفارس میتواند این تصویر از ثبات را با چالش مواجه کند.
در همین حال جبهههای دیگر تنش نیز فعال شدهاند. لبنان بار دیگر به صحنه درگیری تبدیل شده و تقابل نظامی میان اسرائیل و نیروهای حزبالله شدت گرفته است. چنین تحولاتی نشان میدهد که خطر گسترش جنگ در منطقه کاملا واقعی است. در صورت ادامه این روند، بحران میتواند به شبکهای از درگیریهای مرتبط تبدیل شود که مهار آن دشوارتر خواهد شد.
در کنار پیامدهای امنیتی، اقتصاد جهانی نیز نسبت به تحولات این جنگ حساس است. خلیجفارس یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان به شمار میرود و بخش قابلتوجهی از صادرات نفت و گاز جهان از مسیر این منطقه عبور میکند. هرگونه اختلال در این مسیر میتواند بازارهای جهانی را به سرعت تحتتاثیر قرار دهد.
در هفتههای اخیر بازار انرژی واکنش محسوسی به این تنشها نشان داده است. قیمت نفت برنت نسبت به پیش از آغاز درگیریها افزایش یافته و به حدود ۸۳دلار در هر بشکه رسیده است. قیمت گاز طبیعی در اروپا نیز رشد قابلتوجهی داشته است. این تحولات نشان میدهد که بازارها نسبت به احتمال اختلال در عرضه انرژی نگران هستند.
اگر بحران تشدید شود و قیمت نفت به حدود ۱۰۰دلار در هر بشکه برسد، پیامدهای اقتصادی آن میتواند فراتر از بازار انرژی باشد.
افزایش قیمت انرژی معمولا رشد اقتصادی را کندتر میکند و فشارهای تورمی را افزایش میدهد. در شرایطی که بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان هنوز با تورم بالادستوپنجه نرم میکنند، چنین شوکی میتواند روند بهبود اقتصادی را مختل کند.
در کنار این مسائل، خطر بیثباتی گستردهتر در منطقه نیز وجود دارد. ایران یکی از بزرگترین کشورهای خاورمیانه است و هرگونه بحران طولانیمدت در آن میتواند پیامدهای منطقهای قابلتوجهی داشته باشد. تحولات داخلی در چنین کشوری به سرعت بر همسایگان آن در عراق، خلیجفارس، سوریه و حتی ترکیه اثر میگذارد. از همین رو، گسترش درگیری میتواند به زنجیرهای از بحرانهای امنیتی در منطقه تبدیل شود.
در داخل آمریکا نیز ادامه جنگ با محدودیتهای سیاسی روبهرو است. نظرسنجیها نشان میدهد حمایت افکار عمومی از یک درگیری طولانی در ایران چندان بالا نیست. در عین حال افزایش قیمت سوخت میتواند نارضایتی رأیدهندگان را تشدید کند؛ موضوعی که همواره برای سیاستمداران آمریکایی اهمیت زیادی داشته است.
از نگاه اکونومیست، در چنین شرایطی منطقیترین راهبرد آن است که اهداف جنگ محدود و مشخص شود. اگر هدف کاهش توان نظامی ایران بوده، بسیاری از تحلیلگران معتقدند بخش قابلتوجهی از این هدف تاکنون تحقق یافته است. ادامه جنگ بدون تعریف دقیق از مرحله پایانی آن، تنها خطر گسترش بحران را افزایش میدهد.
تجربه بسیاری از درگیریهای بزرگ نشان میدهد که خروج زودهنگام از جنگ، حتی اگر به معنای دستیابی کامل به همه اهداف نباشد، گاهی میتواند از گرفتار شدن در یک بحران طولانی و پرهزینه جلوگیری کند. در مقابل، ادامه عملیات بدون چشمانداز روشن ممکن است بازیگران را به تدریج در چرخهای از تشدید تنش گرفتار کند.
مساله اصلی این است که جنگها معمولا بسیار آسانتر از آنچه تصور میشود آغاز میشوند، اما پایان دادن به آنها دشوارتر است. بحران کنونی نیز اکنون به نقطهای رسیده که تصمیمهای سیاسی میتواند مسیر آن را تعیین کند: یا حرکت به سمت کاهش تنش و پایان درگیری یا ورود به مرحلهای از بیثباتی گستردهتر در خاورمیانه و اقتصاد جهانی.