نگاه دیگران/ بخش بخش شصتودوم
بازی بزرگان؛ سناریوهایی برای همزیستی چین و آمریکا در دهه ۲۰۳۰
اول، همانطور که از مطالعات ما از منابع چینی که اثرات فاجعهبار تحریمها، مانند تحریمهای اعمالشده علیه روسیه در سال۲۰۲۲، را در صورت هدف قرار دادن چین پیشبینی میکنند، مشخص است، شبح تحریمهای مالی میتواند نقش بازدارنده داشته باشد. اما بازدارندگی تنها در کنار تضمینها موثر است؛ به این معنی که کشورها باید باور کنند که به طور خودسرانه هدف قرار نخواهند گرفت (مثلا با تحریمها) و میتوانند برای امنیت به سیستم اقتصادی جهانی تکیه کنند. سیاستگذاران ایالات متحده باید بخواهند که چین از ترس تحریمها از اقدامات تهاجمی بازداشته شود، اما نباید آن را متقاعد کنند که ایالات متحده در تمام اشکال قدرت اقتصادی جهانی با آن کشور مخالفت خواهد کرد. این به آن معناست که حفظ مرکزیت دلار در سیستم پولی بینالمللی مستلزم ارائه نقش برجستهتری به یوآن در آن سیستم است. علاوه بر این، تحقیقات اخیر نشان میدهد که قدرتهای نوظهوری که دچار رکود اقتصادی میشوند، زمانی که متقاعد شوند چشمانداز تجاریشان ضعیف است، میتوانند بسیار تهاجمی عمل کنند و این امر آنها را به سمت جستوجوی منابع بهصورت تهاجمی و نه مسالمتآمیز سوق میدهد.
دوم، بینالمللی شدن یوآن فرصتی را برای ترغیب چین به مشارکت اقتصادی جهانی مسوولانه فراهم میکند. بینالمللی شدن ارز میتواند با خیال راحت روابط اقتصادی معاملاتی را تسهیل کند؛ به این معنی که ایالات متحده میتواند از مشارکت چین در شرایط خاص استقبال کند و اشتباهات آن را در سایر موارد (تحت سناریوی همزیستی پولی) مجازات کند. نقطه مقابل رویکرد معاملاتی، تضاد موجودیتی است؛ یعنی مخالفت با دستاوردهای چین در هر عرصهای صرفنظر از هزینهها یا مزایای بالقوه برای ثبات بینالمللی بهطور کلی و ایالات متحده بهطور خاص (تحت سناریوهای سرکوب پولی یا انشعاب). در اشکال دیگر روابط معاملاتی، مانند کنترل صادرات، فهرستبندی نهادها و غربالگری سرمایهگذاری، بازیگران و موسسات آمریکایی باید نظم و انضباط را فراهم کنند که این امر انتقاد چین را به همراه خواهد داشت، اصطکاک سیاسی ایجاد میکند که میتواند به سایر حوزهها سرایت کند و میتواند منجر به تشدید یا اقدامات تلافیجویانه شود. در مقابل، در بازارهای ارز، بازارها نظم و انضباط ایجاد میکنند.
اگر چین سیاستهای سیاسی یا پولی را اتخاذ کند که فعالان بازار را بترساند، بازیگران خصوصی و دولتی به یوآن تکیه نخواهند کرد و این امر در حضور ارزهای ذخیره چندگانه حتی صادقتر خواهد بود؛ زیرا سرمایهگذاران میتوانند از یکی به دیگری تغییر دهند و از هجوم به سمت یک ارز واحد حتی زمانی که منبع بیثباتی است، مانند مورد دلار در سال ۲۰۰۸، اجتناب کنند. مشکلات اقتصادی داخلی چین قابلتوجه است. بااینحال رهبرانش این را راحتتر یافتهاند که محیط خارجی - یعنی «مهار» و «سرکوب» ایالات متحده - را بهجای سیاستهای داخلی و اصلاحات ساختاری متوقفشده، مقصر بدانند. استقبال از بینالمللی شدن یوآن به ازبینبردن این روایت که ایالات متحده از دادن نقش اقتصادی جهانی به چین خودداری میکند، کمک میکند، به اصلاحات در کشور انگیزه بیشتر میدهد و عناصر اصلاحطلب بیشتری را در درون حزب - دولت که ممکن است از آزادسازی، بهجای امنیتیسازی، بهعنوان راهحلی برای این مشکلات حمایت کنند، تقویت میکند. علاوه بر این، استقبال از بینالمللی شدن یوآن، چه از نظر سیاست داخلی و چه از نظر اتحادهای جهانی، تا زمانی که مرکزیت دلار حفظ شود، هزینه کمی برای ایالات متحده خواهد داشت. در مقابل، مکانیسمهای مخالف برای بینالمللی شدن مانند سوآپ ارزی یا صدور فاکتور به یوآن میتواند برایش پرهزینه باشد.
ایالات متحده برای تشویق بینالمللی شدن یوآن و محافظت از منافع مالی ایالات متحده و در نتیجه دستیابی به سناریوی همزیستی چه کاری میتواند انجام دهد؟ ایالات متحده باید به چین تضمینهای لفظی بدهد که مشارکتش در سیستم پولی جهانی مورد استقبال قرار میگیرد و مخالفت ایالات متحده با مبادلات ارزی دوجانبه، صدور فاکتور یوآن و یوآن دیجیتال فقط به موارد خاص، بهویژه مواردی که نگرانیهای امنیت ملی آشکار است، محدود میشود. واشنگتن همچنین باید قدرت چین را در صندوق بینالمللی پول تقویت کند که میتواند محلی برای همکاری چندجانبه در مورد سازوکارهای پولی خاص باشد که میتواند ذخایر را متنوع کند و همکاری در زمینه ثبات مالی را افزایش دهد.
حمایت از صدور فاکتور به یوآن در تجارت عناصر خاکی کمیاب و برخی مواد معدنی، چین را از سوءاستفاده از این زنجیرههای تامین که بر آنها تسلط دارد، باز میدارد؛ زیرا چنین اقداماتی فقط باعث ایجاد بیاعتمادی و آسیب به ارزش یوآن میشود. در نهایت، منافع مشترک اعلامشده ایالات متحده و چین در امنیت مالی جهانی، مقابله با پولشویی و ترویج قانونگذاری چندجانبه، به سمت شفافیت و همکاری سوق مییابد. باتوجهبه محدودشدن فضای گفتوگو بین دو کشور و اهمیت نظاممند سیستم ارزی جهانی، گشودن درها به روی بینالمللی شدن یوآن، عرصهای کمهزینه و بالقوه با مزایای بسیار بالا را در اختیار واشنگتن قرار میدهد تا در آن تضمینها را ارائه دهد و رفتار مسوولانه پکن را تشویق کند؛ درحالیکه مخالفت فعال با مشارکت پولی جهانی چین میتواند به سناریوهایی منجر شود که در گذشته در مقیاس جهانی فاجعهبار بودهاند.