نگاه دیگران/ بخش پنجاهودوم
بازی بزرگان، سناریوهایی برای همزیستی چین و آمریکا در دهه ۲۰۳۰
فصل ۷: چه آیندهای برای رنمینبی در نظام پولی جهانی قابلتصور است؟
«چارلز کیندلبرگر»، مورخ اقتصادی، در عبارات مشهوری استدلال کرد که فاجعه دهه۱۹۳۰ را باید به شکست یک هژمون نوظهور -ایالات متحده- در ارائه کالاهای عمومی جهانی، از جمله ثبات ارزی، در چارچوب افول هژمونی بریتانیا نسبت داد. چشمانداز «تله کیندلبرگر» در چارچوب ظهور چین -بهعنوان یک تامینکننده مالی جهانی- یک خطر واقعی به نظر میرسد؛ زیرا واشنگتن بهطور فزایندهای به انزواگرایی متوسل میشود و پکن مسوولیتهای جهانی را رد میکند. اما چنین سناریویی کمتر قانعکننده است آن هم وقتی در نظر گرفته میشود که دلار و رنمینبی (RMB) در دهه آینده چه نقشی میتوانند ایفا کنند، سیاست ایالات متحده در قبال مشارکت چین در امور مالی جهانی چه باید باشد و رهبری چین چه چیزی برای رنمینبی میخواهد؛ دیدگاهی که در بحثهای بسیار جانبدارانه امروزی وجود ندارد. برداشت ما از تحلیل چینیها از این مشکلات نشان میدهد که پکن -برخلاف نگرانیهای موجود در ایالات متحده- میخواهد بینالمللی شدن رنمینبی را تسهیل کند، نه اینکه جایگزین دلار شود. علاوه بر این، پویاییهای اقتصاد کلان و پویاییهای سیاسی نشان میدهد که چنین جایگزینی در میانمدت امکانپذیر نیست.
در واقع، برخلاف آنچه بسیاری در مورد اهمیت حفظ هژمونی جهانی دلار باور دارند، مزایای استفاده گستردهتر از رنمینبی برای ایالات متحده و جهان قابلتوجه خواهد بود. بهجای مبارزه با رنمینبی، سیاستگذاران ایالات متحده باید از این احتمال استقبال کنند که رنمینبی یک دهه بعد بهعنوان یک ارز جهانی بهطور گستردهتری پذیرفته شود. مزایای قابلتوجه تشویق بینالمللی شدن رنمینبی زمانی مبهم میشود که سیستم مالی جهانی بهطور سادهانگارانه بهعنوان سیستمی دیده میشود که در آن یک رقیب با دلار رقابت میکند. در عوض، چسبندگی دلار که با کاستیهای ساختاری رنمینبی - مانند فقدان بازارهای مالی عمیق و نقدشونده، حساب سرمایه باز و حاکمیت قانون در چین - ترکیب شده است، باید سیاستگذاران ایالات متحده را بهاندازه کافی مطمئن کند تا از بینالمللی شدن آن حمایت کرده و آن را تشویق کنند.
بهجای هشدار صرف در مورد رقابت ارزی جهانی، ما سه سناریو را برای تکامل سیستم مالی جهانی در دهه آینده ترسیم میکنیم: اول، یک سیستم پولی بینالمللی چندقطبی که در آن ارزهای بیشتری در طول بحران بهعنوان پناهگاههای امن عمل میکنند (همزیستی پولی)؛ دوم، بلوکهای پولی مستقل و ایزوله که توسط ارزهای جداگانه حمایت میشوند (دوگانگی پولی)؛ سوم، تسلط بیش از حد دلار ناشی از سرکوب نقش جهانی رنمینبی (سرکوب پولی). سناریوهای دوم و سوم با یک تعادل جهانی ناپایدار سازگار هستند که در آن بحرانهای مالی میتوانند بهطور ضعیف مدیریت شوند و تنشهای ژئوپلیتیک خطر خارجشدن از کنترل را دارند. سناریوی اول، با نقشهای کلیدی یورو و رنمینبی با واقعیت ژئوپلیتیک و ژئو اقتصادی امروز همسوتر خواهد بود و با رهایی دلار از وظایف بینالمللی بیش از حد، بدون اینکه لزوما رنمینبی را به جایگاه ارز ذخیره اصلی ارتقا دهد، ثبات سیستم را افزایش میدهد. علاوه بر این، یک ارز چینی بینالمللیتر میتواند پاسخگویی و شفافیت فرآیند تصمیمگیری پکن را افزایش دهد. بینالمللی شدن رنمینبی فرصتی را برای ایالات متحده و متحدانش فراهم میکند تا در یک رابطه اقتصادی پایدارتر و تکراریتر، نه از نظر رقابتیِ موجودیتی، با چین وارد شوند و از مشارکت مالی آن در زمینهای که در آن بازارها، بهجای سایر کشورها، میتوانند نظم و انضباط را فراهم کنند، استقبال کنند.